خانه / آخرین اخبار / نقش و جایگاه ترکیه در سناریوی قره‎باغ چیست؟
تحلیلی بر تاثیر تحول در دیپلماسی خارجی ترکیه بر روند مناقشه قره‌باغ

نقش و جایگاه ترکیه در سناریوی قره‎باغ چیست؟

پس از فروپاشی شوروری و کسب استقلال جمهوری آذربایجان، ترکیه "حل مناقشه قره‌باغ" را یکی از شروط اصلی و اولیه خود برای بهبود روابط دیپلماتیک میان آنکارا و ایروان ذکر کرده است. بر همین اساس حل اختلافات سیاسی و تقویت روابط دوجانبه میان ترکیه و ارمنستان بدون در نظر گرفتن مساله قره‌باغ بر همکاری‌های نزدیک و اتحاد شکل گرفته میان باکو و آنکارا - که از سوی مقامات دو کشور برادرانه و صمیمانه خوانده می‌شود - تاثیر منفی گذاشته و آن را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد. به همین دلیل آنکارا خواهان حرکت قطار حل مناشقه قره‌باغ در مسیری است که اولا بر منافع اقتصادی این کشور و روابط سیاسی آن با کشورهای دخیل در این مناقشه همچون روسیه تاثیر منفی نگذارد، و دوما در صورت بهبود روابط با ارمنستان، خللی در روابط صمیمانه با جمهوری آذربایجانی وارد نسازد. این معادله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که مساله اختلافات تاریخی ترکیه و ارامنه را نیز بدان اضافه کنیم.

یول‌پرس: پروسه‌های سیاسی – نظامی روی داده در طول ماه‌های اخیر، احتمال شعله‌ور شدن مناقشه‌های منجمدشده در منطقه، همچون قره‌باغ را افزایش داده است. چرا که صدای جنگ – به عنوان یکی از راهکارهای پایان دادن به این مناقشه – مدتی است که از سوی طرف آذربایجانی زیاد به گوش می‌خورد. این در حالی است که گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا، به عنوان نهادی که هدف خود را حل مسالمت‌آمیز مناقشه قره‌باغ قلمداد می‌کند، نتوانسته به نتیجه و راهکاری جدی و عملی دست یابد. به همین علت است که رفته رفته این گروه نقش و تاثیر خود در روند مناقشه قره‌باغ را از دست داده و انتقادات فراوانی از سوی طرف آذربایجانی همچون جانبداری از ارمنستان و تلاش برای منجمد نگه داشتن مناقشه به نفع ارمنستان، بر عملکرد و کارنامه گروه مینسک وارد شده و همزمان با این موضوع، نام ترکیه به عنوان کشوری که در حال افزایش نقش و تاثیرگذاری خود در قفقاز جنوبی و مسائل مربوط به آن است، به گوش می‌خورد. تلاش ترکیه برای افزایش نفوذ خود در منطقه، این سوال را در ذهن ایجاد می‌کند: آیا ترکیه می‌تواند تبدیل به یک عامل کلیدی در حل مساله قره‌باغ شود؟

با در نظر گرفتن مسئولیت کشورهای ترکیه، فرانسه، آمریکا و روسیه در رابطه با مناقشه قره‌باغ، عضویت این کشورها در گروه مینسک به رهبری مشترک واشنگتن، مسکو و پاریس، پاسخ به سوال مطرح شده مثبت خواهد بود. از طرف دیگر، خود ترکیه نیز تمایل زیادی برای حل صلح‌آمیز جنگ قره‌باغ، البته به سود جمهوری آذربایجان دارد. چرا که در صورت باقی ماندن گزینه جنگ روی میز طرفین، و شروع یک درگیری نظامی گسترده در قفقاز جنوبی، ترکیه خواه – ناخواه وارد این جنگ ناخواسته خواهد شد. این امر در نهایت منجر به افزایش تنش و اختلاف میان آنکارا و مسکو و احتمالا تقابل نظامی – اقتصادی دو کشور خواهد شد. امری که به هیچ وجه مطلوب ترکیه نبوده و نیست.

تاریخ یک قرن اخیر منطقه نیز حاکی از دوری و اجتناب ترکیه از رویارویی مستقیم نظامی با روس‌ها است. به همین دلیل ترک‌ها در حال تلاش برای سنگین‌تر کردن کفه ترازو به سود راهکارهای مسالمت آمیز می‌باشند. همچنین با توجه به محرومیت ترکیه از وجود ذخائر انرژی و تلاش این کشور برای کسب منافع اقتصادی حاصل از منابع سرشار نفت و گاز کشورهای همسایه از طریق ایفای نقش به عنوان بستر انتقال و صادرات به اروپا، شعله‌ور شدن مناقشه قره‌باغ و تبدیل آن به یک جنگ تمام عیار در منطقه قفقاز جنوبی، چیزی جز ضرر عاید این کشور نخواهد کرد.

پس از فروپاشی شوروری و کسب استقلال جمهوری آذربایجان، ترکیه “حل مناقشه قره‌باغ” را یکی از شروط اصلی و اولیه خود برای بهبود روابط دیپلماتیک میان آنکارا و ایروان ذکر کرده است. بر همین اساس حل اختلافات سیاسی و تقویت روابط دوجانبه میان ترکیه و ارمنستان بدون در نظر گرفتن مساله قره‌باغ بر همکاری‌های نزدیک و اتحاد شکل گرفته میان باکو و آنکارا – که از سوی مقامات دو کشور برادرانه و صمیمانه خوانده می‌شود – تاثیر منفی گذاشته و آن را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد. به همین دلیل آنکارا خواهان حرکت قطار حل مناشقه قره‌باغ در مسیری است که اولا بر منافع اقتصادی این کشور و روابط سیاسی آن با کشورهای دخیل در این مناقشه همچون روسیه تاثیر منفی نگذارد، و دوما در صورت بهبود روابط با ارمنستان، خللی در روابط صمیمانه با جمهوری آذربایجانی وارد نسازد. این معادله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که مساله اختلافات تاریخی ترکیه و ارامنه را نیز بدان اضافه کنیم. ادعای دروغین و اثبات نشده “نسل کشی ارامنه” و همچنین ادعاهای ارضی ارمنستان بر مناطق شرقی و شمال شرقی ترکیه مسائلی است که تاکنون همچون سدی از برقراری یک رابطه دیپلماتیک عادی میان دو همسایه ممانعت کرده است. به اعتقاد کارشناسان، در صورتی که آنکارا می‌توانست اختلافات خود با ارامنه را در یک چارچوب صلح‌آمیز حل کند، نقش تعیین کننده و مثبتی را در مناقشه قره‌باغ و برقراری صلح و دوستی میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان ایفا می‌کرد.

در این میان چیزی که بیش از موضوع تلاش‌ برای عادی سازی روابط میان آنکارا و ایروان، در کانون توجه دولت‌مردان و سیاست‌مداران آذربایجانی قرار دارد، مساله روابط دو جانبه میان ترکیه و روسیه می‌باشد. سیاست خارجی ترکیه در مقایسه با گذشته دچار تغییر و تحولات فراوانی گشته و چنین به نظر می‌رسد که آنکارا در حال دوری از غرب و تقویت روابط خود با کشورهای آلترناتیو است. طولانی شدن پروسه عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا، امید به تحقق این مهم را حتی در گفتار و عمل دولت‌مردان ترکیه نیز از بین برده است. خارج شدن سیاست‌ خارجی ترکیه از محوریت غرب و اتحادیه اروپا، منجر به تقویت روابط این کشور با کشورهای اسلامی و تلاش آن برای ایفای نقش به عنوان رهبریت جهان اسلام شده است. با این حال به نظر می‌رسد آنکارا آنطور که باید به تقویت بیش از پیش روابط با جمهوری آذربایجان و استفاده از ظرفیت‌های این کشور در جهت ارتقا جایگاه اقتصادی و چهره کاریزماتیک و رهبرگونه خود در منطقه و جهان اسلام اهمیت نمی‌دهد.

با این حال به اعتقاد کارشناسان سیاسی جمهوری آذربایجان، حفظ و تقویت روابط میان ترکیه و آذربایجان به عنوان دو متحد استراتژیک، در شرایطی که وقوع جنگ‌ در جبهه‌های مختلف اجتناب ناپذیر جلوه می‌کند، لازم و ضروری است. احتمال تداوم حضور نظامی ترکیه در شمال سوریه بالا بوده و در این میان موضع باکو در قبال حمایت و یا عدم حمایت از عملیات‌های نظامی برون مرزی ترکیه، نقش تعیین کننده‌ای در آینده همکاری‌های دو کشور در حوزه‌های مختلف خواهد داشت. شاید بتوان گفت حمایت سیاسی و معنوی، همراه با حفظ خونسردی و در نظر گرفتن تمامی جوانب، بهترینی موضعی است که دولت باکو می‌تواند در قبال فعالیت‌های نظامی ترکیه در سوریه و یا عراق اتخاذ نماید، تا هم به نوعی همراهی خود با ترکیه را اعلام و از از همه مهمتر خود را در برابر عواقب احتمالی حاصل از اقدامات ترکیه بیمه کرده و وارد معرکه‌ای جدید نشود.

تحلیل‌ها نشانگر آن است که ترکیه در طول ماه‌های گذشته از سوی برخی از مراکز قدرت تحت فشار قرار گرفته است. در حالی که در برابر این فشارها، از حمایت سیاسی و نظامی ناتو محروم است. این موضوع رفته رفته ترکیه را تحت یک انزوای شدید قرار داده و منجر به تداوم حضور نظامی این کشور در سوریه خواهد شد. آنکارا با هدف حراست از مرزهای خود در برابر گروه‌های تروریستی و همچنین طرح آمریکایی کشور کردی در شمال سوریه (با ایفای نقش پ.ک.ک و شاخه سوری آن پ.ی.د) هیچ چاره‌ای جز اتخاذ سیاست‌ها و تدابیر رادیکال در پیش رو ندارد.

ترکیه یکی از کشورهای مهم و تاثیر گذار منطقه بوده و طبیعی است که این کشور از هیچ تلاشی برای حفظ منافع و تقویت جایگاه و نفوذ خود دریغ نکند. در این میان دوری از غرب و تمرکز بر خاورمیانه و به طور کلی آسیا و همچنین منطقه قفقاز، یکی از راهکارهای دولت آنکارا جهت خروج از انزوای تحمیل شده از غرب و ایفای نقش موثر در معادلات و مناقشاتی نظیر قره‌باغ است.

منبع: خبرگزاری اسپوتنیک – آذر رشیداوغلو

ترجمه: سرویس بین‌الملل یول‌پرس – رضا اصغری 

یک دیدگاه

  1. ترکیه میداند اگر به دفاع از آذربایجان وارد جنگ شود ایران هم به دفاع از ارمنستان وارد جنگ خواهد شد




    0



    0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *