خانه / آخرین اخبار / جدایی‌طلبی در کردستان عراق: هوشیاری و مراقبت‌ها
همه‌پرسی اقلیم چه برخوردی باید داشت؟

جدایی‌طلبی در کردستان عراق: هوشیاری و مراقبت‌ها

نحوه مواجهه با اقلیم کردستان در برگزاری همه پرسی جدایی از عراق به موضوعی مهم برای کشور عراق، همسایگان و کشورهای خارج از منطقه تبدیل شده است. حساسیت و پیچیدگی موضوع، وجود جمعیت های کردزبان در کشورهای همسایه و نیز مخاطرات ناشی از سرایت این رفتار به سایر اقوام و نژادها در منطقه ای که از این حیث به غایت پیچیده و در هم تنیده است بر دشواری شرایط افزوده و همگان از جمله کشورهای همسایه را با چگونگی برخورد با این مساله مواجه ساخته است.

تهران-ایرنا- پایگاه خبری دیپلماسی ایرانی در یادداشتی نوشت: نحوه مواجهه با اقلیم کردستان در برگزاری همه پرسی جدایی از عراق به موضوعی مهم برای کشور عراق، همسایگان و کشورهای خارج از منطقه تبدیل شده است. حساسیت و پیچیدگی موضوع، وجود جمعیت های کردزبان در کشورهای همسایه و نیز مخاطرات ناشی از سرایت این رفتار به سایر اقوام و نژادها در منطقه ای که از این حیث به غایت پیچیده و در هم تنیده است بر دشواری شرایط افزوده و همگان از جمله کشورهای همسایه را با چگونگی برخورد با این مساله مواجه ساخته است.

در ادامه این یادداشت به قلم سیداحمد حسینی، می خوانیم: این بازه زمانی، مقطعی است که دولت عراق در دوراهی سختی قرار می‌گیرد و توانش در دو جبهه درگیر می‌شود.

نظر به اهمیت موضوع و ضرورت طرح دیدگاه ها و تبادل افکار و نظرات، در این نوشته تلاش می گردد ابعاد و جوانب این مساله مورد توجه و راهکارهای ممکن مورد بحث قرار گیرد:

عقبه فکری:

ناگفته مشخص است که تصمیم اقلیم کردستان عراق در حرکت به سمت جدایی، از پشتوانه فکری شامل متخصصین حوزه های مختلف برخوردار است و همه مراحل و تصمیم ها را بر اساس آثار و پیامدی که دارد طراحی و عملیاتی می نمایند.

بنابراین در برخورد با اقداماتی که صورت می گیرد نباید غیراصولی و هیجانی برخورد کرد بلکه لازم است کشورهای همجوار از همه ظرفیت های خود در این زمینه بهره گرفته و با تشریک مساعی و آینده نگری تصمیماتی را اتخاذ نمایند که در ادامه آن ها را با دشوارهای گوناگون مواجه نسازد.

مقطع زمانی:

بدون تردید طراحی صورت گرفته برای اجرای همه پرسی در اقلیم، توجه ویژه ای به مقطع زمانی این تصمیم داشته است. با مروری بر تحولات، مشخص است که اتاق فکر این اقدام مرزی بین تضعیف خطر داعش و دور ساختن آنان از منطقه ای حداکثری که اقلیم برای خود تصور نموده از یک،طرف و از بین نرفتن کامل این گروه بنحوی که دولت عراق هنوز درگیر جنگ با آن ها می باشد را در نظر گرفته است.

این بازه زمانی، مقطعی است که دولت عراق در دوراهی سختی قرار می گیرد و توانش در دو جبهه درگیر می شود و لذا اقلیم با دولت ضعیف و گرفتار در بغداد روبرو می شود.

آمادگی های لجستیک:

هنوز ابعاد و مقدمات لجستیکی اقدام اقلیم کردستان عراق مشخص نگردیده اما از اخبار پراکنده ای که به گوش می رسد می توان نتیجه گرفت که آمادگی های مختلفی مانند ساماندهی نیروهای کرد ضدانقلاب، تهیه سلاح و مهمات مورد نیاز و تدارک برای یک دوره مقاومت حداقلی برای ایستادگی بر مواضع تدارک دیده شده و تقسیم کار لازم در این زمینه صورت گرفته است.

بنابراین باید انتظار داشت که مقامات اقلیم برای یک دوره تعریف شده، آمادگی فکری، معنوی، لجستیکی و روحی داشته و خود را از مرحله پرشدت اولیه خارج ساخته و سپس فرصت تفکر، بازیابی، برنامه ریزی و نحوه برخورد با اضلاع مختلف بحران در داخل و خارج را طراحی نمایند.

حرکت گام به گام در سایه بحران:

مشخص است که در سال های اخیر بخصوص در مقطع بروز و ظهور داعش، اقلیم کردستان همه اقدامات و گام های خود را بر اساس به تحقق نشاندن موضوع استقلال پیش برده و اتاق فکری که از قبل به آن اشاره گردید، در سایه تحولات عراق، پازل های خود را تکمیل کرده است.

استفاده از ظرفیت های ترکیه برای شکوفائی اقتصادی و باز کردن کریدورهای حمل و نقل و کشیدن خطوط انتقال نفت اقلیم به بازارهای مصرف، کشاندن پای شرکت های مهم اروپائی و آسیایی به منطقه، سوءاستفاده از همکاری و همراهی های ایران و بصورت بارز در رفع تهدید داعش که در یک قدمی فتح اربیل قرار داشتند و اگر کمک های ایران نبود اقلیم کردستان با چالش های عظیمی روبرو بود و نیز گستراندن حوزه سرزمینی خود به مناطقی همچون کرکوک که مالکیت آن موضوعی بحث انگیز در داخل عراق می باشد، نشان از آن دارد که اقلیم از سال ها قبل تدارک ورود به چنین مرحله ای را دیده است.

در این خصوص باید به اشتباه فاحش دولت ترکیه در قبال اقلیم کردستان و استفاده ابزاری از آن برای مواجهه با دولت مرکزی عراق اشاره نمود که هم به لحاظ شکلی و هم به لحاظ پروتکلی به گونه ای با بارزانی برخورد کردند که او را به این باور و اطمینان رساند که می تواند پرچم دار تغییری ژئوپلتیک در جغرافیا و ساختار سیاسی منطقه باشد.

موقعیت جغرافیایی:

در کنار اصل بنیادین تخطی از حقوق بین الملل، نادیده گرفتن قانون اساسی عراق و قدم برداشتن در مسیر خدشه به تمامیت ارضی آن کشور برغم اختیارات و امکانات وسیعی که دولت عراق برای مسئولین اقلیم در نظر گرفته است، یکی از زمینه هایی که موضوع گرایش استقلال طلبانه اقلیم کردستان عراق را در مرکز توجهات قرار داده است شرایط جغرافیائی و موقعیت ژئوپلتیک این منطقه می باشد.

همجواری این منطقه با کشورهای ایران، ترکیه و سوریه و امکان تسری یافتن مسائل آن به کشورهای پیرامونی و اثرگذاری آن در منازعات ژئوپلتیک منطقه که حساسیت خود را در کشمکش های سال های اخیر در عراق و سوریه نمایان ساخته و علاوه بر کشورهای منطقه، قدرت های جهانی را در خود درگیر ساخته است مساله ای است که در بطن حادثه رخ داده مستتر بوده و در ادامه هر چه بیشتر خود را نشان داده است.

بی جهت نیست که رژیم صهیونیستی بعنوان تنها حامی و پشتیبان نیروی جدایی طلبی بر این نقطه تمرکز کرده و از جدایی کردستان از عراق بعنوان یک ذخیره استراتژیک برای خود نام می برد. اگر دقت نمائیم توجه به این نقاط استراتژیک در مناطق دیگر نیز از سوی رژیم اسرائیل تجربه شده است چرا که یکی از علل و پیش زمینه های پیدایش خود رژیم نیز قرار گرفتن در نقطه استراتژیک در محل اتصال حوزه های مهم جغرافیائی به یکدیگر بوده است. تل آویو در ماجرای جنگ بین گرجستان و روسیه بر سر مناطق خودمختار اوستیا و آبخازیا دخالت کرد اما قدرت برتر روسیه اجازه نداد که این مناطق از دسترس آن ها خارج شود.

مورد دیگر مربوط به جدایی سودان جنوبی می باشد که سناریو به نتیجه رسید و سرزمینی با منابع انرژی و سرچشمه های آب فراوان در دامن آن ها قرار گرفت و اکنون نیز اقلیم کردستان جذاب ترین موردی است که می تواند بعنوان یک بازوی راهبردی برای آن رژیم عمل نماید بخصوص اینکه اربیل در تنهائی استراتژیک خود مجبور است هر چه بیشتر بر آن تکیه نماید.

ملاحظات و راهکار ها:

بحث در خصوص ابعاد مختلف راهبرد جدایی اقلیم کردستان از عراق بسیار و ابعاد پیچیده ای دارد که پرداختن به تک تک آن ها، حوصله و مناسبت دیگری را طلب می کند. بدون تردید این مساله آنچنان ریشه دارد که توجه و تامل بسیار جدی کشور عراق و همسایگان را طلب می کند و ضرورت بسیار دارد که همفکری ها و همکاری ها هر چه بیشتر گردد چرا که تاکنون نتیجه کوتاهی ها و عدم توجه ها، منجر به انجام یک مرحله از چالش کنونی یعنی برگزاری همه پرسی، هر چند با معیارها و مکانیسم های حکومت اقلیم شده است. با این وجود توجه و رعایت نکاتی چند بعنوان راهکارهای اقدام در شرایط کنونی مورد اشاره قرار می گیرد:

همکاری کشورهای پیرامونی:

راهبرد اقلیم کردستان عراق برای جدایی از دولت مرکزی، موضوعی چند بعدی و برخوردار از زوایای گوناگون است و برای مواجهه با آن، همکاری دول همجوار کاملا ضروری است چرا که در اینصورت اثرگذاری تصمیمات و اقدامات بسیار بالا رفته و نتیجه دهی اقدامات به نحو چشمگیری افزایش می یابد.

بهره گیری از اجماع جهانی:

همانگونه که مشاهده می گردد همه کشور ها و نهادهای بین المللی با این اقدام اقلیم کردستان مخالفت کرده و بر ضرورت تغییر در تصمیم آن ها تاکید کرده اند. این فرصت بسیار مناسبی است که اقدامات دولت مرکزی عراق و دول همجوار در چنین بستر مناسبی صورت می گیرد.

این اجماع در شرایطی است که منطقه و جهان حوصله و طاقت درگیر شدن در بحرانی که می تواند خسارت ها و پیامدهای بسیار بر جای گذاشته و حتی مردم اقلیم را با سختی ها و تنگناهای بی پایان مواجه سازند را ندارند آن هم در شرایطی که پدیده ای به نام داعش و افراط گرائی با آن همه خسارات مادی و معنوی و انسانی در حال پایان یافتن است و وجدان بشری از این ناحیه بسیار آزرده شده است.

به همین خاطر، فضای بسیاری مناسبی برای حرکت دستگاه های دیپلماسی کشورهای منطقه است و از طرفی می تواند بستری برای تعاملات جدیدی باشد که فاصله کشورهایی مانند ایران، ترکیه و عراق که فاصله ها و شکاف هائی برداشته است را ترمیم نماید.

شفاف سازی و آگاهی بخشی:

از آنجا که رویداد جاری در منطقه کردستان عراق با مردم شریف کرد در آن اقلیم و نیز مناطق کردی در دول همجوار ارتباط دارد باید شفاف سازی لازم صورت گیرد که اقدامات کشورهای منطقه در خصوص وضعیتی که در اقلیم کردستان رخ داده مساله ای قشری و نژادی نیست و هدف این نوشتار و اقدامات آن نیست که خدای ناکرده به منافع و خواسته های آنان آسیب زده یا خدشه ای وارد گردد.

برعکس، هدف تشریح بیشتر موضوع و روشن ساختن صحنه ای است که در آن حرکت می کنیم بخصوص اینکه برخی کانون ها و لابی های قدرت درصددند تا اهداف سیاسی و ژئوپلتیک خود را در قالب خواست های قشری، قومی و نژادی پیش برده و از آن ها صرفا اهرمی برای دستیابی به اهداف خود بسازند.

در آگاه سازی و روشنگری ها باید به این نکته توجه شود که همه جهان بخصوص منطقه خاورمیانه با موضوعات قومی، قبیلگی و نژادی مواجه هستند و اگر قرار باشد روی این موضوعات دست گذاشته شود پایانی بر آن متصور نیست و ممکن است موج هائی بلند شود که اقوام و نژادهای دیگر را تحریک نماید و فضا و شرایط دوستانه کنونی را کاملا آشفته و گل آلود سازد.

به راستی اگر توجه گردد دنیای کنونی، عصر جدایی سازی ها و دیوارکشی ها نیست بلکه برعکس مختصات دنیای جدید که برخوردار از شیوه ها و فناوری های جدید است مرز ها را کاملا از بین می برد و عوامل دیگر قدرت خود را نشان می دهند و هر کشوری که به این مولفه ها توجه ننموده و خود را در منازعه قومیت ها، مذاهب و نژاد ها درگیر سازد از قافله پیشرفت و ترقی باز می ماند و به بیراهه می رود.

حقوق شهروندی و مسائل قومیت ها:

در کنار همه مسائل بیرونی که به شرح و بسط مختصر آن پرداختیم ما را به این نقطه نمی رساند که به یکی از موضوعات مهم در حکمرانی داخلی توجه نکرده و در حاشیه قرار دهیم. ایران کشوری با مختصات سرزمینی، تاریخ، تمدن و فرهنگ غنی خود و البته با ویژگی مهم اقوام و سلائق گوناگون است. کشوری که هر گوشه اش مزین به آداب، سنن، باور ها و آئین های مختص به خود است و این خود جلوه ای از زیبائی و شکوه ایران است.

این اقوام باید کاملا مورد احترام و توجه قرار گرفته و کاملا به مطالبات و خواست قانونی آنان در چارچوب قانون اساسی کشور توجه و از شرایط و فضای محیطی محل زندگی خود کاملا رضایت داشته و بر ایرانی بودن و شکوه و فرهنگ مترقی خود افتخار نمایند. اگر ما با این موضوع و مسائلی که در زیرمجموعه آن است توجه نمائیم و در کنار قدرت سخت، قابلیت ها و بستر قدرت نرم خود را افزایش دهیم نه تنها از رخدادهای گوناگون محیط پیرامونی خود نگران نمی شویم بلکه به الگوئی الهام بخش برای منطقه تبدیل می شویم که گذر زمان قدرت مانور ما را افزایش خواهد داد و البته در هر شرایطی، هوشیاری، مراقب و دقت در تحولات نیز کاملا ضروری می باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *