خانه / آخرین اخبار / نقبی بر موضوع تجزیه طلبی در تاریخ سیاسی – اجتماعی ایران
به بهانه 21 آذر سالروز اعلام حکومت خودمختار آذربایجان؛

نقبی بر موضوع تجزیه طلبی در تاریخ سیاسی – اجتماعی ایران

برخلاف تصور باطل عده‌ای که معتقد بوده و هستند که هدف پیشه‌وری از تأسیس حکومت خودمختار آذربایجان، جداسازی بخشی از ایران و تشکیل کشور مستقل آذربایجان بود اسناد و شواهد تاریخی و عملکرد یکساله حکومت وی و همچنین معاهداتی که با دولت وقت مرکزی ایران منعقد نموده بیانگر این واقعیت می‌باشد که تشکیل منطقه خودمختار آذربایجان تنها بنا به دلایل علمی و تاریخی و شرایط حاکم بر اقتصاد و تعلقات مذهبی و فرهنگی و زبانی در چهارچوب حکومت مرکزی ایران قابلیت اجرایی داشت و به همین خاطر موضوع تجزیه‌طلبی و اعلام کشور مستقل آذربایجان که ساخته و پرداخته اذهان برخی محققین و مورخین مغرض می‌باشد، صحت نداشته و کاملا مطرود می‌باشد.

یول‌پرس – اسفندیار سپهری‌نیا روزنامه نگار و فعال فرهنگی: صرف نظر از تمامی دلایل و عللی که سبب شد در مقطعی از تاریخ‌، بخشی از سرزمین ایران دچار گسست حاکمیتی شده و حکومتی خود خوانده بنام جمهوری مهاباد در بخش جنوبی شمالغرب کشور و دیگری بنام حکومت فرقه دموکرات آذربایجان در بخش تقریباً مرکزی شمالغرب اعلام موجودیت نمایند و قسمتهایی از مناطق کشور در ید اختیار رهبران این دو حاکمیت قرار گیرند‌، اما موضوعی که باعث شد با قلم الکن خویش بدان بپردازیم نوع نگاه برخی از مورخین و نظریه‌پردازان به اهداف تشکیل حکومتهای یاد شده در دل مملکت ایران در سالهای ۱۳۲۴ و پس از آن می‌باشد. به نظر اغلب کسانی که با دیده یکجانبه و متعصّبانه به حاکمیت سید جعفرپیشه‌وری می‌نگرند‌، هدف اصلی پیشه‌وری از اعلام موجودیت حکومت فرقه دموکرات را جداسازی بخشی از خاک ایران و اعلام استقلال سیاسی‌، اجتماعی‌، جغرافیایی و تاریخ دانسته و به زعم آنان‌، پیشه‌وری دارای افکار تجزیه‌طلبانه بوده است. همین نظر را در خصوص محمد قاضی نیز مطرح نموده‌اند

اسفندیار سپهری‌نیا – روزنامه نگار

و به نظر آنان رهبر حزب دموکرات کردستان به دنبال سفری که به شوروی سابق در سال ۱۹۴۵ اندکی قبل از اعلام استقلال و حکومت جمهوری مهاباد نمود‌، در پی تجزیه مهاباد و برخی از مناطق حاشیه آن شهر از تمامیت ارضی ایران بوده است. درحالی‌که اگر بدون تعصب و به‌طور واقع‌بینانه به موضوع بنگریم و اسناد و مکاتبات تاریخی را از نزدیک مطالعه نماییم متوجه خواهیم شد که بحث تجزیه‌طلبی در زمان قیام پیشه‌وری مطرح نبود. پیشه‌وری معتقد بود حکومت آذربایجان بدون تجزیه مرزی و فقط به صورت خودمختاری اداره خواهد شد. این امر به وضوح در مکاتبات و تفاهم نامه‌ها‌، کتب و اسناد تاریخی و تحقیق و تفحص نشان داده شده است کما اینکه ویلیام داگلاس از مورخین غرب بر این امر صحه گذاشته و در تحقیقات مکتوب خویش به این موضوع بدین صورت اشاره نموده است که «پیشه‌وری خواستار تشکیل جمهوری آذربایجان در چهارچوب حکومت مرکزی ایران اما با تشکیل مجلس ملی و زبان ملی مستقل و دولت خودمختار بود» در حالی که همین اسناد و مدارک در ارتباط با جمهوری مهاباد بیانگر این است که هدف اصلی تشکیل آن‌، عملی شدن آرزوی دیرینه سردمداران احزاب کمونیستی کرد به‌ویژه حزب دموکرات کردستان وقت یعنی تجزیه‌طلبی محض و تشکیل کشور مستقل کرد در منطقه مزبور خارج از حاکمیت دولت مرکزی ایران بود.
اصولاً این حزب که عنوان قبلی آن حزب کومله ژ – ک‌، یا «جمعیت تجدید حیات کرد» بود با درخواست حزب کمونیست شوری سابق جهت تسهیل‌سازی در روند تفکر تجزیه‌طلبانه سران کرد، به این عنوان تغییر نام یافت. سران حزب دموکرات کردستان با توجه به عقبه پرنشیب و فرازی که داشتند و سالها با حکومتهای مرکزی عراق، سوریه، ترکیه و ایران در حال نزاع و جنگ بودند، بارها و بارها در جلسات سران خویش به هنگام عزیمت به مناطق کردنشین آذربایجان‌غربی و همچنین شهرها و بخشهای استان کردستان برتشکیل حکومت مستقل کردها و ایجاد کشور مستقل کردستان تاکید و پافشاری می‌نمودند. آنان رویای تشکیل کشور کردستان را برروی کاغذ ترسیم نمودند و براساس محاسبات غیرعلمی و غیرمنطقی خویش، مناطقی از چهارکشور ایران، ترکیه، سوریه و عراق را در یک نقشه واحد جمع نمودند تا این مناطق را به کشور رویایی کردستان ضمیمه کرده و در جهت نیل به این هدف به فکر تسخیر این مناطق بیفتند – مناطقی که اغلب ساکنین این خاک‌ها را جمعیتی غیر از اکراد و عمدتا ترک‌ها تشکیل می‌دادند.
قیام اشخاصی چون بدرخان پاشا، شیخ عبیداله شمزینی یا شمدینی و محمد قاضی در طول چند قرن اخیر همگی در راستای تشکیل کشور مستقل کردستان بود‌، کما اینکه در عصر حاضر‌، سران کردستان عراق‌، احزاب منحله دموکرات و کومله و همچنین حزب تروریستی کارگران کردستان ترکیه نیز علیرغم اختلافاتی که در زمینه‌های فکری و عقیدتی با هم دارند‌، اهداف اسلاف خویش را دنبال می‌نمایند‌، اما هرگز نتوانسته و یا نخواهند توانست به این هدف خویش نائل شوند.
برای اینکه موضوع تجزیه‌طلبی محمد قاضی و تشکیل حکومت مستقل کردها در خاک ایران به دور از نظارت و حاکمیت دولت مرکزی ایران بیشتر مورد کنکاش قرار گیرد به گزیده‌هایی از عقاید و اظهارات و آرای سران کرد که در طول تاریخ تبیین و مورد تاکید قرار گرفته اشاره می‌کنیم:
۱- کردها از سال ۱۸۵۳ – ۱۸۵۰ دائماً در جنگ و آشوب بوده و خواستار خودمختاری بودند.

۲- در سال ۱۹۰۸ میلادی به دنبال اعلام مشروطیت در ترکیه‌، کردهای مشهوری خارج از کشور برای آزادی کردستان فعالیت می‌کردند.
۳- در سال ۱۹۱۸ گروهی از کردها تحت عنوان گروه میهن پرستان با نمایندگان سازمان در استانبول ملاقات نموده و شریف پاشا را به عنوان نماینده کرد تعیین تا در کنگره صلح پاریس شرکت نموده و برای آزادی و خودمختاری کردستان مذاکره و گفتگو کند.
۴- در جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ – ۱۹۱۸) ایران تضعیف شده و گوشه و کنار آن مورد تجاوز قرار گرفته و هرکس کم و پیش قصد تجزیه آن را داشت. کردها قصد داشتند از این فرصت استفاده نمایند. اسماعیل سمکو از تاریخ ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۲ در مناطق مختلفی در مرزهای ایران شروع به شرارت نمود.
۵- در سال ۱۹۲۷ عده‌ای از کردها در بیروت کنگره‌ای تشکیل داده و حزب «خویبون» را بوجود آوردند. هدف این گروه آزادی و استقلال کردستان بود. آنان همچنین قصد داشتند با ارامنه همکاری کنند تا بتوانند آزادی و استقلال کردستان را بدست آورند.
۶- در سال ۱۹۴۱ که روسها در ایران بودند کوشش نمودند کردها را راضی نگه دارند تا با آنها ارتباط برقرار نمایند. کردها در آن هنگام آزادی استقلال و خودمختاری درسرداشتند، روسها قول مساعد داده ولی این طرح اجرا نشد و حکومت تهران پیروز گردید.
در همه سال‌های فوق الاشاره سران احزاب و نیروهای تحت امر آنان که اغلب از بین بیسوادان و صرفا براساس تعصبات زبانی و قومیتی و تحریک احساسات ناسیونالیستی و حتی مذهبی جذب شده بودند با حکومتهای مرکزی و همچنین مردم منطقه‌، بنای جنگ و درگیری و قتل و غارت را گذاشتند ولی به نتیجه مورد نظر خویش دست نیافتند تا اینکه در سال ۱۹۸۰ (۱۳۵۸ ه. ش) پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران‌، تعدادی از سران کردها فرصت را مناسب دیدند تا با استفاده از موقعیت سیاسی- اجتماعی کشور و سوء استفاده از احساسات مردم کرد و تحریک حس ناسیونالیستی و قومیت گرایی آنان‌، رؤیای خودمختاری و تشکیل کشور خود مختار کردستان را از طریق ایجاد جنگهای خونین و درگیریهای مسلحانه در بخشهایی از مناطق آذربایجان غربی و کردستان بخصوص شهرستان نقده یا سولدوز و پاوه و… تعبیر نمایند که با هوشیاری مردم منطقه و مقامات بلندپایه سیاسی کشور توطئه آنان نقش برآب شد. جنگ خونین سولدوز و غائله پاوه از جمله مهمترین رویدادهای عصر اخیردر این ارتباط می‌باشد.
در کشور عراق‌، قیام ملامصطفی بارزانی و طرح تأسیس کشور مستقل کرد به رهبری مسعود بارزانی رئیس حزب دموکرات کردستان عراق و همچنین جلال طالبانی رئیس اتحادیه میهنی کردستان عراق – علیرغم همه اختلافات و درگیری‌های ریشه‌ای و راهبردی که با هم داشتند و بارها نیروهای همدیگر را متهم به جانبداری از رژیم صدام نمودند و درگیریهای خونینی را با همدیگر تجربه نمودند – در جهت تشکیل کشور مستقل کرد تداوم پیدا کرد. طرحی که با سرنگونی صدام بدست آمریکا نیز شکست خورد اما تنها توانستند در داخل حاکمیت عراق و در چهارچوب دولت مرکزی و بر اساس قانون اساسی جدید عراق حکومتی به شکل فدراتیو تشکیل دهند که این امر اتفاق افتاد و چند سال بعد یعنی در سال ۲۰۱۷ و همین چندماه پیش علیرغم مخالفت همه کشورهای جهان غیر از رژیم غاصب اسرائیل‌، طرح تشکیل کشور مستقل کردستان را به رفراندم عمومی گذاشتند که هر چند به تایید اکثریت مردم کردستان عراق رسید اما با مخالفت شدید حکومت مرکزی و کشورهای منطقه و جهان عقب‌نشینی کردند و این طرح ناقص الخلقه هم در نطفه خفه شد.
در کشور ترکیه عثمان اوجالان و برادر وی عبداله اوجالان راه رهبران قبلی کرد را در آن منطقه ادامه دادند اما علیرغم مبارزات مسلحانه و اعمال رفتارهای خشونت آمیز نتوانستند به اهداف خویش نائل شوند و هم اکنون با توجه به بازداشت رهبرکردهای ترکیه‌، این هدف نیز به مقصود نرسیده و با توجه به شرایط سیاسی – اجتماعی حاکم بر ترکیه و اصلاحاتی که از سوی دولت اسلام گرای رجب طیب اردوغان رهبر حزب عدالت و توسعه ترکیه در مفاد قانون اساسی آن کشور در چند ماه گذشته روی داده و امتیازاتی که از سوی دولت ترکیه به کردها داده شد، خواب تشکیل کشور مستقل کردستان دراین منطقه از جهان نیز تعبیر نگردید.
علل عدم موفقیت رهبران کرد در طول سالهای متمادی جهت نیل به اهداف تجزیه‌طلبانه که در واقع تشکیل کشورخود مختار کردستان می باشد‌، در کتاب «تاریخ جنبش‌های آزادی بخش ملت کرد» تالیف علاالدین سجادی وترجمه احمد محمدی علیرغم اشکالات بسیار مهمی که به لحاظ برخی تحریفات تاریخی بر آن وارد بوده و در این رابطه مقاله تحلیلی دیگری را می‌طلبد عینا”چنین ذکر شده است:
۱- سنگینی دولتهایی که کرد در بین آنان قرار گرفته است (شاید منظور قدرت سیاسی – اجتماعی و نظامی دولتهای مرکزی کشورهای ایران‌، ترکیه‌، عراق و سوریه می باشد).
۲- احساسات و عقیده دینی که در آن هنگام تمام اقوام را احاطه نموده بود که نمی بایستی کسی از سلطه امپراطوری اسلامی خارج گردد. مورد دوم خیلی بدتر و کشنده تر بود‌، در آن هنگام این نام نزد همه کس آشنا نبود!؟
اما برگردیم به موضوع اصلی، برای اینکه موضع افکار تجزیه طلبانه قاضی محمد را واکاوی کنیم به شرایطی که باعث شد وی و سایر رهبران کرد به فکر تشکیل و اعلام جمهوری مهاباد بیفتند می‌پردازیم.
پیش زمینه تشکیل جمهوری مهاباد بر میگردد به آشوبهایی که در طول سالهای۱۹۳۰-۱۹۲۳ توسط اسماعیل سمکو صورت گرفت. فردی که علیرغم آن همه جنایتها و شرارتهایی که به راه انداخته وبا توجه به شدت قساوت قلبی و بی رحمی که در وجود خود داشت‌، به کودکان و زنان کوچکترین رحمی نمی‌کرد و هر طور که می‌خواست حتی با مردم کرد رفتار می‌نمود ودر طی جنگهای خونینی که به راه انداخته بود و چندین هزار نفر از اهالی آذربایجان غربی را از دم تیغ و گلوله‌های آتشین گذراند و اموال آنان را به غارت برد‌، نویسنده و مترجم کتاب فوق الاشاره لقب بی مسمای قهرمان ملت کرد را به وی میدهد وکتاب را به روح او تقدیم می‌نماید.
به دنبال اشغال ایران توسط دول انگلیس و روسیه‌، حکومت مرکزی ایران به شدت تضعیف شد‌، همزمان حزب هیوا در کردستان عراق فعالیتش را گسترش داد. حزبی که فعالیت آن درراستای تشکیل کشور کردستان بود. اعضای آن متشکل از افسران و دانشجویان و جوانان رؤسای عشایر کرد بود. میرحاج از افسران برجسته و عضو کادر مرکزی حزب در سفری به مهاباد‌، شرایط ایجاد شعبه این حزب را در این منطقه از کشور مناسب دید. با الهام از این حزب در مدت کوتاهی تعدادی از کردهای مهاباد در تاریخ ۲۵ شهریور۱۳۲۱ گروهی را تحت عنوان «کومله = ژ- ک» تشکیل داده و نشریه ای نیز منتشر کردند. هدف این گروه و نشریه آنان ایجاد کردستان به اصطلاح بزرگ بود. با گسترش فعالیت این گروه‌، برتعداد اعضای آن نیز افزوده می شد تا اینکه قاضی محمد رئیس این حزب شد. این حزب برای اینکه منویات خویش را به مردم تحمیل نماید از موقعیت مذهبی روحانیون اهل سنت نیز بهره مند شدند. همچنانکه مؤلف کتاب در این بخش ذکر کرده و آورده است که: «هر ملایی در آبادی خود طوری عمل می کرد و اگر کسی در آن حزب شرکت نداشت و برای آزادی کردستان خدمت نمی کرد گناهکار بزرگی محسوب می شد» طبیعی است که مجازات گناهکار بزرگ هم چگونه و به چه روشهایی بود. استفاده از این روش عضوگیری باعث شده بود اغلب ساکین مناطق کردزبان آذربایجان غربی و همچنین کردستان بویژه جوانان به این سمت گرایش یافته و احساسات قومیت گرایی و تجزیه طلبانه آنان به شدت تحریک شود. شرایط سیاسی اجتماعی مناطق کردنشین که متأثر از وضعیت آشفته و سیاسی کشور بود زمینه ای فراهم نمود تا قاضی محمد با تحریک و حمایت‌های ظاهری شوروی سابق‌، جمهوری مهاباد را بنیان بگذارد. همزمان با گسترش فعالیت حزب کومله و قاضی محمد در مهاباد تحرکات سیاسی – اجتماعی نیز در آذربایجان شرقی و غربی به رهبری سید جعفر پیشه‌وری شروع گردید. مرام سید جعفر پیشه‌وری در تاسیس و رهبری – دموکرات آذربایجان خود مختاری آذربایجان و ایجاد منطقه مستقل از حاکمیت مرکزی ایران ولی به شکل فدراتیو بود.
حمایت شوروی از این دوحزب در ایران باعث برقراری ارتباط بین سران این دو حزب شد. شرکت قاضی محمد در رأس هیئتی از اعضای حزب کومله در شوروی (باکو) و دیدار با جعفر باقرف و انجام مذاکرات مفصل باعث گردید آنان پس از مراجعت به ایران و در جهت هماهنگی با فرقه دموکرات آذربایجان‌، حزب کومله را به «حزب کومله ی دموکرات کردستان»تغییرنام دهند و این عنوان در مجلسی که با دعوت از تمامی اهالی و ساکنین کرد در مهاباد تشکیل شده بود اعلام شد.
در۲۱ آذر۱۳۲۴مصادف با ۱۹۴۵ میلادی سید جعفر پیشه‌وری در تبریز جمهوری آذربایجان را اعلام کرد. در مدت کوتاهی تمامی مناطق آذربایجان شرقی و غربی تحت حاکمیت دموکرات آذربایجان قرار گرفتند. پس از اعلام جمهوری آذربایجان توسط پیشه‌وری‌، هیئت عالیرتبه ای به ریاست محمد حسین سیف قاضی از طرف قاضی محمد عازم تبریز گردید تا این دو حاکمیت‌، با همدیگر تفاهم نامه همکاری امضا نمایند . پس از پایان مذاکرات و مراجعت هیئت به مهاباد جلسه ای با حضور سران عشایر و سایر طبقات مردم شهر و روستا تشکیل و قاضی محمد اعلام کرد:
«اینک از این تاریخ به بعد ولایت سابلاخ (سویوق بولاق) و کردستان از حکومت تهران جدا شده و خودمختاری در کردستان اعلام می گردد» و این روز مصادف بود با ۲۵ مرداد ۱۳۲۴٫
چهار روز پس از این اعلام‌، پرچم دولت مرکزی از روی درب دوائر دولتی پایین کشیده شد و درمیان کف زدنهای ممتد اهالی کردپرچم مجعول کردستان جایگزین آن شد. پرچمی دارای رنگهای قرمز، سفید، سبز (مدل برعکس شده پرچم ایران) همراه با هلال خورشید و قلم و دو خوشه در طرفین خورشیدکه در قسمت بالای آرم آن «جمهوری کردستان» نوشته شده بود.
چندروز پس از اعلام رسمی آن، کابینه دولت به ریاست قاضی محمد متشکل از یک نخست وزیر و۱۱وزیر تشکیل شد و درسال۱۹۴۶ قاضی محمد رسماً سوگند وفاداری را یاد کرد. پس از آن و از طریق نیروهای مسلح خویش شهرهایی که در سلطه دولت مرکزی بود و ساکنین آن کرد بودند، تصرف نمودند. باپیشرفت کردههادرمنطقه و افزایش کشت و کشتار حکومت مرکزی مجبور شد وارد عمل شود درگیریها و جنگ بین سربازان دولت مرکزی و نیروهای مسلح کرد هر روز شدت بیشتری به خود گرفت. پس از ماهها جنگ و درگیری و ورود ارتش به داخل مهاباد‌، در نهایت دولت جمهوری مهاباد از دولت مرکزی شکست خورد وسران آن توسط رژیم شاه اعدام گردیدند و بدین ترتیب حکومت قاضی محمد نیز همچون حکومت یکساله سید جعفر پیشه وری نتوانست بیش ازدوسال دوام آورد.
با توجه به نحوه تشکیل و تأسیس دو حاکمیت مزبورو نهایتا” شکست این حکومتها، با یاری گرفتن از شواهد و اسناد تاریخی و شیوه‌های مبارزاتی رهبران دو فرقه اکنون مشخص میشود که کدامیک از این دوفرقه ورهبران آنها در فکرایجاد کشور مستقل بوده اند وچگونه ؟
اگربه پیشینه تاریخی مبارزه این دو حزب و فرقه نگریسته شود به خوبی نمایان میشود که سردمداران احزاب منتسب به اکراد در طول چند دهه گذشته همواره جهت رسیدن به استقلال سیاسی – اجتماعی – اقتصادی و فرهنگی و تشکیل کشور مستقل کردستان راه و شیوه مبارزه مسلحانه و قتل و غارت و کشتار و تصرف و تجاوز را چراغ راه خویش قرار داده و در طول سنوات چند ده ساله گذشته جنگ و خونریزی را برای رسیدن به هدف خویش انتخاب نمودند اما هرگز نتوانستند از این شیوه راه به جایی ببرند. قدر مسلم وقتی گفتمان مبارزه جهت نیل به اهداف مورد نظر، خونریزی واستفاده از سلاح جنگ باشد و در این راه توسل به بیگانگان و استفاده از کمکهای مادی و معنوی قدرتهای خارج گریزناپذیرباشد و در مقابل سردمداران حزب هم متعهد به تامین خواسته‌های آنان باشند‌، غیر از این امر که رهبران چنین احزابی به جد خواستار تاسیس کشوری مستقل خارج از چهارچوب حاکمیت دولت مرکزی باشند هدف دیگری متصور نیست. همانگونه که درابتدای این مقاله نیز مطرح گردید سران اکراد منطقه (عراق‌، ترکیه‌، سوریه و ایران )در طول مبارزات مسلحانه خویش بارها براستفاده از اینگونه شیوه‌های غیر دموکراتیک تاکید و اصرار داشته اند . درصورتیکه سران سیاسی احزاب منتسب به ترک‌های ایران علیرغم برخورداری از جمعیت چند میلیونی که در زمان تأسیس حکومت آذربایجان درسال ۱۳۲۴بیش از ده میلیون جمعیت را شامل می‌شد و از موقعیت ممتازی جهت نیل به تشکیل کشور مستقل برخوردار بود اما هرگز در فکر ایجاد کشور مستقل نبودند و جهت نیل به این هدف هیچوقت دست به اسلحه نبردند و تحت هیچ شرایطی اعتقاد به قتل و غارت و کشت و کشتار و تجاوز به حریم مرزهای جغرافیایی‌، عقیدتی، اخلاقی وسیاسی را نداشتند و اتفاقا “در طول مبارزات ملی با توجه به کوتاهی زمان مبارزات آزادیخواهانه و استقلال‌طلبانه مشروط، راه خشونت و درگیری و جنگ را در پیش نگرفتند و تنها راه رسیدن به هدف خویش را مبارزات سیاسی و استفاده از شیوه‌های دموکراتیک و مسالمت‌آمیز قلمداد می‌نمودند. بدین ترتیب برخلاف تصور باطل عده‌ای که معتقد بوده و هستند که هدف پیشه‌وری از تأسیس حکومت خودمختار آذربایجان، جداسازی بخشی از ایران و تشکیل کشور مستقل آذربایجان بود اسناد و شواهد تاریخی و عملکرد یکساله حکومت وی و همچنین معاهداتی که با دولت وقت مرکزی ایران منعقد نموده بیانگر این واقعیت می‌باشد که تشکیل منطقه خودمختار آذربایجان تنها بنا به دلایل علمی و تاریخی و شرایط حاکم بر اقتصاد و تعلقات مذهبی و فرهنگی و زبانی در چهارچوب حکومت مرکزی ایران قابلیت اجرایی داشت و به همین خاطر موضوع تجزیه‌طلبی و اعلام کشور مستقل آذربایجان که ساخته و پرداخته اذهان برخی محققین و مورخین مغرض می‌باشد، صحت نداشته و کاملا” مطرود می‌باشد. چنانچه ویلیام داگلاس از چهره‌های برجسته دستگاه قضایی امریکا که آثارش بخشی ازتاریخ حقوقی مدنی وآزادیهای لیبرالی این کشور را نشان میدهد،درکتاب خویش تحت عنوان «سرزمین‌های شگفت انگیز و مردمانی مهربان»ترجمه حمید دادیزاده تبریزی به این موضوع به صراحت اشاره نموده است:
«پیشه وری مدافع خود مختاری برای آذربایجان بود. اما او جدایی از ایران را نمی‌خواست. او می‌خواست حداقل نصف مالیاتی که از آذربایجانی‌ها اخذ میشود درآذربایجان هزینه شود. او می‌خواست این استان به درجه بیشتری حق خودکفایی و خودگردانی داشته باشد و درپارلمان دولتی تهران نیز نمایندگان بیشتری داشته باشد.»
بنابراین کاملا آشکار است که این احزاب و رهبران کرد بودند که عقیده و مرام تجزیه‌طلبی داشته و البته هم‌اکنون هم بسیاری از رهبران احزاب کرد ساکن در غرب و همچنین سران کرد در عراق و ترکیه به این مرام پایبند و ثابت قدم می‌باشند و از طرق گوناگون در پی تجلی آن هستند‌، اما غافل از اینکه اکنون در قرنی زندگی می‌کنیم که دیگر موضوع کشورگشایی و تجزیه‌طلبی از فضای سیاسی – اجتماعی جهان رخت بربسته و اتفاقا تز به هم پیوستن کشورها و از میان برداشتن مرزهای جغرافیایی در حال طرح و اجرا می‌باشد. از آن جمله است اتحادیه اروپا، اتحادیه عرب،اتحادیه افریقا و…

منابع:
– تاریخ جنبشهای آزادی بخش ملت کرد تألیف علاءالدین سجادی ترجمه احمدمحمدی
– سالنامه اطلاعات سالهای ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵
– “سرزمینهای شگفت انگیز و مردمانی مهربان” نوشته ویلیام داگلاس،ترجمه حمید دادیزاده تبریزی

 

 

۸ دیدگاه‌ها

  1. لطف اِلیین ؛ پیشه وری اؤ خدمت لری کی ؛ نئچه واقت کی آزربایجان خودمختاری آزربایجانا ائلییب اؤلاردان دا یازین ؛ مثلا دانشگاه تبریز پیشه وری نین زمانین دا تاسیس اؤلوب
    پیشه ورین خدمتت لرین چوخ آدام بیلمیر




    24



    0
  2. عجب !! پیشه وری که عکسهای استالین و لنین را بالای اتاق کارش میزد و ساعت رسمی تبریز را با مسکو میزان کرده بود و در کشوری که مجلس و دولت قانونی داشته یک مجلس و دولت موازی تشکیل داده بود نمیخواست کشور را تجزیه کند ؟!
    این حرفها را برای کسی بزنید که تاریخ نداند
    اسناد خیانت پیشه وری سنگین تر از این حرفهاست که بخواهید فرقه دموکرات را تطهیر نمایید




    7



    27
    • خیانت به که و چه؟؟ خیانت به کشوری که با منطق سنگین پان فارسیسم و سیاست یکسان پنداری و یکسان سازی، آذربایجان را که زمانی نه چندان دور مهد پیشرفت در ایران بود را به حاشیه راند؟دوستان طوری صحبت میکنند که گویا پیشه وری یک مفسد فی الارض بوده و حضرات رضا پالانی و پسرش ملائکه آسمان. چرا آذربایجان خواست مستقل شود؟ چرا در ۱۰۰۰ سال حکومت ترکان بر ایران،از هیچ قوم و قبیله ای ندای جدا شدن شنیده نشد اما در ۵۰ سال حکومت پان فارسیسم، از همه جا صدای مستقل شدن آمد. کمی تامل!!!




      20



      2
  3. چرا در ایران جو و تبلیغات اینقدر بر علیه آزربایجان هست در حالی که آزربایجان نه تروریست دارد نه خیانت کرده الان پان فارس ها هی پیشوری اینجور کرد آن جور کرد وا مصبتا سر میدهن اصلا در مورد قضیه مهاباد چیزی نمیگن انگار یک چیزی از یک جایی داره در ایران بر علیه آزربایجان تبلیغ میشه ممکنه ارامنه باشن در قالب کوروش پرستی یا اکراد تروریست هرچی که هست بر علیه آزربایجان هست




    18



    1
  4. پیشه وری دوغرودان ایرانین آذربایجانینا چالیشدی و ۲۰ ایلده پهلوی لرین گورمه دیقی اشی ۱ ایل ده آذربایجان دا گوردو. مرکزگرا سایتلار و محافلین سوزو بیر قیرانلیق دیری یوخدو؛ اونلار گئرچه ک لری اینکار ائله ییرلر. موهمو بودور کی آذربایجان خالقی یاخشی اوز تاریخینی بیله.




    18



    0
  5. اولا از یول پرس و جناب آقای سپهری نیا تشکر میکنم که در ۷۱سالگرد حکومت خودمختار آزربایجان این مطالب را منتشر دادند دوما حکومت مرکزی وخصوصا پان ایرانیستها همیشه نگاه تبعیض آمیز به ملت تورک داشته ودارند و در این جای بحثی نیست چرا که اگر نژاد پرستی بد وزشت است چرا حزب پان ایرانیست هنوز که هنوز است مشغول نفرت پراکنی و تشکیل جلاسات میباشد وخیلی افراد هم در جلسات این گروه شرکت میکند اگر بد نیست چرا من هویت گرا باید همیشه در زیر اتهام قرار بگیرم ؟؟؟
    آقای رضایی که خودتان استاد بیسوادی هستید اگر کمی سواد داشتی میفهمیدی چرا ساعت را تغییر داده اگر به شما باشد امریکا ییان هم تجزیه طلب هستند چون چندتا ساعت دارند لطفا اول فکر کنید بعد کامنت بگدارید چون با کامنت نگداشتن کسی نمرده شما دومی باشید هرچند نظرات شما تنها به درد خودبیسوادتان میخورد وارزش بحث ندارد .




    22



    3
  6. خیلی جالبه از خیانت پیشه وری و تفرقه ای که در ایران انداخت به کجا رسیدید خیلی جالبه که در هر موضوعی را که بر علیه شما و خیانتهای شماست مثل الان مغلطه میکنید و موضوع را به سمت دیگر میرانید چه خوب موضوع را متوجه کوردها کردید…احسنت اربابان جعل و هویت ساز




    4



    12
  7. اربابان جعل وتقلب تو واربابانت هستید هرچقدر جعل کنیم به اندازه شماها نیست تاریخت گویشت اصلا خودت تقلبی هستی ، نه غذایی داری نه فرهنگی داری نه گذشته ای شدی این ؟ کدام افتخار را داری که به ما که وارثان این اب وخاک هستیم برچسب متقلب بودن میزنی ما مثل شما نیستیم هرکجا افتخار ملتی باشد زود به خودمان نسبت دهیم ما نه خاک کسی را تصاحب کردیم نه تاریخ کسی را دزدیدیم ما همیشه به خودمان وبزرگان وتاریخ خودمان افتخار کردیم وخواهیم کرد تو هنوز دومکراسی را نمی فهمیدی چیست پیشه وری حق رای به زنان داد برای زنها روز ملی انتخاب کرد ابادانی و رونق را در عرض یکسال به آزربایجان داد در عوض شماها چه کردید حمله کردید همه جا را غارت کردید به اتش کشیدید بیشتر از بیست و پنج هزار نفر راتنها در تبریز به شهادت رساندید جوانان ما را جلو جلادان پالانی قربانی کردید فکر میکنی از یاد خواهد رفت ؟ تو وامثال تو بدانند گوروش قاتل برای تو محترم است ولی پیشه وری برای من یک قهرمان است قهرمانی که ملتش را نفروخت ، تو فکر کردی با زور میشود در دل مردم جا کرد ولی قهرمانان ما در دل تک تک ملتمان جا دارند وهیچ کس نمیتواند انها را از دل ما بکند جز مرگ
    قانم آخاجاق یازاجاق آزربایجان
    آزربایجان اغروندا اولماق منیم تک دیلئییمدی
    یاشاسین تورک میلتی اولوم اولسون فاشیسته




    6



    2

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *