خانه / آخرین اخبار / دانش‌آموزان اورمیه‌ای در ۱۱۰ سال پیش: ما تورکیم!
سند تاریخی از جایگاه هویت و زبان تورکی در اورمیه؛

دانش‌آموزان اورمیه‌ای در ۱۱۰ سال پیش: ما تورکیم!

بر اساس مستندات روزنامه فریاد که در آن شهر اورمیه به عنوان شهری تورک، افشار و  آذربایجانی عرضه می‌شود، دانش‌آموزان مدارس مختلف این شهر در ۱۱۰ سال پیش، ضمن اعلام آمادگی برای فداکاری در راه آزادی ایران، بر هویت تورکی خود نیز تاکید و اذعان داشته‌اند. این سند تاریخی همچنین نشان می‌دهد که برخلاف ادعاهای موجود از سوی جریانات رادیکال و پهلویستی، زبان تورکی در آن زمان نه صرفا در شعر و مزاح، بلکه به عنوان یک زبان زنده و توانای رابط و زبان اصلی در بیان و افاده و حل و فصل امور اجتماعی روزمره و سیاسی و حیات روزانه مردم تورک و به صورت یک زبان مکتوب و نوشتاری بکار می‌رفت.

نشریه فریاد چاپ اورمیه شماره یازده خود به تاریخ ٢١ مای ١٩٠٧ یعنی ١٠٩ سال پیش را، به گزارش ناآرامی‌ها و هیجانات مربوط به مطالبه امضاء قانون نامه اساسی در دارالشورا و دارالخلافه اختصاص داده است.

در این شماره متن یک خطابه سیاسی تورکی از دانش‌آموزان مدرسه معرفت اورمیه به همراه متن یک تلگراف فارسی از دانش‌آموزان همان مدرسه به انجمن ایالتی آذربایجان در تبریز و جواب فارسی انجمن به آن درج شده است.

این تلگراف و بویژه خطابه تورکی دانش‌آموزان، دارای ارزش تاریخی فوق‌العاده‌ای است. زیرا دانش‌آموزان اورمیه در هر دوی این اسناد به یادگار مانده از دوره مشروطیت، صراحتا هویت تورکی خود را ذکر و بر آن تاکید کرده‎اند.

در خطابه ترکی دانش‌آموزان اورمیه، از قوم تورک و تورک‌های آذربایجان، آنهم نه در شعر و مزاح، بلکه در یک خطابه سیاسی جدی نام برده می‌شود. همچنین با غرور و افتخار گفته می‌شود که قوم تورک دارای ودیعه فطری جلادت و دلیری ممتاز است و در مبارزه اخیر مشروطیت برای حریت و آزادی نیز، جهانیان را شگفت زده کرده است.

در تلگراف فارسی دانش‌آموزان اورمیه به انجمن ایالتی آذربایجان در تبریز، آنها تاکید می‌کنند که منسوب به خانواده تورک و طایفه افشارند. دلیل این امر چیست؟ شاید این جوانان خود را موظف دانسته‌اند که واقعیت فراموش شده تورک بودن را به سران انجمن ایالتی تبریز یادآوری کنند.

در این خطابه و تلگراف گفته می‌شود که هر وجب خاک ایران با خون اجداد تورک‌ها سرشته شده است. این، همان درک تورک‌ها پیش از مشروطیت از مفهوم ایران است که آنرا واحدی ایجادشده، تحت حاکمیت و حراست شده توسط تورک‌ها و دارای اکثریت جمعیتی تورک می‌دانستند.

در گزارش نشریه فریاد نام مدارس معرفت، کمالیه، قدسیه و جلالیه اورمیه برده شده و گفته می‌شود که دانش‌آموزان مدرسه جلالیه – خطابه شدیدالمال تورکی را قرائت نمودند و دانش آموزان مدارس معرفت و کمالیه خطابه‌های تورکی خود را خواندند. این تثبیت‌ها نشان می‌دهند که اولا بر خلاف ادعاهای موجود از سوی جریانات رادیکال و پهلویستی، زبان تورکی در آن زمان نه صرفا در شعر و مزاح، بلکه به عنوان یک زبان زنده و توانای رابط و زبان اصلی در بیان و افاده و حل و فصل امور اجتماعی روزمره و سیاسی و حیات روزانه مردم تورک و دوما به صورت یک زبان مکتوب و نوشتاری بکار می‌رفت.

متن ترکی خطابه دانش‌آموزان دارای کیفیتی عالی است. آشنائی و تسلط دانش‌آموزان مدارس اورمیه به تورکی ادبی و مکتوب، آنهم در این سطح عالی، نشان می‌دهد که زبان تورکی در مدارس اورمیه آن دوره در کیفیتی عالی تدریس و آموخته می‌شد. این امر همچنین نشان می‌دهد که مردم اورمیه که مخاطبان این متون سیاسی تورکی بودند نیز کاملا با تورکی ادبی متعالی آشنا بودند. همچنین متن خطابه مذکور، به زبان تورکی مشترک ادبی نیمه دوم قرن نوزده و ربع اول قرن بیستم است که از شرق ایران و قفقاز تا شمال آفریقا مرکز اروپا رواج داشت.

در این و دیگر خطابه‌ها و تلگراف‌ها و نشریات و اسناد باقی مانده از اورمیه آغاز قرن بیستم، شهر اورمیه به عنوان شهری تورک، افشار و  آذربایجانی عرضه می‌شود.

در زیر به ترتیب خطبه تورکی دانش‌آموزان مدرسه معرفت، تلگراف فارسی دانش‌آموزان مدرسه معرفت به انجمن ایالتی تبریز، پاسخ فارسی انجمن ایالتی تبریز به تلگراف مزبور و بخش‌هائی از شماره یازده نشریه فریاد درباره خطابه‌های تورکی دانش‌آموزان مدارس اورمیه آورده شده است.

متن خطابه تورکی دانش‌آموزان مدرسه معرفت اورمیه – ١٩٠٧

معرفت شاگردانینین خطابه‌سی
ای مسلمانلار یئته‌ر! آرتیق بو غفلت یئته‌ر! ملت اسلاما بی حد بو مذلتله‌ر یئته‌ر!

آغالار!
مهبط انوار معدلت، مسجد اقصای دیانت، دارالمعلمین انسانیت و معرفت اولان ایران قطعه سی، هر بیر قاریش توپراغی اجدادیمیزین خون مردانه سیله سرشته اولان بو خاک پاک، نئچه مدتدیر که وجدانسیزلارین دست ظالمانه لرینده ودیعه الله اولان رعیت ایرانیه نین حقوق مادیه و مصوبه سی محو اولونموش گئتمیشدی. فقط گئچه ن ایل بیر مدد غیب لاریبی اولاراق ایرانیله ر سون بیر حرکت مذبوحانه اجرا ائده ره ک حقوقلارینی استرداد ائتمه یه قیام ائتدیله‌ر و بیر چوخ قانلار تؤکدوکده‌ن سونرا موفق اولدولار.
بالخاصه تورک قومی، آذربایجان تورکله‌ری مودوع فطرتله‌ری اولان جلادت ممتازه ایله بو حریت دعواسیندا جهانی متحیر ائده‌جه‌ک صورتده اؤیله بیر شطرنج حمیت اوینادیلار که: بیرینجی حمله ده استبداد بوتون عونه سیله ششدر حیرتده مات اولدو گئتدی ایندی رعیت ایرانیه نین اؤز الینه گئچمیش حقوق مسلمه طبیعیه سینی قانون اساسینی امضا ائتمه‌مه کله غصب ائتمه ک ایستییورلار. دئمه‌ک سابقده اولدوغو کیمی ایییرمی میلیونا قریب نفوس ایرانیه‌نی ظلمون او هوای کثیفینده بوغماق، قانونسوز، حقوقسوز بیر حالدا تحت تضییق استبداددا ازمه‌ک ایستییورلار.

آغالار!
ذلت اسارتله یاشاماقدان، قانلار ایچینده اؤلمه‌ک بیز ایران‌لی‌لارین اعتقاد موروثیمیزدیر. بیز مدرسه‌لیله‌ر همین بو دقیقه‌ده سعادت ملیه‌میز نامینا آذربایجان صفحه‌له‌رینی قانلاریمیزلا رنگین ائتمه‌یه حاضریز. غیرت ای هموطنان عزیز وطن یولوندا فدای حیات ائده‌ن اؤلمه‌ز
یاشاسین افشار…
یاشاسین اورمییه حمیتی…

 

تلگراف فارسی دانش‌آموزان مدرسه معرفت اورمیه به انجمن ولایتی تبریز

تلگراف تلامذه مدرسه معرفت به تبریز
حضور مبارک اعضای محترم انجمن مقدس ملی

ادام الله ظلالهم. زحماتی را که آن وجودهای محترم و سایر مجاهدین ملت در راه استحصال مشروطیت تامه و مطالبه امضای قانون اساسی متحملند، برای این است که افق استقبال وطن عزیز ما را از ابرهای مظلم استبداد پاک فرمایند. تا ما بتوانیم در آن هوای سعادت پیرا استنشاق نسیم حیات دوره جدید نماییم. و ما شاگردان مدرسه معرفت نیز زحمت تحصیل را با این امید می‌نماییم که خود را برای خدمات ملیه آماده و در راه وطن مصدر جانفشانی باشیم. و چون خط حرکت شما و ما منتهی به نقطه واحده می‌شود لهذا غیرت و حمیت مفطوره و موروثه ما اطفال معصوم که منسوب به خانواده تورک و طایفه افشاریم ما را بر آن واداشته که در این موقع از روسای ملت خود که تمام زحمات را برای ما می‌کشند مدافعه نموده و اعانت کوچک را که از امثال ما خورده سالان متقضی است فروگذار ننماییم. بخواهید مشروطیه تامه و امضای قانون اساسی را که ما فدائیان راه وطن تا ریختن آخرین قطره خون معصومانه خود در این مشروع مقدس حاضریم.
امضاء تلامذه مدرسه معرفت

 

 

جواب فارسی انجمن ایالتی تبریز به شاگردان مدرسه معرفت اورمیه

جواب به شاگردان مدرسه معرفت از انجمن ایالتی تبریز
نوباوگان وطن عزیز و تازه نهالان عرصه اتحاد و اتفاق: تلامذه مدرسه معرفت ارومی ادام الله ایام استفاداتهم. اظهارات مجدانه و همراهی غیورانه آن سعادت طلبان مدرسه فطانت موجب بسی امتنان و تشکرات آقایان اعضای محترم انجمن مقدس ملی گردید. الحق حمیت جبلی شما را حکایت می‌نمود: که از سوابق زمان خدمات بزرگ و زحمات سترگ دولتی و ملتی را اباعن جد مصدر و متحمل بوده و در هر قرن و عصر آبا و اجداد آن خوردسالان گرامی و سرکردگان افشار منشاء خدمات عمده بوده‌اند. و امیدواریم که در آتیه از اثر تحصیلات و علوم مکتسبه آن نوباوگان وطن، نواقص معاش و معاد ما نیز بدرجه کمال رسیده و حقوق متروکه چندین ساله ایرانیان در تحت قوانین علم و عرفان محفوظ بماند.
امضاء انجمن ملی تبریز

 

بخش‌هائی از شماره یازده نشریه فریاد چاپ اورمیه درباره دانش‌آموزان مدارس اورمیه (٢١ مای ١٩٠٧)

“در میدان توپخانه ازدحام باندازه‌ای بود که امکان مرور و عبور نداشت. وقت عصر تلامذه مدرسه معرفت و کمالیه صفهای نظامی بسته و با بیرقهای قرمز که در روی آنها عبارات زنده باد مشروطیت و زنده باد حریت نوشته شده بود بطور بسیار منتظمی در توپخانه آمده و خطابه‌های تورکی مهیجانه که در موقع درج خواهد شد خوانده و اظهار همدردی با سایر برادران وطنی خویش نمودند. این منظره و این بیرقها و این خطابه‌ها به اندازه‌ای در عموم موثر افتاد که اکثر اهالی و علما صدا به گریه بلند کردند و جناب آقای مجدالسلطنه که تعداد مزایای ایشان بیرون از حوصله شمار و در این چند روزه اختلال میتوان گفت که در بیست و چهار ساعت شب و روز دقیقه ای به تنفس و آسایش خویش وقت ندارند، تلامذه این دو مدرسه را با انواع تلطیفات دلداری فرموده و به استقبال ایشانرا امیدواریها دادند. و شاگردان مدرسه معرفت هم تلگرافی به انجمن مقدس ایالتی تبریز نوشته بودند که به جهت خرابی سیم مخابره نشده بود آنرا هم دادند مخابره شد. این چند فقره تلگراف در جزو علاحده درج خواهد شد.
این وقت شاگردان مدرسه جلالیه و متعاقب آنان شاگردان مدرسه قدسیه دفیله زده به انتظام مخصوص آمدند. و صف بسته اولا یکی از شاگردان جلالیه خطابه شدید المال تورکی قرائت نموده بعد نشیده مخمسی را که یکی از ادبای اورمیه سروده بود به طور یک آهنگ و هم آواز خواندند. ان حالت شاگردان مدرسه جلالیه خیلی موثر بود. چنانکه جمعی از حضار گریه می‌کردند. روسا دلداری و امیدواری داده و شاگردان مدارس را معاودت دادند. کثرت باندازه‌ای بود که توی چادرها و تمام میدان توپخانه و درب آن کلا مملو بود و آمد و شد نهایت اشکال را داشت.
باز امروز شاگردان مدرسه معرفت صفوف حمیت بسته و در میدان توپخانه آمدند. راستی را از عموم اطوارشان با کمال وضوح مینماید که ان مبارک نهالان نوخواسته با همان صدق و صفوت که از مزایای عالم صباوت است، فقط بویی از سعادت ملیه استثمام نموده و در سر این مقصود عالی به حقیقت جان خویش در کف دارند.”

منبع:
۱- روزنامه فریاد – شماره یازدهم، سال اول، صفحه دوم و سوم. به تاریخ دوشنبه – ٢١ ربیع الاخر ١٣٢۵، مطابق ٢١ مای ١٩٠٧ میلادی (گردآورنده: جمال آیریملو. انتشارات دنیا، ١٣٩۴، اورمیه)

۲۴ دیدگاه‌ها

  1. «بو خبر قان قوسدورانلاردانیمیش، بو خبر قان قوسدورانلاردانیمیش، بو خبر قان قوسدورانلاردانیمیش»




    23



    1
  2. پانترکیسم هنوز به وجود نیامده زمان قاجار نفوذ داشت پانترک داشتیم نادرشاه افشارم گفته از نسل تیموره و ترکه مطمئنا پانترکها مغز نادرشاه افشار رو شست و شو داده بودن وگرنه نمیگفت ترکیم




    20



    7
  3. این خبر جعلی است
    بارها در همین سایت اعلام شده اسم ایران را رضاشاه اختراع کرده و وقبل از آن کشور به نام ممالک محروسه قاجار نامیده میشده ، پس چطور امکان دارد دنش آموزان ارومیه بگویند ” رعیت ایران هستند ” ؟؟
    واقعا” که پان ترکیست مغلمه ای از بیسوادی و نادانی است




    4



    25
    • اگر پانتورکا مغلمه از بیسوادی است…
      بهتر است شما به جعلیات تاریختان ادامه دهید…جعل تخت جمشید و پاسارگاد…معبد های یونانی تخریب و با سنگ های انان به ساخت پاسارگاد در زمان رضا شاه بپردازید…
      یا انتشار تاریخ جعلی مربوط به قاجار که نصف ایران را بر باد داده است…از همه جاب تر این است که حکومت قبل از زندیه نه تنها مرز ها را گسترش نداده بود بلکه…ایالات خراسان و ازربایجان و بخشی از شهر های غربی را هم به دولت های بیگانه تقدیم کرده بود…




      21



      2
      • اصلاح میکنم…
        دولت قبل از قاجار…(زندیه)




        12



        1
      • فرصت الدوله شیرازی تو دوران قاجار از کل آثار تاریخی ایران بازدید کرده و عکسشون رو شخصا کشیده و به تفصیل از موقعیت و ابعادشون گفته منجمله پاسارگاد و نقش رستم و .. . کتابش رو هم میتونی تو نت پیدا کنی . چقدر ساده لوح و دروغگویید شماها




        2



        13
      • قرارداد های گلستان و ترکمنچای که مال فتحلیشاهه . آخال هم که آسیای مرکزی رو از ایران جدا کرد زمان ناصرالدین شاه . هرات هم که افغانستان رو جدا کرد مال محمد شاه . کجا خوندی که زندیه ایران رو به باد داد ؟ کریم خان که بصره رو هم از عثمانی گرفت .




        3



        11
        • این علی کورد مطمینم از کوردای اهل سنت شهرهای سنندج سقز یا اذربایجان غربیه بهتره بدونی اقای بیسواد زندیه وسعت قلمرو شامل یزد کرمان و شیراز بود برو منابع اروپایی نگاه کن من عکسشو دارم تو نت سرچ کنی قبل سرنگونیش به وسعتش پی میبری توهم زدی عمو زندیه کی بصره رو گرفت در ثانی سلسله زندیه لک بوده و با تو صنمی نداره و اصالتا لر تبار بودن




          5



          2
    • آیدین زنگان تورکو

      آره همه چی جعلیه فقط فحش نامه فردوثی و کاخهای ساختگی پاسارگاد و…. درسته!!!
      دری زبان عزیز اینجا جای دری وری گویی شما نیست!!!
      بارها گفته شد که تشریف ببرید به کویرستان خودتان!!!
      ویا اگه از کولی های پشت کوهی هستی برو به کوههای قندیل و اونجا تومانت رو بپوش!!!




      23



      2
    • بعد از ورود اعراب مسلمان به ایران و سقوط ساسانیان , به غیر عرب میگفتند:عجم که به عربی یعنی زبان نفهم و منظور این بوده کسانی که عربی را خوب نمی فهمند و بعدها به ایرانیان موالی ( یعنی بنده آزاد شده ) گفتند و در دوره حکومت سلاطین ترک یعنی از غزنوی تا قاجار به ایرانیان تاجیک میگفتند که صفت جدا کننده از ترک بود. در کتاب ( تاریخ تحولات سیاسی , اجتماعی ایران در دوره صفویه ) نوشته دکتر عبدالحسین نوایی هم اشاره شده که ترک و تاجیک مثل آب و روغن می ماندند.در صفحه ۱۰۸ آن کتاب آمده:یکی از اقدامات شاه اسماعیل صفوی مربوط به آشتی میان ایرانیان یا تاجیکها با ترکمنها یا قزلباشها بود. برخورد میان این دو عنصر اجتناب ناپذیر به نظر میرسید. در نظر قزلباشها , تاجیکها ( ایرانیان غیر ترک ) معمولا کارشان رسیدگی به حسابها و امور اداری بود و این از نظر آنان نوعی حقارت محسوب میشد. قزلباشها اهل شمشیر و فرماندهی سپاه بودند. تا دوره رضاخان به ایرانی غیر ترک , تاجیک میگفتند و فارس و پارس در دوره پهلوی باب شد. حتی تا چند سال پیش فارسها خود را با نام شهر معرفی میکردند مثلا میگفتند اصفهانیم یا شیرازی یا مشهدی یا کرمانی اما الان همه میگویند من پارسم!!! دکتر مجتبی مقصودی در کتاب ( قومیت ها و نقش آنان در تحولات پهلوی ) صفحه ۷۴ مینویسد:ارایه تعریفی جامع از قوم فارس قدری دشوار به نظر میرسد هر چند که این کشور تا چندی پیش بنام persia خوانده میشد اما آیا به کدامیک از اقوام ساکن در این سرزمین میتوان لقب “فارس” داد و آن را متمایز از باقی ساخت؟حوزه تعریف این واژه فارس مشخص نیست.بهرام فره وشی در ایرانویچ صفحه ۱ مینویسد:ریشه لغوی فارس برگرفته از یکی از اقوام آریایی است که در زمان حرکت آریاییان از سرزمینی نامشخص به داخل ایران آمده و در نواحی مرکزی و جنوبی ساکن شدند.در دوره اسلامی به کلیه ایرانیان عنوان موالی به طور اعم و عجم به طور اخص داده شد. دکتر مجتبی مقصودی در همان کتاب قومیتها صفحه ۷۷ مینویسد:در این دوران , فارسها ( منظور فارس زبانها ) که بر خلاف اقوام دیگر به راحتی آماده برقراری ارتباط و مراوده و ازدواج با سایر قومیتهای ایرانی هستند و تعصبات نژادی و نیز ساختار اجتماعی قومی_قبیله ای در میان ایشان کمتر به چشم میخورد , از نظر اقتصادی نیز مورد توجه حکمرانان معاصر قرار گرفته و تلاشهای بالنسبه بیشتری جهت ایجاد زمینه های توسعه و پیشرفت در این مناطق صورت گرفته است لذا زمینه های اشتغال و زندگی شهر نشینی در میان مردمان این قسمت از کشور , فراهم آمده است. با وجود گمان بیشتر روشنفکران , اطلاق و شمول بخشی از جامعه ایران به عنوان قوم فارس کاری بسیار مشکل است چرا که تلفیق نژادی , قومی , اجتماعی و سیاسی و جابه جایی های جمعیتی و… در طول تاریخ , عملا تفکیک و شناسایی قومی به نام قوم فارس را امکان ناپذیر میسازد. در کتاب ( جامعه شناسی توسعه ) نوشته دکتر عبدالعلی لهسایی زاده , صفحه ۱۲۴ آمده که:در دوره پهلوی اروپاگرایی رواج یافت و تسلیم پذیری و حقارت فرهنگی با خود بزرگ بینی باستانی ترکیب شد و در مقابل , دستاوردهای با ارزش و بزرگ فرهنگی اسلامی_ایرانی انکار شد و نوسازی فرهنگی با زور دولتی از بالا به پایین انجام شد. دکتر مجتبی مقصودی در کتاب قومیتها و نقش آنان در تحولات سیاسی پهلوی , صفحه ۱۱۷ مینویسد:به دنبال اضمحلال سلسله قاجار , برای نخستین بار در ایران مردی به قدرت رسید که از نظر خانوادگی متعلق به پایگاه اجتماعی قدرتمندی نبوده و هیچگونه وابستگی نسبی به شش قوم بزرگ کشور نداشت , ایجاد حس محرومیت و تحقیر شدگی در اجتماع ملی در مورد اقوام مختلف / حروم سازی از حضور در عرصه سیاست / ایجاد زمینه های فرهنگی شکل گیری قومیتی به نام “فارس” در مقابل سایر اقوام / افزایش تضییقات اقتصادی و عدم اجازه رشد و توسعه ی همه جانبه در مناطق مستعد مخالف با سیاستهای دولت / و بهره گیری از ابزارهای نظامی جهت پیش برد برنامه هایی، نظیر اسکان ایلات و عشایر و خلع سلاح آنها و توسعه ی شهر نشینی در راستای سیاست شبیه سازی که یکی از اهداف آن , اعمال کنترل بیشتر بر این قشر جامعه ایرانی بود , از جمله ساز و کارها و سیاستهای پهلوی اول در قبال اقوام ساکن در ایران بود. با ورود رضاخان به صحنه سیاست و گرایش او به ایجاد دولت_ملت مدرن , تکثر قومی و نژادی تبدیل به ناسیونالیسم قومی_نژادی شد. رضاخان در ایجاد دولت مدرن به هم رنگ سازی اقوام و نژادهای ایرانی از طریق سیاستهای همانند سازی دست زد و در این سیاست نه به وجوه مشترک همه اقوان , بلکه بر مسلط کردن ویژگیهای یک گروه قومی تازه تأسیس ( فارس ) به همه گروههای دیگر تأکید کرد. او با استفاده از وسایل ارتباط جمعی و مخصوصأ آموزش و پرورش , ایران را با تمام تنوعاتش “پرشیالیزه” کرد بنابراین دولت به اصطلاح مدرن به ایران حالت تسلط قومی به خود گرفت. در هفته نامه امیدجوان , شماره ۹۴۵ , صفحه ۲ آمده که اولین بار دکتر سعید نفیسی به رضاخان توصیه کرد نام ایران را رسمی کند و در مکاتبات رسمی هم از واژه “ایران” استفاده شود چرا که بیم داشت “پرشیا” یا “پارس” این ذهنیت را ایجاد کند که دیگر اقوام جدایند و سال ۱۹۳۵ میلادی / ۱۳۱۵ شمسی نام ایران رسمی شد. پیش از رضاخان پادشاهان قاجار خود را پادشاه “ممالک محروسه” یعنی مملکت های نگهداری شده مینامیدند. و اصطلاح ممالک محروسه تقریبأ در تمام کتبهای تاریخی و نامه های حکومتی قاجار بیشتر رواج داشت.




      3



      0
  4. در منطقه تنها کسانی که جعلین کوت وفارث هستش که نه تاریخی دارد ونه سندی جز اختراعات پالانی ها و مزدوران انها ،ما چرا باید مدرک بیاریم که ساکنان منطقه از اول تورک بودند فارثها وکوتها باید مدرک معتبر نشان دهند که کی امدند والا تورک بودن Hزربایجان سند نمیخواد ما خودمان سندهستیم اگر به این پان ایرانیستها باشد کل دنیا فارث بودند مغول ها امدن شدن این




    20



    4
  5. دوستانی که انتقاد میکنند لطفا” پاسخ دهند اگر اسم ایران را رضاشاه اختراع کرده چطور در روزنامه ای در قبل از دوره رضاشاه اسم ایران وجود دارد و محصلا” ارومیه در آذربایجان خود را ایرانی میدانستند ؟!
    یا این خبر دروغ است
    یا مقالات و خبرهای قبلی این سایت مبنی بر اینکه نام ایران را رضاشاه از خودش اختراع کرده و قبل از او چنین نامی وجود نداشته است !!




    4



    15
    • چرا من تا حالا چنین مطلبی تو یول ندیدم که به قول تو مثلا ادعا کنه نام ایران مال بعد پهلویه؟ میشه یه لینک بدی لطفا




      14



      2
    • این خبر سندش روزنامه فریاده آرشیوهاشم موجوده پس دیگه حداقل برای چیزی که سندش موجوده انگ جعلی بودن نزن که آبروی خودتو میبری! ولی راجع به اینکه خبرگزاری یول گفته اسم ایران رو رضا شاه ساخته لینک مطالب رو بده ما هم ببینیم




      20



      1
    • شاید اقای رضایی نام ممالک محروسه رو هم خود شما به قاجار ربط میدید چون یه سایتی هست به نام نگین زاگرس میگید صاحبش یه پانترکه دار حالیکه طرف خودش اعلام کرده من لر میانوند هستم




      2



      2
  6. اولا نام ایران از قدیم بوده منتها نه به معنی آریایی واصالت امروزی واصالت مکانی بلکه ایران در اصل عیران یا جداشونده تورکی هست که تورانیان به حد مرز داده بودند وحالا هم بعد از سالها هنوز معنی ایران را نتوانسته اند بیابند وکسانی برگرفته شده از اریا میگویند که کاملا غلط است چون قبل از هندوها این منطقه وجود داشت در مورد مکانی ایران قدیم با ایران امروز زمین تا اسمان فرق دارد ایران نام افغانستان امروزی بود وایران واریانا نیز میگفتند که شاهد ان شاهنامه فردوثی است که اگر دقت کنید حتی یک شهر از شهرهای امروزی ایران در ان نیست واتفاقا همه شهرهای نام برده شده اکثرا الان در خاک افغانستان موجوده ولی در مورد ایران در زمان قاجار ایران وجود نداشته و ممالک محروسه بوده که توسط رزا پالانی اول و همفکری محمد علی فروغی سعید نفیسی سید حسن تقی زاده به ایران تبدیل شد که قبلا خارجی ها پرسه یا پارسه میگفتند ولی انچه مشخصه نامهای مناطق جغرافیایی با نامگذاری بومیان ان منطقه یعنی تورکها بوده به صورتی که حتی نام کشور عئراق نیز تورکی ومعنی همسایه دور را میدهد و خیلی از مناطق که الان در دل ومرکز فارسها و کردها وارمنی هست اکثرا تورکی هستند چه داخل مرز چه بیرون مرزها واگر روزی بدون دشمنی با تورکها با انصاف وبدون جعل تاریخ نوشته شود معلوم میشود ساکمان ونام ها مال کدام ملت است .ولی فعلا مشغول جعل تاریخ به نفع کردها هستند تا شاید پروژه خاورمیانه را احیا کنند .




    14



    3
    • خود شما بارها ایران را ساخته رضاشاه میگفتی
      الان هم ادعا میکنی در دوره قاجار ایران نبوده و ممالک محروسه بوده ( با اینکه استاد و شواهد غیر قابل انکاری در ایران زمینه وجود دارد ( از جمله سکه نادرشاهی و قرارداد میان فتحعلی شاه ترک قاجار مملکت بر باد ده ، تمبر های دوره قاجاریه و از جمله همین خبر یول پرس )
      اگر در دوره قاجاریه نام کشور ایران نبوده چرا دانش آموزان ارومیه ای خود را ایرانی میدانستند ؟!

      در میان شما ترکها حتی اگر یک نفر با سواد وبا وجدان باشد حرفهای تو برایش تردید نمیگذارد که قوم گرایان بیسواد هستند

      در ضمن شاهنامه فردوسی حدود ایران را از شرق کابلستان و رود سند و از غرب رود اروند ( دجله ) میدانسته جهل و نادانی شما قوم گرایان دلیل بر انکار وقایع اثبات شده تاریخی نیست




      4



      15
  7. جالبه . تو تلگراف ترکی ۶ بار کلمه ایران ، ۲ بار ترک (اگه به عکس نامه نگاه کنید ترک نوشتن نه طبق نوشته شما تورک ) و ۲ بار آذربایجان ( نه اون چیزی که آقایون الان اختراع کردن و مینویسن ) اومده . و از دفاع از وطن و ناموس ایران گفتن . یعنی ترک ها هم مثل بقیه ایرانی ها از وطنشون و قانون اساسی ایران دفاع کردن . حالا قضاوت کنید چه کسانی دارن تاریخ رو تحریف میکنن و دیکته لغات رو تغییر دادن .




    3



    10
  8. اونهایی که فکر میکنن پاسارگاد و بقیه آثار ایران قدیم ساخته رضاخانه ، یه نگاه به کتاب آثار عجم که پر از عکس و مطلب از همه آثار تاریخی ایرانه بندازن . فرصت الدوله شیرازی تو زمان قاجار این کتاب رو نوشته و طرح ها رو کشیده . حالا کتاب های تاریخ نوس ها و سیاح های اروپایی به کنار . کمی عقل خدا به همه ما عطا کنه




    3



    12
  9. آقای رستمی وعلی ذوبی در اینکه شما وپان ایرانیستها وپان فارثها خیلی دوست دارید تاریخ ایران ومنطقه به نام شما زده بشه هیچ شکی نداریم ولی دانستن چند نقطه خیلی مهمه که بدانید والکی دلتون را خوش نکنید .
    اولا چسباندن خودتان به هزاران سال پیش کار بیهوده است چون هاخامنشیان زبانشان با شما یکی نبوده ونیست یعنی اگر جناب گیروش از قبر نداشته شان بلند شود وبا تو صحبت کند هاج وواج بهش نگاه میکنی زبانش را نمیفهمی از این ساده تر دیگه نمیشه گفت پس ملتی که هخامنشیان را تاسیس کردند ربطی به شماها نداره چه افتخاراتش نه مغلوبیتهاش که افتخاراتی هم نداشتند .
    دوما فارثی یا بهتره بگیم دری دویست سال هم نشده که در ایران امروزی جا افتاده و اولین نقاطی که اول صحبت میکردند قسمتی از خراسان بوده وبقیه نقاط این گویش را متوجه نمیشدند وکسانی که به این گویش حرف میزدند را میگفتند دری وری میکه البته این مربوط به ایران امروزی است نه ایران قدیم که همان افغانستان امروزیست و فردوثی شعر دری را در افغانستان گفتن
    سوما ایران از اجتماع چندین ملت تشکیل شده وتا زمانی که رزا پالانی ها نیامده بودند همه ملتها در کنار هم زندگی میکردند واگر جنگی هم میشد طبیعی بود ولی بعداز رزاپالانی ها ونژادپرستی و تئوری یک ملت یک زبان بین ملتها اختلاف افتاد وطبیعی هم هست که اگر برابریم چرا حق یک تورک باید بیشتر از یک لر یا عرب باشد واین عامل نفاق میشود .
    چهارما این گویشی هم که بهش می نازی تنها ده درصد کلماتش مال شماست که با هزینه هر لغت یازده میلیارد تومانی انهم از جیب بقیه ملتهاست که دارایی من تورک ولر وعرب وبلوچ جهت ساختن ونگه داری این گویش در حال موت توست بقیه شصت درصد عربی بیشتر از سی درصد تورکیست!
    پنجما میتوانید رفته در اینترنت افغانستان گردی کنید ببینید تخت جمشید اصلش در افغانستانه واین که در شیراز اسمش گذاشتن تقلبی وکار شخص عالی حضرت همایونی میباشد که حتی نام فامیلیش را از پالانی به پهلوی تغییر داد بلکه خودش را بچسباند به ان پهلوی و در ادامه پالانی دوم دنبله روی کردند وحالاهم که نیم پهلوی سوم افاضات میفرمایند.والسلام
    کاش روزی ادم باوجدان و بی طرفی پیدا شود و واقعیت تاریخی را بنویسد تا ماه از ابرها بیرون بیاید هرچند انروز همه پان فارثها وپان ایرانیستها سکته خواهند کرد چون تنها بایک اشاره کوچک مرحوم ناصرپور پیرار چه فحشها وکتکها که نخورد!




    17



    2
    • تا ایران زمین هویت طلبان و در واقع جدایی طلبان بی سواد و کم بهره هوشی مانند تو دارد هیچ نگرانی وجود ندارد
      نگرانی ما از داشتن دشمنان آگاه هست که خداراشکر در این مدت در میان شما ندیدم
      وقتی تو که باسواد همه قومگراها هستی میایی ادعا میکنی زبان فارسی در ایران سابقه دویست سال ندارد
      یعنی زبان سعدی و حافظ و .. هم به زعم تو چیز دیگری بوده باید فاتحه بقیه آذربایجان را خواند




      4



      13
    • هسعدی و حافظ شیرازی و سوزنی سمرقندی و فردوسی طوسی و مولوی بلخی و نظامی گنجه ای و رودکی از آسیای میانه و صائب تبریزی و بیدل دهلوی و اقبال لاهوری و خیام و عطار نیشابوری و … همه از همه جای این سرزمین از قرن ۴ هجری تا الان به فارسی اشعار ممتازشون رو سرودن که الان هم مردم ایران ( از جمله امثال تو ) به همون زبان صحبت میکنن و متوجه میشن . حالا تو میگی که دویست ساله فارسی تو ایران همه گیر شده ؟ در ضمن تو میتونی کتیبه های قبچاق رو بخونی که من کتیبه های هخامنشی رو بخونم ؟ تو فرق زبان و رسم الخط رو میدونی ؟ پور پیرار تخصصش چیه ؟ باستان شناسی خونده یا تاریخ یا زبان شناسی ؟ خوبه خودش معترفه که سواد دانشگاهی نداره . همه دنیا دروغ میگن فقط پورپیرار راست میگه ؟ گرچه تو نمیفهمی




      3



      12
  10. آیدین زنگان تورکو

    باز این دری زبانان اومدن و دری وری گفتن!!!!
    انصافا اگه عربی و ترکی را از این لهجه معلول بگیریم شماها اصلن میتونین‌ دوباره دری وری بگین؟!!!!
    واقعا که همه چیز شما جعلیاته حتی زبانتان!!!!




    17



    2
  11. آیدین زنگان تورکو

    اورمو تورک دور
    تورک گالا جاق.




    16



    2

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *