عناوین مطالب:
خانه / آخرین اخبار / توهین عمیق‌تر به شعور بیننده این است که در منزل ستارخان، همسرش شاهنامه می‌خواند
کارگردان توانمند تبریزی:

توهین عمیق‌تر به شعور بیننده این است که در منزل ستارخان، همسرش شاهنامه می‌خواند

قربانعلی طاهرفر در خصوص شاهنامه خوانی در فیلم ستارخان گفت: وقتی کسی در حوزه ی آذربایجان شناخت ندارد فیلم می‌سازد چنین می‌شود زیرا منطق حکم می‌کند که همسر ستارخانِ بیسواد در خانه بایاتی بخواند یا اشعار نباتی و فضولی را که یدی طویلی در حماسه سرایی دارند، برای فرزندش بخواند.

به گزارش یول‌پرس به نقل از آناج؛ سریال ستارخان که این روزها از شبکه‌ی یک سیما در حال پخش است در صدد نشان دادن دلاوری‌ها و رشادت‌های بی‌بدیل مردان مشروطه‌خواه آذربایجان به ویژه ستارخان و باقرخان است. سریال ده قسمتی که از بطن سریالی بلند به نام “ایران‌دخت” جدا شده و روایت سال‌های پایانی زندگی سردار ملی به را به نمایش می‌گذارد، محمدرضا ورزی کارگردان و مصطفی شریفی تهیه کنندگی این اثر را بر عهده دارند.

طی قسمت‌های پخش شده علی رغم تلاش تیم تولید، این اثر منتقدان بیشماری را داشته و نتوانسته آنچنان که باید پیام انقلاب مشروطه را رسانده و در میان خانواده‌های ایرانی نفوذ نماید.

قربانعلی طاهرفر در خصوص سریال ستارخان اظهار داشت: در طول چهار دهه خلاء اساسی در زمینه‌ی تولید آثار تاریخی وجود داشته که با ساخت سریال‌هایی چون “تبریز در مه” و “سال‌های مشروطه” حق مطلب آنچنان که شایسته‌ی تاریخ این دیار است، پر نشده است.

تولید آثار در خصوص قیام مشروطه بدون تبیین تاریخ!

وی ادامه داد: نکته‌ی مهم‌تر اینکه در تمام این سریال‌های ساخته شده خبری از تبین موضوع مشروطیت نیست و مخاطب عامی علی‌رغم دیدن چند اثر به یک درک و نگاه کلی در مورد مشروطیت و نقش آذربایجان در این قیام ملی نرسیده است.

این کارگردان شهیر تبریزی عنوان کرد: در واقع هرگز بیان نشده است که هدف اصلی قیام مشروطیت چه بوده و به همین دلیل روایت قهرمانان مشروطیت گنگ و ابتر باقی مانده است.

طاهر فر بیان داشت: از سوی دیگر در سریال‌هایی که درصدد نشان دادن قهرمانان واقعی مقاومت همچون استاد شهریار هستیم می‌بینیم که به دلیل عدم احاطه بر زوایا نمی‌توانیم ظرافت‌های این شخصیت را احصاء نموده و به مخاطب نشان دهیم در واقع به دلیل عدم برخورد صحیح با اسطوره‌ی ملی شاهد اعتراضات به حق بوده‌ایم.

نگارش طرح برای سریال ستارخان در سال ۸۵

وی افزود: سال ۸۵ طی سفری که آقای ضرغامی به استان ما داشتند درخواست کردند طرحی برای ستارخان بنویسیم که ما یک طرح در سه فاز نوجوانی، جوانی و نهضت مشروطیت را نوشتیم، هرچند بابت آن طرح تقدیر شدیم ولی چون دنبال آن گرفته نشد، همین طور باقی ماند.

این هنرمند تبریزی با بیان اینکه آن طرح کامل نبود، متذکر شد: همچنان که در پایتخت برای کار طرح و پژوهش قرارداد بسته می‌شد باید در اینجا نیز آن طرح اولیه جدی گرفته می‌شد تا به سرانجام مطلوب برسد.

کارگردان “ترمینال غرب” با تاکید بر اینکه زندگی ستارخان تنها منوط به سال‌های مشروطه نیست، گفت: پیچیدگی‌ و ظرافت‌های شخصیتی ستارخان به قدری است که می‌تواند زمینه‌ی نگارش داستان‌های عامه پسند نیز باشد، ستارخان از جمله لوطی‌هایی بوده که چتر حمایتی خود را همواره بر سر محرومان و مستضعفان می‌گشوده در حالی که فقط مقطعی از زندگی سیاسی وی مورد توجه قرار گرفته است.

طاهرفر تصریح کرد: از وی فقط تصویری از مقاومت یازده ماهه تبریز در برابر قشون محمدعلی شاه را می‌دانیم هرچند کار بسیار بزرگی بوده و در واقع اوج زندگی ستارخان رقم خورده ولی این اوج پشتوانه‌ای چون یک عمر زندگی با مردم را داشته است.

کارگردان “آخیر مهلت” متذکر شد: زندگی ستارخان مابه ازای امروزی دارد اگر ما امروز در محاصره‌ی اقتصادی هستیم ستارخان نیز در آن ایام یک محاصره‌ی شدید را تجربه کرده، اتفاقی که در هشت سال دفاع مقدس هم تکرار شده بود.

ستارخان پرچم‌دار غیرت آذرباجان است

وی با تاکید بر اینکه وقتی ستارخان می‌گوید خاک می‌خوریم اما خاک نمیدهیم چکیده انقلاب و پرچم‌دار غیرت آذربایجان است، عنوان کرد: هیچوقت به ستارخان آنگونه که باید ادای دین نشده همانگونه به مهدی باکری، علی تجلایی و مرتضی یاغچیان‌ها ادای دین نشده است.

طاهرفر بیان کرد: دلیل آن علامت سوالی است که یا به بی‌کفایتی مسئولین ما در طی این سال‌ها باز می‌گردد یا به ما هنرمندان که نتوانسته‌ایم از دریچه‌ی خود آنها را بشناسانیم.

چرا نتوانسته‌ایم به زندگی قهرمانان خود پرداخت کنیم؟

وی اظهار کرد: هرچند خوب نیست که مسئولین را بوته نقد بکشیم و بعدا به ما بگویند مسئول را نقد کردید اما باید بالاخره کسی این مسئولیت را قبول کند که چرا به زندگی قهرمانان ما پرداخت نشده و نمی‌شود و تا چه زمانی این علامت سوال ادامه خواهد داشت؟

این کارگردان تبریز متذکر شد: سرداران ما مانند مهدی باکری‌ها سرداران عادی نبودند و به اذعان بسیاری از فرماندهان ارشد در هشت دفاع مقدس متن جنگ را عوض کردند زیرا هر زمان در جبهه‌های جنگ به گره بر می‌خوردند لشکر عاشورا گره‌گشایی می‌کردند.

وی با بیان اینکه قهرمانان اسطوره‌ای ملی آذربایجان همیشه مهجور باقی مانده‌اند، گفت: امیدواریم کسی پیدا شود که بتواند به این پرسش پاسخ دهد.

این کارگردان تبریزی افزود: در خصوص ستارخان نیز به نظر می‌رسد یک نگاه تکلیفی و یک نگاه ملی وجود دارد که ما به نسل جوان بگوییم آذربایجان قهرمانانی دارد که تاریخ که این کشور را عوض کرده‌اند.

وی ادامه داد: ما این مساله را در “سال‌های مشروطه” و “تبریز در مه” اشاعه نداده‌ایم و حال خواسته‌ایم برای همراه کردن مردم یک داستان عاشقانه را بگنجانیم که عامه پسند نیز باشد.

طاهرفر خاطر نشان ساخت:  نویسنده حق دارد برای همزادپنداری مخاطب، قصه‌ها را اقتباس کند اینکه اقتباس چه قدر به قصه وفادار می‌ماند بحث کارشناسی است اما اینکه این داستان‌های فرعی تا چه حد در پیشبرد متن اصلی کمک می‌کند و آیا پیام اصلی قصه تحت الشعاع است یانه بسیار مهم است.

وی ادامه داد: وقتی در یک فیلم قصه‌ی عاشقانه را وارد جریان می‌کنیم نباید طوری باشد که بر اصل ماجرا غالب گردد، سریال امام علی(ع) نمونه‌ی بارز است زیرا تا میانه‌ی داستان بسیاری فیلم امام علی(ع) را با شخصیت قطام می‌شناختند تا اینکه رفته رفته این شخصیت کمرنگ شد و نمود اصلی جریان که همان امیرالمومنین بود برجسته شد.

طاهرفر عنوان کرد: البته باید به این نکته توجه داشت که قطام یک شخصیت تاریخی بود که پرورش دراماتیک داده شد تا قصه عامه پسند باشد اما هرگز جای شخصیت اصلی را نگرفت.

سنگینی کفه‌ی عاشقانه بر قیام مشروطه

این کارگردان تبریزی تصریح کرد: هنوز این سریال به انتها نرسیده و نمی‌توانیم قضاوت کنیم اما تا به اینجای کار کفه تم عاشقانه که به داستانه تزریق شده که وجود خارجی هم ندارد کم کم سنگین می‌شود، یعنی کفه ستارخان و قیام ملی سبک‌تر شده و کفه عاشقانه سریال افزایش پیدا می‌کند و این یک تهدید بزرگ برای تاریخ و تلویزیون ماست.

نیروهای بومی هرگز مجال فعالیت نداشته‌اند

طاهرفر در پاسخ یه سوالی مبتنی بر اینکه چرا هنرمندان تبریزی برای ساخت چنین اثری پیش‌قدم نشدند، اذعان کرد: تا زمانی که در مدیران ارشد استان ما ذهنیت “مرغ همسایه و پایتخت غاز است” وجود دارد، شاهد این جریان‌های خواهیم بود، هر زمانی صحبت از سریال تاریخی بوده و قرار بوده هزینه شود هیچ گاه به نیروهای بومی مجال فعالیت نداده‌اند.

وی افزود: بچه‌هایی که یک عمر است با عشق و علاقه به ستارخان بزرگ شده‌، سالی چندبار پای تئاترهایی با مضمون مشروطه و ستارخان نشسته‌اند و یا با چندین ستارخان شناس و مشروطه شناس ارتباط دارند قطعا با نگاه واقع‌بینانه و ظریف‌تری می‌توانند به تاریخ خود پرداخت کنند.

طاهرفر یادآور شد: چرا نباید از ظرفیت شهری بهره گرفت که در آن دبیرخانه ی دائمی سمینار علمی مشروطیت وجود دارد؟ چه زمانی قرار است خروچی پژوهش و مقاله‌های انجام یافت پژوهشگران را ببینیم؟

وی افزود: هرگز این اتفاق نمی‌افتد چون کسی که در پایتخت است با این مبنا پیش می رود که چند منبع را در تیراژ پایانی درج کند و با قدرت تخیل نویسندگی چند داستان‌های عاشقانه تزریق می‌‌‌‌‌‌کنند و تمام.

برخی از مادر متولد شده‌اند که سریال‌های طبقه الف را تولید کنند

این کارگردان تبریزی متذکر شد: سمت دیگر این جریان وجود مافیای قدرت در تولید سریال‌های الف در صداوسیماست گویا برخی از مادرزاده شده‌اند که کارهای طبقه الف را تولید کنند!

طاهرفر تاکید کرد: نقدی دیدم مبنی بر اینکه آقای ورزی از جان مشروطیت چه می‌خواهد؟ اینکه هنرمندی می‌گوید می‌خواهم ادای دین داشته باشم بسیار خوب است اما باید ببینیم خروجی این ادای دین چه چیزی است، ادای دین به شبکه است با نمایش سریال ده قسمتی از ستارخان ویژه‌ی دهه فجر یا ادای دین است به تاریخ بلند آذربایجان و شخصیت برجسته‌ای همچون ستارخان؟

وی با اشاره به اینکه برخی مدعی‌اند تاریخ مشروطیت را غبار نسیان گرفته، تصریح کرد: چون صداوسیمای ما تکلیف و رزومه محور است توجهی به این ندارد که فلان آیا آثار تاریخی قبلی کارگردانی موفق بوده یا نه؟ آیا واگذار کردن یک ک÷ار تاریخی دیگر به همان تیم نتیجه‌ی مطلوب خواهد داشت یا معکوس؟

طاهرفر گفت: این عین واقعیت است که به ما می‌گویند کارگردان‌های شهرستانی و تا زمانی که در شهرستان خودمان بمانیم منوال به همین روال خواهد بود، چند کارگردان داریم که در شهرستان خود مانده‌اند و اکنون به مهری کلیدی در سینما و تلوزیون مبدل شده‌‌‌اند؟ امکانی وجود ندارد برای پیشرفت مگر اینکه به پایتخت کوچ کنند.

وی اذعان کرد: نگاه مسئولین ما این است که کارگردانان و هنرمندان پایتخت‌ نشین متخصص، روشن فکر، کاربلد و بچه‌های خودمان در حد استانی و ساختن یک میان پرده هستند.

طاهرفر خاطرنشان ساخت: این تنها به حوزه‌ی سینما برنمی گردد تاریخ زندگانی علامه جعفری و علامه امینی را بخوانیم می‌بینیم که ما به بزرگان خود نیز وفادار نمانده‌ایم.

منطق حکم می‌کند در خانه‌ی ستارخان بایاتی و اشعار حماسی نباتی و فضولی خوانده شود!

کارگردان “ترمینال غرب” در پاسخ به سوال  در خصوص شاهنامه خوانی همسر ستارخان در فیلم متذکر شد: وقتی کسی در حوزه ی آذربایجان شناخت ندارد فیلم می‌سازد چنین می‌شود زیرا منطق حکم می‌کند که همسر ستارخانِ بیسواد در خانه بایاتی بخواند یا اشعار نباتی و فضولی را که یدی طویلی در حماسه سرایی دارند، برای فرزندش بخواند.

وی تاکید کرد: توهین به شعور قومیت صرفا این نیست که یک تورک  را در نقش‌های کارگر یا پاک بان نشان دهیم هرچند خود این صحنه‌ها نیز همیشه جای بحث داشته و تلخ بوده‌اند، توهین عمیق‌تر به شعور بیننده این است که در منزل ستارخان همسرش شاهنامه می‌خواند!

این هنرمند تبریزی خاطر نشان ساخت: این به معنای آن نیست که ما شاهنامه نمی‌خوانیم ولی در اقدام اول شعرای آذربایجان هستند که چندین دیوان مملو از حماسه و غیرت دارند.

طاهرفر با تاکید بر اینکه در حوزه‌ی حماسی و در حوزه مرثیه ما زبانزد دنیا هستیم، گفت: اگر ستارخان به روایاتی می‌گوید که “من میخواهم کل دولت‌ها زیر بیرق حضرت ابوالفضل(ع) باشد و شما من را زیر بیرق روسیه فرامی‌خوانید” پس زمینه‌ی این جمله یک فرهنگ حماسی است که وامدار شعر حماسی مرثیه می باشد.

وی ادامه داد: اگر در اصطلاح کارگردانی می‌گوییم ما جایی کاشت می‌کنیم تا بعدا برداشت کنیم، باید این را کاشت کنیم که در خانه‌ی ستارخان اشعار حماسی عاشورایی خوانده می شده که در نهایت به این جمله‌ی معروف منتج شده است.

وی با اشاره به اینکه به لحاظ فنی و کارگردانی دکوپاژ ستارخان ضعیف‌ترین کار آقای ورزی است، اظهار کرد: در کارهای دیگر تمام ابزارهای حرکتی و طراحی میزانسن در خدمت متن بوده و واقعا یکی از شاخص‌های سبک و سیاق وی بوده که محبوبیت خاصی در تولید کارهای تاریخی ایجاد کرده و در واقع امضای آقای ورزی بوده که در فیلم ستارخان این اتفاق نیفتاده است.

طاهرفر ادامه داد: ضبط اینجا سه دوربینه است که تقریبا می شود تئاتر تلویزیونی هرچند در اینجا تداوم حسی حرف اول را می زند ولی آقای ورزی با توانمندی که داشت در کارهای قبلی نشان داده بود که با تک دوربینه کار کردن تداوم حسی را بهم نمی زند.

این هنرمند تبریزی خاطر نشان ساخت: به نظر می‌رسد در اینجا سرعت و کمیت مهم بوده تا کیفیت لذا  شاید بتوان گفت این اثر ضعیف‌ترین کار آقای ورزی است.

۹ دیدگاه‌ها

  1. آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار

    سلام-به جای ساخت فیلم فرمایشی بگذارند قبر ستارخان که بطور امانت در شهر ری به خاک سپرده شده به تبریز منتقل شود همچنین جنازه شیخ محمد خیابانی که بعد از چندین دهه به تهران منتقل کردند دوباره به تبریز بیاورند این آقایان چرا وانمود می کنند برگشتن جنازه این دو شهید قهرمان به اقلیم آذربایجان مخل امنیت است و اقعا خنده دار نیست




    23



    18
  2. کتب و اسامی فردوسی منحوس و شاعران فارس باید از آزربایجان برداشته شود




    22



    26
    • من موافقم
      اما هنگام با ان کلیه آثار ترکی و نام شخصیت های ترک ( مانند ستار خان و باقر خان و شهریار و … ) از معابر و مراکز تهران و دیگر شهرهای خارج آذربایجان نیز حذف شده و مهاجران ترک از تهران و اصفهان و گیلان و هرمزگان اخراج شوند
      اگر راضی به این امر شدید آثار ایران را از آذربایجان حذف کنید




      13



      6
    • حرامزاده ، منحوس شمایید که تخم حرام مغول و تاتارید




      22



      15
  3. هر وقت نامی از شاهنامه و فردوسی میاد یاد ابیات فاشیستی ملعون می افتم، فردوسی یک نژادپرست احمق است الهی در بدترین جای جهنم بسوزه




    18



    23
    • اون جد ملعونت چنگیزخان و تیمور لنگ هستن که در بدترین جهنم میسوزند. هنوز هیچ ترک منصفی متوجه نشده که وقتی فردوسی در شاهنامه به توران تاخته شما اذری ها چرا میسوزید. مگر علیف خودش رو رهبر اذریهای جهان نمیدونه البته از دید خودش. چرا نمیگه رهبر ترکهای جهان. یکم تاریخ بخون ببین اتاتورک در باره شاهنامه به فروغی چی میگه. زنده باد فردوسی بزرگ احیاگر ایران بزرگ و هویت ایرانی. لربختیاری




      2



      7
  4. مشکل بعضیا بیسوادی نیست بلکه شاهنامه خوانی و فردوسی هست. ستارخان به شدت به فردوسی علاقمند بوده. خودش میگه وطن پرست ترین کسی که شناخته ام همانا فردوسی ، پیر مرد توسی است. بیسوادی دلیل بر نشناختن نیست. همچنان که مدرک دلیل بر شعورداشتن نیست. تاریخ و واقعیات مسلم اون چیز دلبخواهی نیست که براساس توهمات و تعصبات کورکورانه شخصی بسازیم، سعی کنیم جملات اشخاص رو یا رفتار و کردارشون رو مطابق یه سری اهداف سیاسی خاص وابسته به بیگانه تفسیر و توجیه کنیم. با این چیزا و حرکات بچه گانه واقعیت عوض نمیشه.




    12



    6
  5. سلام..آقای اورمولو فکر کنم خیلی بیسوادی…توصیه میکنم سطح اطلاعات خودتو بالا ببر که به دردت میخوره…شاهنامه دراصل شناسنامه ما ایرانی هاست..پس مطالعه کن




    2



    5
  6. سلام..معلومه که آقای اورمولو هیچ گونه اطلاعاتی از شاهناپه فردوسی ندارند…توصیه میکنم حتما مطالعه کنند که شاید فرجی بشود برایشان…شاهنامه در اصل شناسنامه ما ایرانی هاست…پس سفارش میکنم به سطح آگاهی خود بیفزایید…علی ازلرستان




    2



    3

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *