خانه / آخرین اخبار / روزنامه قانون و تفکر مسموم باستانگرایی

روزنامه قانون و تفکر مسموم باستانگرایی

جرياني كه مدعي احترام به تفاوت ها و حامل شعار "ايران براي همه ايرانيان" است، امروز مولد نژاد پرستانه ترين نظريات در باب تفاوت هاي قومي و زباني است و هرگونه تفاوت فرهنگي و تلاش در راستاي رسيدن به حقوق ابتدايي قومي و زباني مثل زبان مادري را تهديدي براي امنيت ملي و تماميت ارضي معرفي مي كند.

هادی افتخاری – یول‌پرس: در یادداشتی اعتراضی به اظهارات علی ضیاء مجری صدا و سیما، با ادعاهایی تکراری روبرو هستیم که ناشی از بی توجهی و بی اطلاعی مولف می باشد.

مولف در نوشته خود زبان مردم آذربایجان را “آذری” عنوان نموده و “ترک” خطاب کردن آذربایجانی ها را تاثیر توطئه خارجی و کانال های ضد ایرانی جمهوری آذربایجان قلمدادمی کند!

هادی افتخاری

استدلال ایشان قابل توجه است: “در حقیقت مردم آذربایجان به دلیل منطقه زندگی شان که استان های آذربایجان می باشد، آذری هستند. همانطور که مردمی که در تهران، مشهد یا گیلان زندگی می کنند به ترتیب تهرانی، مشهدی و گیلانی محسوب می شوند”

بر اساس این استدلال، مردم خوزستان به اقتضای نام منطقه ای که در آن زندگی می کنند باید به زبان موهوم “خوزی” تکلم نمایند، در حالی اهالی خوزستان اکثرا عرب زبانند.

همچنین با استناد به چنین استدلالی تنها اهالی استان فارس، فارس زبان هستند و فرضا در استان تهران، زبان “تهرانی” تکلم می شود که مستقل از زبان فارسی است. در حالی که زبان رایج اکثریت اهالی فلات مرکزی ایران از جمله استان های تهران، یزد، اصفهان، سمنان و … فارسی است و ارتباطی به نام منطقه ندارد.

حداقل از مولف محترم انتظار می رود هنگام ادعای مطلبی دلایل علمی و تاریخی ارائه دهند و دست به دامان چنین استدلال های مضحکی نشوند.

علاوه بر این، چرا همه تلاش مولف در جهت اثبات ایرانی بودن نژاد آذربایجانی هاست؟ تعریف نژاد ایرانی چیست که ترک ها خارج از آن قرار می گیرند؟ بر فرض که “ترک” را “آذری” جا زدید و از غیر ایرانی بودن تطهیرش کردید، با اعراب چه میکنید؟ طبیعتا آن ها را هم داری نژاد ایرانی و خون آریایی نمی دانید، پس احتمالا به دنبال فارسیزه کردن نسل های جدید آن ها نیز می باشید،

آیا این گونه صحبت کردن از نژاد ایرانی حامل تفکر مسموم باستانگرایی و آریایی پرستی نیست؟

بخشی از مطلب منتشر شده در روزنامه قانون بدین صورت است: ” بر مبنای اصل ١۵ قانون اساسی به هیچ وجه نباید از فارس بودن کودکان اورمیه ناراحت بود. از قضا اگر فرزندان این خاک به زبان فارسی سخن می گویند، نشان دهنده توفیق سیاست های ملی بوده است”

در نقد این مطلب می توان به سیاست دولت ها در برابر زبان و فرهنگ اقوام اشاره کرد که در پنج حوزه بررسی می شوند: حذف و نابودی (Elimination)، همسان سازی (Assimilation)، حمایت (protection) و ترویج(promotion).

نوشته مولف به وضوح مصداق سیاست حذف و نابودی و در تعدیل شده ترین حالت، همسان سازی می باشد که به موجب حقوق بین الملل غیر قابل قبول است.

همچنین بند ۵ ماده ٢ کنوانسیون منع ژنوساید ( نسل کشی زبانی) و مجازات، همان که “انتقال اجباری کودکان یک گروه به گروه دیگر” را از مفاهیم ژنوساید تلقی می نماید، تاکید بر تعهد کشورها در حفظ حقوق فرهنگی دارد و نه فقط سلامت جسمی آنان.

بر این باور، تغییر اجباری کودکان که با هدف دستکاری و تغییر تدریجی در فرهنگ و زبان آن ها از طریق قرار دادنشان در محیط تربیتی متفاوت با محیط اصلی آنان صورت می گیرد، در شمار نسل زدایی قلمداد شده است، سیاستی که در کشور ما نیز از زمان آغاز سلطنت پهلوی کلید خورده است و هم اکنون نیز در سایه نفوذ و قدرت اتاق های فکر گفتمان ناسیونالیستی ایرانشهری در حال اجراست.

علاوه بر موارد فوق الذکر، تجربه کشور های چند زبانه مثل سوییس، هلند، کانادا، هندوستان، آفریقای جنوبی و … در رسمی کردن زبان اقلیت های زبانی و قومی نشان می دهد که وجود چند زبان رسمی به هیچ عنوان ارتباطی با تهدید تمامیت ارضی کشورها ندارد.

برعکس در کشورهای همسایه که طی حدود ١٠٠ سال گذشته سعی در یکسان سازی زبانی و فرهنگی داشته اند و حذف اقلیت های قومی از نقشه فرهنگی کشور را در راس برنامه های به اصطلاح ملی خود قرار دادند، همواره با مشکل تهدید تمامیت ارضی مواجه اند، زیرا یکسان سازی زبانی تنها یک پیام دارد: شما هیچ حقی در این کشور ندارید و تنها در صورت جدایی می توانید حقوق خود را احیا کنید.

حال گروهی ناآگاه (اگر نگوییم مغرض) نیز با علم کردن “امنیت ملی” و “تمامیت ارضی” به سرکوب تفاوت های فرهنگی و زبانی که سرمایه های بشری اند اقدام کرده اند

در پاسخ به قرائت یک جانبه ای که مولف محترم از اصل ١۵ قانون اساسی دارد نیز به سخن دکتر ستار عزیزی، متخصص حقوق بین الملل اکتفا می کنم:

“گاه قرائت هایی از قانون می شود که کاملا بی اساس است. این قانون صراحتا از تدریس زبان مادری نه در خانه بلکه در مدرسه( با هزینه و در درون نظام آموزشی کشور) سخن می گوید. این اصل موید “آموزش زبان مادری” است. به عبارت دیگر اقوام بر اساس این قانون حق دارند که زبان و ادبیات خود را آموزش ببینند اما تدریس دروسی مثل فیزیک، شیمی، و … به زبان رسمی انجام شود.

ولی نکته مهمی که باید تاکید کنم مربوط به زمان نگارش این اصل است. اصل ١۵ قانون اساسی در زمان نگارش این قانون (سال ١٣۵٨) نسبت به زمان خود مترقی بوده است. اما از آن زمان تا کنون، در حوزه حقوق زبانی، پیشرفت ها و تحولات عظیمی صورت گرفته و امروزه باید “حق تدریس به زبان مادری” را نیز جزو حقوق اقوام تلقی کرد که باید در کشور ما نیز فکری برای آن کرد”

همانند اکثر مطالب منتشر شده در رسانه های به اصطلاح اصلاح طلب در خصوص حقوق اقوام و به ویژه مردم آذربایجان، نوشته مولف در روزنامه قانون نیز ماحصلی جز مخدوش کردن چهره این جریان سیاسی در میان اهالی آذربایجان ندارد. جریانی که مدت هاست دچار فقر گفتمانی شده است.

جریانی که مدعی احترام به تفاوت ها و حامل شعار “ایران برای همه ایرانیان” است، امروز مولد نژاد پرستانه ترین نظریات در باب تفاوت های قومی و زبانی است و هرگونه تفاوت فرهنگی و تلاش در راستای رسیدن به حقوق ابتدایی قومی و زبانی مثل زبان مادری را تهدیدی برای امنیت ملی و تمامیت ارضی معرفی می کند و از خشن ترین و ضد حقوق بشری ترین روش ها جهت یکسان سازی فرهنگی حمایت می نماید و به مدد ماشین رسانه ای قدرتمند خود این اندیشه های یکسان ساز را بسط می دهد.

۷ دیدگاه‌ها

  1. باید زبان ترکی به عنوان زبان رسمی در قانون تصویب شده و در مرحله اول ادبیات ترکی از مدارس ابتدایی تدریس شود و در مراحل بعدی تدریس کاملا به زبان مادری انجام شود. علاوه بر این ها، باید فرهنگ سازی شود و خانواده ها اززبان مادری خود محافظت کنند و به جای زبان ترکی به کودکان زبان بیگانه یاد ندن. این یه اصل روانشناسی هست و در صورت تکلم اجباری یک کودک به زبان غیر مادری دچار بحران هویت می شود و از لهجه داشتن فرار می کند چون آن را نشانه عقب افتادگی میدونن




    13



    2
  2. بعنوان یک خوزستانی اصیل اهل ماهشهر عرض میکنم کمتر از بیست درصد جمعیت خوزستان را اعراب تشکیل میدهند لذا نویسنده این مطلب نشان میدهد اطلاعات کاملی از پیرامون خود ندارد
    ضمنا” آیا ترکیه و جمهوری آزربایجان به ملت کرد و ملت تالش اجازه تحصیل به زبان خود را میدهند ؟
    تا جایی که من دریافتم ترکها این حقوقی را که لرای خود میخواهند به کسی نمیدهند
    همین چندی قبل قاضی پور نماینده ارومیه ایرانیان غیر ترک را در تعریفی عجیب ” مهمان ” خزاب کرد که اوج خودخواهی و نژادپرستی است
    اگر روزی امثال قاضی پور در ایران قدرت بگیرند مردم را به صاحبخانه و مهیمان دسته بندی میکنند




    6



    15
    • خوب کمتر از ۲۰ درصد کل استان آذربایجان غربی رو کرد ها تشکیل میدن و عموماً هم مهاجر هستن و زیادشون عراقی. وقتی فرار کردن اومدن آذربایجان غربی مهمون مون بودن و حمایتشون کردیم اما بعدش ادعای ارضی می کنن و کشوری به اسم کردستان بزرگ نقشه اش رو می کشن. هم به جهت ایرانی بودنم و هم به جهت آذربایجانی بودنم اجازه نمیدم که خاک مادریم خاک اسرائیل ۲ بشه. قضیه مثل این میمونه که چون خوزستان نفت داره عده ای از یه جا پاشن بیان تو شهرهای نفت خیز بعدش بگن چون ما هم تو این شهریم و چون اکثریت این شهر رو هم داریم پس اینجا مال ماست و بعدش همتون رو بندازن بیرون. این قصه تو فلسطین اتفاق افتاده درسته آذربایجان خیلی هوشیار هست ولی حمایت عده ای از هموطنان از این افراد باعث چیزی خواهد شد که این هموطنان ضرر می کنن.
      به هر حال تاریخ ۱۰۰۰ ساله نشون میده که ترک ها نه زبان فارسی رو نابود کردن بلکه باعث پیشرفتش هم شدن. چه سلاطینش چه مردم و شعراش پس داستان نسرایید.




      5



      2
    • اسلام دین برابری

      اولا کرد ها در ترکیه انواع اقسام عملیات تروریستی انجام دادن؟ ایا ملت شریف اذربایجان همچین کاری کرده؟
      دوما ملت تالش در چمهوری اذربایجان حتی بزرگترین افلیت هم نیست و لزگی ها بیشترین. تعداد تالش ها حتی به ۱۰۰ هزار نفر هم نمیرسه و شما اونا رو با جمعیت چندین میلیونی ترک های ایرانی مقایسه میکنید؟. در طول جنگ تحمیلی بیش از ۳۰ هزار شهید اذربایجان داد؟ ایا این قابل مقایسه هست با اقدامات کرد ها در ترکیه و تالش ها در جمهوری اذربایجان؟ انصاف داشته باشید یکم.
      تازه در ایران هم تالش هست براشون مگه کاری شده؟
      در ضمن تالش ها و لزگی ها در اذربایچان میتونن زبان خودشون رو در مدارس مخصوص یاد بگیرن. لطفا کمی اطلاعات کسب کنید و بعد نظر بدید.




      3



      0
    • حتما” تو خیابون ماهشهر سنندج یا تهران یا یکی از خیابون های یکی از شهرهای ایران به اسم ماهشهر میشینی …




      4



      0
  3. اسلام دین برابری

    اولا کرد ها در ترکیه انواع اقسام عملیات تروریستی انجام دادن؟ ایا ملت شریف اذربایجان همچین کاری کرده؟
    دوما ملت تالش در چمهوری اذربایجان حتی بزرگترین افلیت هم نیست و لزگی ها بیشترین. تعداد تالش ها حتی به ۱۰۰ هزار نفر هم نمیرسه. تازه در ایران هم تالش هست براشون مگه کاری شده؟
    در ضمن تالش ها و لزگی ها در اذربایچان میتونن زبان خودشون رو در مدارس مخصوص یاد بگیرن. لطفا کمی اطلاعات کسب کنید و بعد نظر بدید.




    4



    0
    • آیدین زنگان تورکو

      همین طور کردها در ترکیه دارای حزب هستن که در همین انتخابات اخیر نزدیک ۱۳ درصد رای اورد
      همین طور دارای شبکه ۲۴ ساعته کردی.
      ما تورکها در ایران حق نداریم که حتی یه فراکسیون (مناطق تورک نشین) که بیش از ۱۰۰ نماینده عضوش هستن داشته باشیم.
      شما همون حقوق کردهای ترکیه رو به ما تورکهای ایران بدین بقیه پیش کش.




      4



      0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *