عناوین مطالب:
خانه / آخرین اخبار / شهر یئری بهانه‌ای برای هویت

شهر یئری بهانه‌ای برای هویت

هنرمندان فیلسوف شهریئری مشکین شهر هزاران هزار سال قبل از میلاد خوب می‌دانستند که چرا دهان «داش بابا»ها را نمی‌کشند، آنها خوب می‌دانستند روزی کل مردم مشکین شهر، کل مردم اردبیل، کل مردم آذربایجان و کل ترکان جهان، دهان آنها خواهند شد و به جای آنها از هویت گمشده خود حرف خواهند زد.

یول‌پرس – عمار احمدی: می‌خواهم حرف زدن را از زمانی آغاز کنم که بیشتر ملتها حرف زدن را هنوز حسابی بلد نبودند. درآوردن صدا و کوشش برای فهماندن منظور برای دیگران با حرف زدن و کلام گفتن و جملۀ بامفهوم ساختن بسیار متفاوت است. بشر قبل از اینکه حرف بزند و موسیقی کلام و جمله را بفهمد، برای فهمیدن و ارتباط برقرار کردن اسطوره‌سازی می‌کرد. این اسطوره‌سازی از نقاشی روی دیوارهای غار گرفته تا آتش و دود به راه انداختن همه و همه مقدمه‌ای برای حرف زدن و ارتباط برقرار کردن بود.

عمار احمدی – مسئول انتشارات ساوالان ایگیدلری

حال تصور کنید در زمانی که بیشتر ملتهای بزرگ دنیا برای نیل به این هدف بزرگ تلاش و کوشش می‌کردند، هنرمندان فیلسوف متمدن شهریئری دامنه ساوالان از مرحله کلام گذشته و به این نتیجه رسیده بودند، که دوباره با سکوت معنی‌دار اسطوره‌سازی کنند، حرف زدن را رسم کنند؛ اما دهان را نقاشی نکنند…

هنرمندان فیلسوف شهریئری مشکین شهر هزاران هزار سال قبل از میلاد خوب می‌دانستند که چرا دهان «داش بابا»ها را نمی‌کشند. آنها خوب می‌دانستند روزی کل مردم مشکین شهر، کل مردم اردبیل، کل مردم آذربایجان و کل ترکان جهان، دهان آنها خواهند شد و به جای آنها از هویت گمشده خود حرف خواهند زد. آنها باز خوب می‌دانستند که نویسندگان آذربایجانی به جای دهان آنها از اسطوره‌های ماندگار آنها خواهند نوشت و شاعران از شکوه سکوت آنها خواهند سرود.

این بار نقاشی از همین سرزمین گمشده به پا خاسته و با مجموعه‌ای گران‌سنگ از «داش بابا»های ایستادۀ شهریئری طرحی نو درانداخته است. این نقاش ساوالان جماعتی نام دارد که اسطوره را خوب می‌شناسد و هویت آذربایجانی را مثل خونش باور دارد. از همه مهمتر نقاش چیره‌دست و کاربلدیست که مطمئن هستم از دهان نکشیده شدۀ تمدن شهریئری بهترین جلوه‌ها و تصویرها را خلق کرده و خواهد کرد.

ساوالان جماعتی قرار است نقاشی‌های مجموعه شهریئری را در همین ماه تابستان در گالری صاحب‌نام ساربان تهران تحت عنوان«روایت گم شده» در نمایشگاه انفرادی نقاشی خود رونمایی کند.

بر ماست که دوباره بر سر قرار، در پای حرف «داش بابا»های فیلسوف بی‌دهان مشکین شهر بنشینیم و دوباره از نگاهی مدرنتر هویتمان را گوش کنیم.

خبر نمایشگاه انفرادی نقاشی ساوالان جماعتی با عنوان«روایت گم شده» این سوال را در ذهنم کاشت:

هویت اکتشافیست یا اکتسابی؟

در نگاه اول این عنوان در ذهن متبادر می‌کند: روایتی گم شده، ما باید در پی کشف آن باشیم؛ اما در نگاه عمیق‌تر این نیست، بلکه می‌گوید: روایتی از اول موجود بوده، حال گم شده و باید پیدایش کرد…

حال برگردم سوال: هویت اکتشافیست یا اکتسابی؟

هویت را هم می‌توان کشف کرد و هم می‌توان کسب کرد. هویتی که آن را کشف می‌کنیم، هویتی خواهد بود که در اصل شاید مال خودمان نیست، بلکه آن را کشف کرده‌ایم و مثل برخی‌ها… برایش سند مالکیت جعلی هم درست می‌کنیم؛ اما هویت اکتسابی هویتیست که آن را در طول زمان کسب کرده‌ایم و در هر زمان و هر مکان این هویت سمبل و نماد ماست.

با وجود دستهای پنهان خیانت در مجموعۀ بی‌نظیر بشری آذربایجان و اردبیل و مشکین‌شهر به نام «شهر یئری» و سپردن آن به دست فراموشی عمدی باز این هویت خودش را در قلب و ذهت ملت…

شعر خلقت…

نقش نقاش…

نشان می‌دهد.

موج‌های هنری از این روایت گم شده، حاکی از آن است که این هویت اکتسابی است نه اکتشافی… در معنا و مفهوم دیگر اگر مجموعۀ «شهر یئری» را کشف نمی‌کردند که کاش حداقل در این عصر کشف نمی‌شد، رگ و ریشه‌های آن باز خودش را مثل امروز در تار و پود هنر ترکان ایران نشان می‌داد…

بر این اصل مهم هزاران هزار تبریک به مدیریت گالری ساربان تهران با انتخاب هنرمندی هویتدار به نام ساوالان جماعتی…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *