خانه / آخرین اخبار / تمامی وعده های آقای رئیس جمهور به مردم آذربایجان!

تمامی وعده های آقای رئیس جمهور به مردم آذربایجان!

اما مردم آذربایجان هنوز بعد از اینکه دولت در سال ششم خود قرار دارد منتظر تحقق وعده های هستند که از زبان خود رئیس جمهور در ابتدای دولت شنیده اند! مردم آذربایجان همچنان منتظر ایجاد فرهنگستان زبان و ادب تورکی هستند و اینکه این فرهنگستان ابتدا تبدیل به بنیاد و سپس تبدیل به یک مکان سیاسی بی خاصیت شد که هیچ سودی برای زبان و ادب تورکی نداشته و... به شدت گلایه دارند! مردم آذربایجان از رئیس جمهور بعد از گذشت 6 سال از وضعیت دریاچه ی اورمیه سوال دارند و ضمن احترام به بعضی کارهای انجام گرفته توسط دولت در این مورد، اقدامات و حساسیت بسیاری بیشتری را از دولت خواستارند. موضوع و مسئله ی زنده بودن حیات و ممات مردم در میان است و این موضوع دیگر تبعیض و ناعدالتی نمی‌پذیرد. رئیس جمهور 2 سال و اندی  بیشتر زمان برای تحقق وعده های خود ندارد.

یول‌پرس: دکتر حسن روحانی ۲ بار از این ۴ سفر خود را در بحبوهه تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری و در کسوت کاندیدای ریاست جمهوری در سالهای ۹۲ و ۹۶ به آذربایجان غربی و شهر اورمیه انجام داد و یکبار نیز در سال ۹۵ بعنوان رئیس جمهور برای سفری استانی وارد اورمیه شد.

طبق برنامه اعلام شده در سفر چهارم نیز آقای روحانی ابتدا برای دیدار با مردم خوی و افتتاح چند طرح به این شهر آذربایجان سفر می کند و سپس برای افتتاح قطار اورمیه – مراغه و طرح های عمرانی و درمانی دیگر  مسافر مرکز استان آذربایجان غربی (اورمو) نیز خواهد بود.

مهندس علی مصطفی زاده/ مدیرمسئول نشریه آغری

از اینکه بلاخره بعد از دهه ها انتظار قطار به مرکز این استان استراتژیک، هم مرز با سه کشور مهم و دروازه اورپا رسید و مردم غرب آذربایجان بعد چندین سال شنیدن وعده های محقق نشده قطار را در مرکز این استان محروم خواهند دید ما نیز خوشحالیم و از همه ی روسای جمهور، استانداران، وزیران راه و شهرسازی و نماینده (و احیانا نمایندگانی) که برای این تحقق این امر تلاش کردند، قدردانی می کنیم. هرچند معتقدیم که این استان بدلیل جایگاه حساس خود باید دهه ها قبل به شبکه ی ریلی کشور متصل می شد اما بی انصافی است حالا که به هر  نحو این خواسته محقق شده آنرا نبینیم و یا با حاشیه سازی آنرا تحت شعاع قرار دهیم.

چه می شود کرد بلاخره این استان برخوردار از همه ی نعمات الهی (منابع زیرزمینی و رو زمینی، خاک حاصلخیز، آب و هوای عالی، طبیعت بکر و زیبا، مرزهای فوق العاده مهم و سوق الجیشی، معادن بسیار غنی طلا و… ) اکنون در محرومیت بسر می برد و در شاخص های مختلف صنعت، بهداشت و درمان، محیط زیست، آموزش،  اقتصاد و… جایگاهی بهتر  از رتبه های  ۲۸ تا ۳۱ در بین ۳۱ استان کشور ندارد! استانی که با این همه پتانسیل و مواهب خدادادی باید در شاخص های توسعه در میان ۳۱ استان کشور حداکثر در رتبه ششم قرار داشت اکنون جایگاه های آخر را در تمامی شاخص های توسعه بخود اختصاص داده و اکنون شده ایم همین که می بینیم! در مورد عقب ماندگی و محرومیت آذربایجان و خصوصا غرب آذربایجان مقالات بسیاری نوشته شده و سخنرانی های بی شماری نیز انجام گردیده است اما متاسفانه تغییری در موضوع نامبارک عقب ماندگی و محرومیت و حرکت به سوی بهبود این شاخص ها در عمل مشاهده نگردیده است و یا اگر حرکتی هم انجام گرفته عقیم مانده و نتیجه ای نداشته است.

مشکل کار کجاست و چرا در مورد این معضل تا کنون آسیب شناسی نشده و یا اگر آسیب شناسی هم شده چرا در معرض دید عموم قرار نگرفته تا سبک و سنگین شود خود قصه ی دیگری است که در این مقاله جای بحث آن نیست! متاسفانه چندین دهه است که به بهانه ی طبیعت بکر و آب و هوای استان از سرمایه گذاری دولت درصنایع مادر و سنگین در این استان جلوگیری شده  و کشاورزی بودن همیشه به عنوان یک چماق بر سر این استان (برای جلوگیری از هر نوع سرمایه گذاری صنعتی) نگه داشته شده است.

دقت کنید زمانی که استانهای مرکزی همانند تهران، اصفهان، یزد، ارک، قزوین، فارس، خراسان، کرمان، سمنان و… با دلار هفت تومانی صاحب کارخانجات بزرگ درآمدزا و  اشتغال آفرین می شدند و از همین راه برای آبادانی و پیشرفت در شاخص های مختلف استفاده می کردند، استان آذربایجان غربی به بهانه های همچون نبود امنیت! و کشاورزی بودن پله های تنزل را یکی پس از دیگری طی می کرد و آماده می شد برای رسیدن به جایگاه فعلی و شرایط وخیمی که اکنون در آن قرار دارد!  درآمد کشاورزی و کشاورزان استان را هم که همه ما بخوبی می دانیم و اطلاع دارید که درآمد کشاورزان استان از یکسال زحمت، تلاش و عرق ریختن کفاف زحمات و هزینه های انجام داده ی خودشان را هم نمی کند چه برسد به صرف مازاد آن برای پیشرفت استان در شاخص های مختلف توسعه! فقط در بین دلالها و واسطه ها بوده وهستند که بدون زحمت درآمدهای بعضا چند صد میلیونی را به جیب زده و میزنند!  اگر بگوییم مردم و استان از کشاورزی بودن و طبیعت و آب و هوای بکر و خاک حاصلخیز خیری ندیدند که هیچ بلکه به واسطه گسترش زمین های کشاورزی در اطراف و حوضه ی آب ریز دریاچه اورمیه درصدی نیز در وضعیت تاسف بار و وخیم کنونی نگین زیبای آذربایجان (اورمو گؤلو) ناخواسته و مجبورا سهیم شده اند، چیزی را تحریف نکرده ایم!  به بهانه کشاورزی و تامین آب کشاورزان، سدهای بسیاری (در حدود ۷۰ سد) بر روی رودخانه های منتهی به دریاچه اورمیه که آب دریاچه را تامین می کردند،  احداث شده و با دیگر عوامل دست در دست هم داده اند تا دریاچه اورمیه به شرایط و و ضعیت خطرناک کنونی برسد که هم سلامت مردم را تهدید کند و هم کشاورزی و کشاورزان استان را به بادهای نمکی و… در آستانه نابودی قرار دهد! …

… همه ی اینها به کنار، شما فقط در نظر بگیرید که درآمد یک بخش (توجه کنید فقط یک بخش) از کارخانه عظیم دولتی ذوب آهن اصفهان در یک سال از درآمد کل کشاوزان استان آذربایجان غربی بیشتر است و به این موضوع اضافه کنید اشتغال زایی با حقوق و مزایای عالی و مالیات و درآمدهایی که به برکت وجود این ابرکارخانه ها نصیب مردم و شهرداریهای شهرهای مختلف این استان شده است، آن زمان به عمق تبعیض و محرومیت ها پی خواهید برد. نمونه هایی از این دست بسیاراند…

متاسفانه هر چند اگر تلخ هم باشد،  باید اعتراف کنیم که بخشی از علت شرایط کنونی استان در بخش های مختلف، به خود مردم و به اصطلاح  نخبگان  استان نیز بر می گرد، یعنی استان آذربایجان غربی، مردم و نخبگان مطالبه گر و پیگیری آنچنان که باید و شاید نداشته است و خصوصا نخبگان سیاسی و… به جای پیگیری چرایی عقب ماندگی استان و مطالبه جبران این عقب ماندگی ها از مدیران و تصمیم گران مرکز نشین، در محدوده ای تنگ ذهنی خودشان مشغول تعیین مدیران بی اختیار  استانی و شهرستانی درگیر در بروکراسی اداری شده اند که حتی جرات تخلف به نفع مردم استان را نداشته اند و عمدتا نیز محصول رانت و بده بستانهای سیاسی و… بوده اند.

اگر اندک مدیران کاربلد، کار کشته و سالم (از لحاظ مالی و اخلاقی)  هم در استان بوده اند، به دلیل شانتاژها، زیاده خواهی ها و جو مسمومی که برخی به اصطلاح فعالین سیاسی و… ایجاد کرده اند بلافاصله چمدان هایشان را بسته یا از سوی مرکز جذب شده و یا خودشان عطای حضور در این استان را به لقایش بخشیده اند.  قصه ی پر غصه نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی و ناکارمدی بسیاری از آنها هم که سری دراز دارد و خود چندین دفتر بزرگ و … می خواهد.

بررسی کنید  و ببیند اکثر نمایندگانی که در دورهای مختلف نماینده مردم از شهرستانهای مختلف استان بوده اند خودشان را سرگرم و درگیر در چه مسائلی کرده اند! پیگیر گردید متوجه خواهید شد که وقتی نماینده ای بجای دوندگی و چانه زنی برای جذب اعتبار و … برای شهرستان و حوزه ی انتخابیه خود یکسال و یا دو سال زمان خود را سرگرم پیگیری ورایزنی با استاندار برای تعیین یک رئیس اداره شهرستان می کند، عمق فاجعه تا کجاست!

اما مردم آذربایجان هنوز بعد از اینکه دولت در سال ششم خود قرار دارد منتظر تحقق وعده های هستند که از زبان خود رئیس جمهور در ابتدای دولت شنیده اند! مردم آذربایجان همچنان منتظر ایجاد فرهنگستان زبان و ادب تورکی هستند و اینکه این فرهنگستان ابتدا تبدیل به بنیاد و سپس تبدیل به یک مکان سیاسی بی خاصیت شد که هیچ سودی برای زبان و ادب تورکی نداشته و… به شدت گلایه دارند! مردم آذربایجان از رئیس جمهور بعد از گذشت ۶ سال از وضعیت دریاچه ی اورمیه سوال دارند و ضمن احترام به بعضی کارهای انجام گرفته توسط دولت در این مورد، اقدامات و حساسیت بسیاری بیشتری را از دولت خواستارند. موضوع و مسئله ی زنده بودن حیات و ممات مردم در میان است و این موضوع دیگر تبعیض و ناعدالتی نمی‌پذیرد. رئیس جمهور ۲ سال و اندی  بیشتر زمان برای تحقق وعده های خود ندارد.

هرچند مردم آذربایجان سالهای سال است که از این وعده ها شنیده اند و عملی شدن آنها را ندیده اند! مردم آذربایجان فراموش نمی کنند که چه کسی چه وعده هایی را به آنها داد وکدام وعده ها را عملی کرد.

منبع: شماره ۱۸۴ نشریه ی آغری

یک دیدگاه

  1. آقای پرزیدنت! اومو گؤلو جان وئریر گلدیز گددیز هئچ بی خبر توتمادیز!

    7
    2

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *