عناوین مطالب:
خانه / آخرین اخبار / کسانی: برای فضای فعلی موسیقی آذربایجان معترضم!
گفتگو با خواننده موسیقی پاپ آذربایجان؛

کسانی: برای فضای فعلی موسیقی آذربایجان معترضم!

مهرداد کسانی گفت: معترضم به اینکه بعضی از شعرایمان هنوز نمیدانند که ترانه در واقع کلماتی است که برای خوانده شدن و اجرا شدن با موسیقی نوشته میشود و فرقهای بزرگی با شعر دارد؛ معترضم به اینکه تمام ماهایی که اهمیت موسیقی‌مان را میدانیم هنوز کارگاه های ترانه به زبان تورکی آذربایجانی نداریم!

یول‌پرس: موسیقی، صدای آهنگین و منظم اندیشه و باورهاست، صدایی که تاریخی به درازای بشریت داشته و خواهد داشت. صدایی که با توجه به تغییر باورها، فرهنگ‌ها و نیازها و اندیشه‌های بشریت، همراه فلسفه، سرآغاز تغییر جهان بوده است و موسیقی سنتی آذربایجان نیز از این حقیقت مستثنی نبوده و به جرات می‌توان گفت همواره موسیقی سنتی و تاریخی تورک‌ها بخصوص آذربایجان، جزو سردمداران موسیقی تاریخ جهان بوده است.

برخلاف موسیقی سنتی، موسیقی پاپ محصول انقلاب صنعتی و اعتراضی به نظم موسیقایی زندگی انسان داشت و دنیای شرق توانست این موسیقی وارداتی را با تلفیقی از فرهنگ شرقی و ریتم غربی به جهانیان عرضه کند.

موسیقی پاپ آذربایجان نیز به همراه مناطق دیگر کشور، رشدی کُند و در دوره‌های توقف کامل داشته است ولی یک دهه اخیر این موسیقی توانست با توجه به اقبال عمومی، فضای رشد برای خود ایجاد کرده و با آگاهی از باورهای مردم بدون لطمه به موسیقی سنتی و در موازات آن، خودنمایی کتد و به جرات می‌توان گفت بارها از موسیقی سنتی چه در جذب مخاطبین بخصوص قشر جوان و چه در انتقال مفاهیم و سخن مردم، پیش افتاده است.

موسیقی پاپ آذربایجان گرچه با اقبال عمومی روبرو شده است اما هنوز با جایگاه شایسته خود فاصله زیادی دارد و «مهرداد کسانی»، هنرمند نسل جوان آذربایجان، دلیل آن را از کم‌کاری ارگان‌هایی می‌داند که به وظیفه خود عمل نکرده‌اند.

این خواننده آذربایجان با وجود اعتراض به فضای فعلی موسیقی آذربایجان، به آینده موسیقی این خطه امیدوار است و اصلی‌ترین راه شکوفایی آن را تقویت کلام یا ترانه به عنوان ستون فقرات یک موسیقی باکلام، عنوان می‌کند.

در خصوص مشکلات، موانع و آینده موسیقی آذربایجان، گفتگوی صمیمانه‌ای با این هنرمند داشتیم:

یک معرفی کوتاه و اولیه از خود بگویید.

مهرداد کسانی هستم، خواننده، ترانه سرا و ملودی ساز به زبان تورکی آذربایجانی، متولد سال ١٣۶۶ در سولدوز (شهرستان نقده) و از سال ١٣٨١ ولی به صورت جدی و حرفه‌ای از سال ١٣٨٣ وارد دنیای موسیقی شدم.

چطور شد که موسیقی تورکی را برای فعالیت در این عرصه انتخاب کردید؟

پاسخ به این سؤال ساده نیست اما اگر بخواهم ساده جواب بدهم میتوانم بگویم که خواستم خودم باشم.

من از دوران کودکی آواز میخواندم، حتی با اینکه بیشتر در خانه با من فارسی صحبت میشد و فارسی را خیلی خوب صحبت می‌کردم و می‌خواندم طی انجام این کار هرگز از درون احساس رضایت نمیکردم!

ندایی از درونم به من میگفت: این تو نیستی! خودت باش تا با تو باشم!

همیشه از سوی غالب اطرافیانم تشویق به فارسی خواندن می‌شدم ولی من فقط در جست و جوی خود واقعی‌ام بودم و با فارسی خواندن یا خواندن به هر زبان دیگری احساس پشیمانی و نارضایتی خاصی وجودم را فرا میگرفت.

چرا تورکی را با لهجه سولدوز یا لهجه تبریز، اورمیه یا اردبیلی مثل بقیه نمیخوانید؟!

همانطور که میدانید زبان تورکی، زبان شگفت‌انگیز و بزرگی است و مانند هر زبان دیگری دارای انواع گویش‌ها و لهجه هاست ولی هر کاری اصول و قوائد خاص خودش را دارد.

به طور مثال مگر میشود اخبار سراسری شبکه یک با گویش یا لهجه ی اصفهانی و یا کاشانی ارائه شود؟!

همانطور که میدانیم اخبار به زبان فارسی “معیار” از رادیو و تلویزیون در اختیار عموم قرار میگیرد.

بنده از زبان “تورکی معیار” ، یعنی زبانی که کاملا اختلاف لهجه‌ها در آن از بین رفته است و در واقع همان زبان کتابت تورکی است  برای خواندن استفاده میکنم.

استفاده از لهجه در چارچوب من فقط زمانی اتفاق خواهد افتاد که قطعه‌ای محلی اجرا کنم یعنی فقط در صورت اجرای یک قطعه محلی ترانه آن را با همان لهجه محلی که دارد خواهم خواند چون در حقیقت درستش هم همین است!

نظرتان راجع به فضای کنونی موسیقی آذربایجان چیست؟

معترضم!

بیشتر توضیح می‌دهید؟

اگر منظورتان از موسیقی امروز آذربایجان موسیقی های بی کلام است که باید بگویم تولید چنین موسیقی هایی نزدیک به صفر است… چرا که عملا بازاری برای عرضه اش نیست و اگر هم هست برای موارد نادری تأترهای موزیکال هست که سر صحنه اجرا شده و بعد به باد فراموشی سپرده میشوند و یا اینکه برای موارد بسیار اندکی فیلم و سریال است که آنها هم به علت فرم و قالب قدیمی شان برای سلیقه های امروزی به جز یک حس قدیم الایامی چیزی برای گفتن ندارند.

اما اگر منظورتان موسیقی با کلام آذربایجان است، باید بگویم به لطف فرهنگسرای زبان و ادبیات تورکی آذربایجانی که نداریم! و به لطف تدریس زبان مادری مان در مدارس که نمیشود! عملا کلام در موسیقی تورکی آذربایجانی و یا به عبارت دیگر ترانه محدود به چارچوب کلماتی شده است که سر و کار بسیار کمی با صنایع ادبی خصوصا آرایه های حس آمیزی و استعاره و تشبیه دارند.

به طور مثال اگر در یک ترانه تورکی به معشوقمان بگوییم که : «به خاطر خودخواهی های تو بالاخره از هم جدا شدیم» یا باید همه سریعا بدانند که خودخواه در تورکی می‌شود منچی یا منچیل یا منملیک ائدن، به خاطر تو: سنین اوزوندن و  بالاخره میشود: سونوندا و یا باید از گفتن چنین کلمات و مفاهیمی صرف نظر کنیم!

در واقع لغات کاربردی‌مان در زندگی روزمره در انتقال مفاهیم در ترانه‌های تورکی آذربایجانی عقیم‌اند!

بسیاری از کلمات زبان قدرتمندمان آنقدر استفاده نشده‌اند که متأسفانه فراموششان کرده‌ایم!

به طور مثال ترانه سرای یک قطعه ی تورکی چرا نباید بتواند از واژه ی “ساقین” به معنی “هرگز” در ترانه هایش استفاده کند؟

گاه واژه‌هایی به این زیبایی با همه ی قدرت انتقال سریع احساس و بیان توانمندشان جای خود را به عباراتی همچون «هئچ-واخت» می‌دهند ولی آیا عباراتی اینچنینی که بار معنایی آن کلمات فراموش شده مان را ندارند در وزن و یا قالبی که مورد استفاده ی ترانه سرا قرار گرفته جای خواهند گرفت یا نه؟

اگر پاسخ مثبت است سؤال بعدی این است: به چه قیمتی؟ به قیمت فدا کردن وزن یا قالب یا مفهوم و منظور؟

من معترضم به تمامی ارگانهایی که وظیفه شان است و باید کاری در این زمینه انجام دهند ولی نمیدهند!

معترضم به اینکه بعضی از شعرایمان هنوز نمیدانند که ترانه در واقع کلماتی است که برای خوانده شدن و اجرا شدن با موسیقی نوشته میشود و فرقهای بزرگی با شعر دارد.

معترضم به اینکه تمام ماهایی که اهمیت موسیقی‌مان را میدانیم هنوز کارگاه های ترانه به زبان تورکی آذربایجانی نداریم!

کلام یا ترانه ستون فقرات یک موسیقی با کلام است!

تا زمانی که ترانه هایمان به‌روز نشده‌اند موسیقی‌هایمان به روز هم بشوند در واقع فلج خواهیم ماند و هیچ حرکت رو به جلویی در موسیقی مان رخ نخواهد داد.

من بیشتر از دیگران، به خودمان معترضم!

هم به تولید کننده‌ها (موسیقیچی‌های آذربایجان) و هم به مصرف کننده‌های موسیقی‌مان(مخاطبین موسیقی آذربایجان).

خودم هم استثنا نیستم!

من به خودم هم معترضم و اتفاقا بیشتر از هر کس دیگری!

چرا که الان دیگر زمان آن نیست که یکی جرأت کند بخواند: “نارینجی باشماق اولماز، بو داغدان آشماق اولماز!”

مگر نه اینکه امروز باشماق (کفش) به هر رنگی موجود است و تمام قله های بلند فتح شده اند و از هر کوهی میتوان گذشت!

آینده موسیقی آذربایجان را چگونه میبینید؟!

آینده ی ما امروز ماست اگر از همین امروز هم شروع کنیم مطمئنا فردای بسیار بزرگی در انتظار موسیقی آذربایجانمان است!

کدامیک از چهره های موسیقی مان را بیشتر قبول دارید؟!

همه را قبول دارم!

هر کسی در حد توان خود بالاخره با تولید یک اثر هم که شده تأثیر به سزایی در رشد و نمو موسیقی مان داشته که قابل تقدیر است ولی معتقدم که بسیاری از قدیمی هایی که حرفهای جدیدی برای گفتن ندارند باید قبل از اینکه مردم از دستشان بیشتر شاکی و عاصی شوند بدون حاشیه خودشان را بازنشست کنند.

یعنی با کسی مخالف نیستید؟!

با هر کسی که موسیقی را با ابزاری برای رسیدن به شهرت و ثروت اشتباه گرفته و رسالت هنر را زیر سؤال ببرد مخالفم!

برنامه تان برای آینده چیست؟!

ماه هاست که با برادر بزرگتر و بسیار عزیزم استاد ”محمد مروی“ در استودیوی شخصی و حرفه ای او در حال تولید آلبومی اوریجینال هستیم.

تمامی ترانه و ملودی های قطعات آلبوم طبق روال همیشگی کار بنده است و استاد مروی هم وظیفه ی تنظیم و مهندسی صدای قطعات رو بر عهده دارند.

اسم آلبوم را نمی‌گویید؟!

«سئوسن سئوه‌رم» به معنی “دوسَم داشتی دوسِت دارم” انشاالله نام آلبومی خواهد بود که بعد از ١۶ سال تجربه‌ام با امکانات محدودی که در اختیار داریم ولی با عزمی بزرگ تقدیم به تمام دوستداران موسیقی پاپ آذربایجانی خواهد شد و یقین دارم که نگاه مخاطبین به موسیقی مان را تغییر خواهد داد.

برنامه‌ای برای کنسرت ندارید؟!

انشاالله بعد از پخش سراسری آلبوم بزودی در صحنه های کنسرت مشغول خدمت به خلق شریف آذربایجان و تمام دوستداران موسیقی پاپ تورکی خواهیم شد.

آخرین سخن؟

ممنونم از رسانه یول‌پرس که این فرصت را در اختیار بنده گذاشتند.

اؤنجه یاشاسین وطن،

سونرا وطن یاشاسین!

یک دیدگاه

  1. یاشا سولدوز بالاسی

    3
    1

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *