خانه / آخرین اخبار / بانو نادره امین(رفعت)،نخستین زن فمنیست تاریخ آذربایجان و ایران

بانو نادره امین(رفعت)،نخستین زن فمنیست تاریخ آذربایجان و ایران

به راستی “نادره امین”(رفعت) یکی از زنان مبارز وآزادیخواه تاریخ پرفراز و نشیب آذربایجان مخصوصا” دوره نهضت آزادیستان است که هویت وی پس از استتار در لابلای صفحات رنگین این دوره ازتاریخ، کم رنگ وگم مانده است.

یول‌پرس- یاشار ناهیدی آذر: به راستی “نادره امین”(رفعت) یکی از زنان مبارز وآزادیخواه تاریخ پرفراز و نشیب آذربایجان مخصوصا” دوره نهضت آزادیستان است که هویت وی پس از استتار در لابلای صفحات رنگین این دوره ازتاریخ، کم رنگ وگم مانده است.همچنین بازه زمانی سالهای۱۳۳۵-۱۳۳۸هجری قمری/۱۹۱۷-۱۹۲۰ میلادی و نقش تاثیر گذار زنان مبارز این دوره با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم، موضوعی بسیار مهم در تاریخ مبارزات زنان آذربایجان وایران است که متاسفانه تا کنون به نحوی که شایسته آنان باشد بدان پرداخته نشده است.اگرچه مبارزات و خدمات فرهنگی این بانوی بزرگوار تا لحظات واپسین عمرپربارش یعنی سال ۱۳۴۶ ه.شمسی ادامه داشته ولی لزوم تحقیق وتفحص در بازه زمانی یاد شده در شناخت شخصیت حقیقی وی بعنوان بانویی مبارز ومتجدد، مارادر شناخت مبارزات زنان نهضت آزادیستان نیز رهنمون خواهد گردید. خوشبختانه کنکاش در خصوص زندگی میرزا تقی خان رفعت و خانواده وی که بانو نادره نیز یکی از اعضای آن محسوب می گردد،باعث گردید،راقم این سطور برای نخستین بار این بانوی متجدد را به نحوی که شایسته نام و کارنامه مبارزاتی وی باشد،کشف و معرفی نماید.
نادره امین که تحصیلات خود را در کشور عثمانی ودر شرایط خاص سیاسی مصادف با انقلاب مشروطه آن دوره گذرانیده بود ،در کنار برادران خود تقی و محسن، با الفبای تجدد و آزادی آشنا و از نزدیک شاهد مبارزات فرهنگی و سیاسی زنان کشور عثمانی گشته بود. نقش تاثیر گذار زنان در شکل گیری نظام های نوین سیاسی در اروپا و کشور عثمانی باعث گردیده بود که وی مسولیت خطیر پیشگامی در راه آگاهی بخشی و دفاع از حقوق زنان آذربایجان را برعهده گرفته و تا آخرین روزهای عمر خویش نیز بر آن صادق بماند.وی که هم زمان با ورود ارتش عثمانی به تبریز در سال۱۳۳۶ه.قمری(اوائل ژوئن سال ۱۹۱۸ میلادی) از شهر استانبول به زادگاه خویش،تبریز بازگشته بود به دعوت برادر خویش،تقی رفعت وارد جریانات سیاسی و نهضت تجدد طلبی وی گردید و در این راستا به قلم فرسایی پرداخت.اگرچه از سابقه تحصیلات ویا فعالیتهای فرهنگی او در کشور عثمانی اطلاع دقیقی در دسترس نیست ولی آنچه که از اندک مستندات باقی مانده ،همچنین سوابق وفعالیتهای ادبی وژورنالیستی میرزا تقی خان و میرزا محسن خان رفعت بدست آمده ،وی نیز با کوله باری ازتجربیات ارزشمند در زمینه های فرهنگی و ادبی به زادگاه خویش بازگشته واندیشه های خود در این خصوص را در موطن خویش بکار بسته است.
وی که در بدو ورود به زادگاه خویش دوشیزه ای جوان و حدودا” ۲۲-۲۰ساله بوده،در حوالی سالهای ۱۳۱۴-۱۳۱۶ ه.ق پا به عرصه وجود نهاده است.باتوجه به شرایط حاکم در آن زمان و تصمیم آقا محمد تبریزی(پدر خانواده رفعت) در اعزام فرزندان خود به کشور عثمانی،وی در شهر تبریز متولد و پس از گذراندن دوره ابتدائی تحصیلات خود،به کشور عثمانی عزیمت و در کنار برادران خود محسن و تقی به ادامه تحصیل پرداخته و همانند آنان زبان فرانسوی را مبنای فرا گیری علوم زمان خود قرارداده است.از نحوه آشنایی وی با خانواده بزرگ امین و”هاشم امین”(سرهنگ تشکیلات نظامی ارتش) همچنین مادر هاشم امین که اصالتا”ترک و از اهالی شهر استانبول ترکیه بوده اطلاع دقیقی در دست نیست و اینکه این آشنایی در کشور عثمانی و یا پس از بازگشت به تبریز اتفاق افتاده مطلبی درج نشده است ولی این آشنایی در نهایت باعث وصلت او با هاشم امین گشته و به همراه وی در شهر های تبریز وسپس اورمیه رحل اقامت نموده است.وی که از بدو ورود به تبریز در کنار برادران خود به مبارزات آزادیخواهانه و متجددانه پرداخته بود، پس از شکست نهضت آزادیستان و شهادت محسن و تقی رفعت،نام خانوادگی همسر خویش یعنی امین را اختیار کرده ،تا از گزند تیغ دشمنان کینه توز خاندان رفعت در امان بماند.دو برادر او نام خانوادگی “فرهان” ودیگر برادرش “فریدون” نیز ، نام خانوادگی “کوششی”را برای خود بر می گزینند تا امکان ادامه حیات را برای خود میسر سازند.

بانو نادره،نخستین زن فمنیست تاریخ آذربایجان و ایران

قطع بر یقین اصطلاح فمینیسم برای نخستین بار در تاریخ ایران و در دوره نهضت شیخ محمد خیابانی ،توسط مطبوعات منتشر شده در این دوره مطرح گردیده است.نخستین بار سلسله مقالاتی توسط دکتر رفیع امین خان با امضای “فمینیست”،پس از جمادی الاول سال ۱۳۳۸ ه.قمری/ژانویه سال ۱۹۲۰ میلادی در روزنامه”تجدد” به چاپ رسید.این مبحث توسط شخصیتی متجدد با امضای “فمینا” تا واپسین روزهای این نهضت یعنی ۲۰ ذیحجه سال ۱۳۳۸ ه.قمری/۱۴ سپتامبر سال ۱۹۲۰ میلادی پی گیری و نگاشته شد که تقریبا” همه منابع این امضاءرا منتسب به میزا تقی خان رفعت دانسته اند.با تدقیق در نوع نگارش و پردازش نگارنده صاحب این امضاء،به موضوع زنان در جایگاهی متفاوت و زنانه ،در مقایسه با ادبیات بکار رفته توسط دکتر رفیع امین خان ودیگر قلم فرسایان،بسیار محتمل است که صاحب این امضاء مونث و همان خانم نادره امین بوده که با توجه به شرایط و جو حاکم بر آن دوره سعی در مخفی نمودن هویت اصلی خود نموده است.باید توجه داشت که ناخدای کشتی تجدد و پرچمدار این حرکت فرهنگی ،یعنی تقی رفعت که بعنوان سیاستگذار اصلی در درج مطالب طبع شده در روزنامه های آذرابادگان،تجدد وآزادیستان ایفای نقش نموده است ،متولی محصول نهایی بدست آمده نیز بوده وطرح این موضوع ذره ای از اهمیت نقش او در معماری و خلق این امضاء ویا طرح این مقالات نخواهد داشت.ولی آنچه که ازلغت لاتینfemina “فمینا” که در مفهوم لغوی از آن به معنی “جنس مونث” و”زنانه”یادشده،اقتباس می گردد،و همچنین تلفظ بخش دوم این لغت دوسیلابی یعنی”نا” که بخش نخست نام نادره امین می باشد،این طور به نظر می رسد که،انتخاب این امضاء به نحوی برازنده بانو نادره امین بوده و احتمال استفاده تقی رفعت از این مفهوم زنانه برای امضاء مقالات ویا استفاده از چند امضاء متفاوت در یک روزنامه با یک موضوع مشترک ،ضعیف به نظر می رسد.

همچنانکه گفته شد ،دکتر رفیع خان امین،برادر همسر بانو نادره امین بوده که علیرغم تفکرات متجددانه ای که داشته، قرابتی از نوع نسبت خانوادگی ،باعث نزدیکی بیش از پیش او با نادره و تقی رفعت و در نتیجه نهضت آزادیستان گردیده بودکه پس از شکست نهضت و شهادت تقی رفعت بدست مزدوران مخبرالسلطنه، به عنوان مطلع ،سعی در مخفی نگه داشتن فعالیتهای سیاسی این بانوی متجدد جهت حفظ جان او نموده و محتملا”،موضوع انتساب امضای:”فمینا” به شخص تقی رفعت نیز فرایند تلاش های وی در این راستا بوده است.علیرغم وجود شبا هت هایی در نوع نگارش وپردازش به موضوع حقوق زنان،قلم فمینا با قلم تقی رفعت ،در بیان مضامین متفاوت وهمچنین در انتقال مفاهیم و ترکیب جملات ،گویی مطالب مختص یک بانو بوده و موضوعات پرداخت شده نیز در توصیف خصایص بانوان نگاشته شده که با در نظر گرفتن جو ادبی حاکم بر آن زمان، به نحوی صحت این ادعا را به یقین نزدیک تر می نماید.
باید اذعان نمود،شخصیتی که با امضای فمینا که در کنار دکتر رفیع امین خان و هاشم کلانتری در رابطه با حقوق زنان به قلم فرسایی پرداخته ،تحت عنوان یک زن،خواستار تغییرات بنیادی در خانواده های مردسالار وترک آذربایجانی شده است.هدف این نگارنده در تصویر نقش برتر زنان اروپایی،که در نتیجه مبارزات فمنیستی در دوره های قرن هفدهم تا قرن بیستم،بدست آمده،مبارزه با دیدگاه مرسوم و انحصاری تکلف زن به خانه داری و تربیت فرزندان و همچنین برآورده نمودن نیازهای جنسی مردان جهت تامین بقای نسل را به چالش کشیده و تغییرنقش عنصر زن بعنوان عاملی برای تنظیم اداره مالکانه خانه مرد را خواستار شده است.البته این بینش طرفدار تطبیق پذیری گفتمان های نوین مربوط به زنان با ارزشهای دیرین موجود در جامعه ترک آذربایجان بوده که به نوعی با تفکرات سنتی زمان خود نیز در تسامح می نمود ،ولی در حیث المجوع بایستی در معرفی هویت خویش ، احتیاط می نمود تا از گزند تیغ گزمگان و شرارتهای تفکرات سنتی در امان بماند.
فمینا در بخشی از مجموعه مقالات خود، تحت عنوان ” مد پرستی” ضمن انتقاد از برخی عادت های زنان شهر نشین در تقلید از پوشش های غربی که به نوعی مغایر با ارزش های فرهنگی جامعه ترک آذربایجانی می یابد،آن را “مغایر اخلاق ودشمنی شرافت و ناموس”می نامد و اشتراک زنان در جامعه با در نظر گرفتن هنجارهای خانواده های آذربایجانی را ممکن دانسته و می می نویسد:آنها به راحتی می توانند”یک لباس مودب،ساده و پاکیزه،یک لباس متناسب با مقتضیات اقلیم و آب و هوا مطابق تعلیمات فنون جدید” بپوشندو در عین حال ،احساس احترام جامعه خود را برخود برانگیزانند.(۲۰)با در نظر گرفتن جو حاکم در آن دوره ،این نوع از نگرش و پردازش و اظهار نظر در مورد نحوه انتخاب لباس وپوشش زنان از زبان یک مرد واظهار نظرهایی از این قبیل ،از سوی شخصیتی مانند تقی رفعت که در تیررس تهمت ها وکمپین سیاه نمایی های فراوانی قرارداشته،اندکی بعید به نظر می رسدو این موضوع می تواند یکی از دلایل مستدل در تعلق امضای فمینا به خانم نادره امین باشد.چنانکه در آن دوره ،بانو شمس کسمایی نیز در نقش یک زن می تواند پدیده مدپرستی را به چالش کشیده با شعر خویش تحت عنوان “مد ومحبت”در بیداری زنان ایفای نقش نماید:
زن را کز احتیاج به جلب محبت است
مجبور مد پرستی و قید توالت است
آخر این جلب محبت تا به کی؟
تحت فرمان و اطاعت تا به کی؟
مورد طعن و ملامت تا به کی
تابه کی تحمیل منت تا به کی؟(۱)

چنین به نظر می رسد که در ساحه ادبیات آگاهی بخش،تقی رفعت مسولیت خطیر پرداختن به شاخصه های حساس زنانه وحواشی آن را بر عهده بانوان نهاده وخود و دکتر رفیع امین خان و هاشم کلانتری نیز در راستای روشنگری سیاسی واجتماعی همه اقشار جامعه ،به قلم فرسایی پرداخته باشند.البته شیخ بزرگوار،محمد خیابانی نیز در برخی از نطق های خود موضوع زنان و حتی پدیده مد را نیز مورد بحث قرارداده ولی پارا فراتر از آگاهی بخشی زنان نگذارده و از ایراد سخن در باره جزئیات ونکات ریز مرتبط با امور زنان،اجتناب ورزیده است.بعنوان نمونه ایشان در نطقی می گویند:”ممانعت از لباس های فرم جدید است،این تصویر بکلی بر خلاف واقع وبی ماخذ است ما طرفدار تجدد هستیم و هرگز ممکن نیست یک کلمه ارتجاع آمیز ویا محافظه کارانه از زبان ما صادر شود.”وی می افزاید:”ما مشاهده می کنیم که بانوان در مد پرستی راه افراط را پیش گرفته اند،در این کار ناپسند رقابت می کنند…” (۲)
آنچه که از اندک منابع بجای مانده در خصوص حضور زنان در محل تحریریه روزنامه های آن دوره و از جمله روزنامه تجدد برجای مانده،هدف اصلی تقی رفعت ازاین حضور را ، ایفای نقش فعال زنان در عرصه سیاست و فرهنگ و قلم فرسایی واشتراک متساوی در مبارزات تجدد طلبی را به تصویر می کشد.پس حضور یک زن متجدد وصاحب قلم نزدیک به وی،همانند بانو نادره ،در این کارزار اجتناب ناپذیر بوده است.دردوره یاد شده،راه اندازی جریانات تبلیغی برای مشارکت زنان در قیام شیخ محمد خیابانی، با تشکیل “محفل زنان تجددگرایان آزادیستان”که رنگ و بوی دیگری بخود گرفته بود، کادر رهبری جنبش را ملزم می نمود تا نکته نظرات آنان را در باب مسایل گوناگون مد نظر قرار دهند.انتشار خبر تشکیل این محفل توسط روزنامه تجدد و حضور شمار قلیلی از زنان آزاداندیش وتوانا در امر نگارش ،ادله دیگری در حضور بانو نادره در این محفل و جریان مبارزاتی زنان منتسب به نهضت آزادیستان می باشد.همچنین زنان متجدد با حضور در گاردن پارتی ها که با همت دموکرات های تبریز برای بزرگداشت یاد و خاطره جان باختگان مشروطه خواه آذربایجان برگزار می شد به سخنرانی و سرودن اشعار می پرداختند که نام بانو شمس کسمایی در این خصوص برجسته تر به چشم می خوردولی آنچه که از این اخبار جسته و گریخته استباط می گردد،نقش بانو نادره که دستخوش سیاست مخفی کاری جهت حفظ جان وی گردیده است،کمتر از بانو شمس کسمایی نبوده و بدین ترتیب بانو نادره را می توان نخستین بانوی فمنیست تاریخ آذربایجان و ایران نامید ومظلومیت وی را در حذف نام و ثبت مبارزاتش را به گوش جهانیان رسانید.

تیمسار سرتیپ هاشم امین همسر بانو نادره

نایب هاشم خان امین،فرزند حاج میرزا شفیع امین التجار،بزرگ خاندان امین بودند.مرحوم حاج میرزا شفیع امین التجار دو همسر اختیار کرده بود که یکی از آنها اهل شهر استانبول بود و هاشم خان و بانو صالحه ثمره این ازدواج می باشند.همسر ایرانی مرحوم امین التجار خواهر زنده یاد سید حسن شریف زاده بود که میرزا محسن معتمدالتجار ،از جمله مبارزان راستین مشروطیت در آذربایجان وسرلشگر محمود امین،که در جریان سرکوب آشوب اکراد کردستان به شهادت رسید و دکتر رفیع خان امین از جمله فرزندان او وبرادران ناتنی هاشم امین محسوب می گردند.هاشم امین به همراه برادرش محمود امین ازجمله نظامیانی بودند که بعد از انقلاب مشروطه و تا روی کار آمدن دوره پهلوی اول ،با گذراندن دوره های آکادمیک، مدارج نظامی خود را از خارج اخذ نموده بودند.هاشم امین به همراه خواهرش صالحه در دوران ورود ارتش عثمانی به تبریز،به موطن خویش بازگشته وبدین ترتیب پس از آشنایی با تقی رفعت و شیخ محمد خیابانی به صفوف آنان پیوسته بود.شاید نخستین ماموریتی که سرلشگر محمود امین پس از استخدام در قشون به انجام رساند فرماندهی عملیاتی محاصره کنسولگری آلمان در تبریز به دستور خیابانی بود که به خودکشی کنسول آلمان انجامید.(۳) نام سابق خیابان محققی کنونی که خیابان امین نامیده میشد به نام سرلشگر محمود امین نامگذاری گردیده بود.هاشم امین نیز یکی از افسرانی بود که در جریان سقوط مهاباد بدست سیمیتقو در سال ۱۳۰۰شمسی شرکت نمود. سیروان خسرو زاده درپیش گفتار کتاب خاطراتی از عملیات نظامی در آذربایجان،کردستان وبلوچستان ۱۳۲۰-۱۳۰۲ شمسی،سرلشگر محمود امین در این رابطه می گوید:”در جریان سقوط مهاباد به دست سمکودرسال ۱۳۰۰شمسی،نایب هاشم خان امین از معدود افسرانی بود که همراه با ملک زاده ازقتل عام بدست اسماعیل آقا(سمکو)تحت شرایطی نجات یافت.”( ۴)
وقوع این جریان بدین ترتیب بوده که:
والی بی حال و عافیت طلب تبریز(حاج مخبرالسلطنه)، به ماژور(سرگرد) ملک زاده دستور میدهد گردان ۱۴ ژاندارم را از راه بندر دانالو به مهاباد (سویوق بلاغ) برده و به دفع شر سیمیتقو بپردازد. ملک زاده اعزام چنین نیروی ضعیفی را بسیار خطرناک دانسته و اعتراض میکند. استدلال وی کارساز نمی افتد .سیمیتقو وقتی از اعزام نیروبه پادگان مهاباد مطلع میشود با قشون کافی به سرعت حرکت کرده و بعد از شکست نیروهای دولتی اسیران خود را در یک اقدام بی سابقه شخصا با آتش مسلسل اعدام میکند.این اتفاق در ساعت ۳۰/۱۴ روز ۱۳مهر ۱۳۰۰شمسی واقع می شود.هاشم امین،که در آن دوره درجه ستوان دومی داشت، از این حادثه جان سالم بدر می برد وبه همراه محمد مظهری (ستوان دوم)،اسکندر محال بیگی(ستوان)، مهدی نورایی(ستوان) که زخمی شده بودند،شبانه و از زیر شهدا برخاسته و خود را به قوشاچای میرسانند. سرگرد ملک زاده و سلطان محمد آلپ هم در مقابل فدیه بعداآزاد میشوند.
بدین ترتیب خانم نادره رفعت پس از وصلت با خانواده امین،نام خانوادگی آنان را بر میگزیند و در نزدیکی محل خدمت همسر خویش،شهر ارومیه، فعالیتهای فرهنگی خود را بعنوان معلمه ومدیر مدرسه شاهدخت آن شهر ادامه می دهد.

علی بابایی نیولویی در کتاب “نام آوران ارومیه “در مورد بانو نادره امین اینچنین می نویسد:”وی از بانیان فرهنگ نوین در اورمیه به شمار می رود و مدتی در اورمیه ازسال ۱۳۱۳ شمسی به بعد ریاست نخستین دبیرستان شاهدخت (بانو زهرا نیکخو قبل از بانو نادره امین از مهرماه ۱۳۱۱ تا ۱۳۱۳ عهده دار ریاست دبیرستان شاهدخت اورمیه بوده است) را بر عهده داشت. زمانی که بانو امین ریاست دبیرستان را برعهده داشت ، دبیرستان نیزدارای سالنامه بود این سالنامه به سال ۱۳۱۶ در ۹۱ صفحه در چاپخانۀ مجلس شورای ملی به چاپ رسیده که حاوی اطلاعات مفید می باشد و بیانگر این است که این دبیرستان درسطح کشور از نظرعلمی فرهنگی و تربیتی از مدارس نمونه به شمار می رفته است . لازم به ذکر است که این بانو دارای مدال درجه اول علمی نیزبوده است . بانو امین پس از خدمات علمی وفرهنگی فراوان در اورمیه، در سال ۱۳۱۹ به آذربایجان شرقی منتقل شد و تا پایان خدمت فرهنگی از همان سال تا تاریخ ۱۵/۹/۱۳۴۶دردبیرستان پروین تبریز ادای وظیفه نمود.ولی متأسفانه در همان سال به علت شکستگی پا نتوانست ادامۀ وظیفه کند ودر تاریخ ۵/۱۰/۴۶به افتخار بازنشستگی نائل شد و مدتی است که دار فانی راوداع گفته ودر قبرستان طوبائیۀ تبریزبه خاک سپرده شده است .روحش شاد.”( ۵)

دبیرستان شاهدخت اورمیه

دبیرستان شاهدخت اولین دبیرستان دخترانه شهر اورمیه که در سال ۱۳۱۱ تاسیس شده است که البته از سال ۱۳۰۵ مدرسه ابتدایی بوده از سال تاسیس شروع به پذیرش دانش آموزان دبیرستانی می‌نماید. ساختمان مدرسه قبلا از آن آمریکا یی ها بود که توسط دولت از انان خریداری شده بود وبه عمارت وباغ سردری معروف بوده وبعد انقلاب به چند مدرسه تقسیم شده است ونام دبیر ستانش به لعیا معروف است واین دبیرستان نقش بزرگی در تربیت دختران شهر اورمیه داشته ومدیران مجربی نیز انرا اداره می کردند که اسامی آنان از زمان تاسیس تا انقلاب بشرح زیر می باشد خانم زهرا نیکخو ، خانم نادره امین، خانم سرمد، خانم زیبنده امینی، خانم اکرم فرشچی، خانم کبری تسلیمی، ودر نهایت دوباره خانم زیبنده امینی.

تصویری از مدرسه شاهدخت اورمیه در زمانی که هنوز دانش آموزان ابتدایی در این مدرسه حضور داشته اند.
تصویری از معلمین و دانش آموزان دبیرستان شاهدخت از آلبوم مرحوم حسن کامکار

“دبیرستان شاهدخت در مهرماه ۱۳۱۱ ش در زمان ریاست آقای سید حسین نیکو با سه کلاس و مدیریت خانم زهرا نیکخو تاسیس گردید و در سال ۱۳۱۲ پنج نفر فارغ التحصیل دوره اول داشته است که اسامی آ«ها به شحر زیر است: خانم ها: شریفه نظمی افشار، صدیقه احمدی، محترم والی زاده، محترم اهزازی و عالم صدر.
این دبیرستان از شهریور سال ۱۳۱۳ در دوره ریاست آقای تقی رهبر به عنوان رئیس معارف چهار کلاسه شد و مدیریت این دبیرستان را بعد از خانم نیکخو ، خانم نادره امین بر عهده گرفتند و از شهریور سال ۱۳۱۴ ش دبیرستان مذکور تکمیل و رسماً پنج کلاسه شد . این دبیرستان در سال تحصیلی ۱۳۱۴-۱۳۱۵ نیز شش نفر فارغ التحصیل داشته است.
سیاهه کارکنان و دبیران این دبیرستان به شرح زیر است:
خانمها: صفیه امیر نظمی (ریاضی) ، زیبنده امین ( ناظم و دبیر تدبیر)، نادره امین (مدیر و دبیر زبان فرانسه)، کبری تسلیمی(ادبیات فارسی)، قدسیه حجازی (ریاضی و تاریخ و جغرافیا) ، زهرا حقیق (فقه و تعلیمات دینی و فارسی) ، هاسمیک (ورزش)
آقایان: ثابت قدم (علوم طبیعی)، جعفری(ریاضی)، یوحنا ژان(زبان فرانسه)، دکتر شریف (حفظ الصحه)، یوسف شکیبا(حسن خط)، حسن فرهنگ(عربی و شرعیان)، سید علی اصغر عدیلی (ادبیان و انشاء فارسی) و محمدباقر نظمی (فیزیک و ریاضی).(۶)

خانم نادره امین در ردیف نخست لیست حقوق کارکنان مدرسه شاهدخت اورمیه در سال ۱۳۱۱ ه.ش
معلمان و دبیران دبیرستان به همراه آقای تقی رهبر (رئیس معارف) و مدیر مدرسه (خانم نادره امین)

سالنامه دبیرستان شاهدخت پهلوی رضائیه،سال تحصیلی۱۳۱۵-۱۳۱۶

همچنانکه گفته شد،زمانی که بانو نادره امین ریاست این دبیرستان را برعهده داشت ، دبیرستان دارای سالنامه بود. این سالنامه به سال ۱۳۱۶ در ۹۱ صفحه در چاپخانۀ مجلس شورای ملی به چاپ رسیده که حاوی اطلاعات ارزشمندی می باشد و بیانگر این است که این دبیرستان درسطح کشور از نظرعلمی فرهنگی و تربیتی ازمدارس نمونه به شمار می رفته است .این سالنامه حاوی اطلاعات،نوشتجات و مقالات وهمچنین اشعار زیادی می باشد که پرداختن به آنها مجال دیگری می طلبد ودر این بخش فقط به مطالب مربوط به خانم نادره امین بسنده می شود.در صفحه ۹ این سالنامه صورت آمار کارکنان و دبیران دبیرستان درج گردیده که مشخصات خانم نادره امین در ردیف سوم بعنوان کفیله دبیرستان و دبیرزبان فرانسه به چشم میخورد.

بترتیب در صفحه ۹ ،آمار کارکنان و در صفحه ۱۰ سالنامه ، تصویر خانم نادره امین به همراه دوتن از همکارانش که در ذیل نام ایشان
بعنوان کفیله دبیرستان،اخذ مدال درجه اول علمی توسط ایشان نیز مرقوم گردیده است.

در این سالنامه ودر مراسمی که با حضور تنی چند از مسولین ایالتی در محل دبیرستان برگذار گردیده خانم نادره امین قبل از سخنرانی ریاست اداره فرهنگ وقت،آقای رهبر خطابه ای ایراد می کند که توجه در مفاهیم واستفاده از کلمات در آن خالی از لطف نمی باشد.نادره امین در این خطابه ضمن تشکر از حضور مسولین ایالتی که باعث تشویق این “موسسه جوان”گردیده انداظهار میدارد:” چنانکه همه استحضار دارند مدتی است که کانون بانوان رضائیه از یک عده خانمهای تحصیل کرده تشکیل(نادره امین عضو هیئت مدیره این کانون می باشد) و در صدد تهیه کنفرانس های مفید بر آمده و با فقدان اثاثیه موفق بر تأسیس کلاس أکابر شده و توانسته است که هر هفته کنفرانس های جامع از طرف اشخاص مبرز داده شود چنانکه هفته آتیه آقای دکتر آذر در خصوص ملاحظات صحی و اجتماعی در اطراف عقاید “مالتوز “، و مالتوز یانیزم ایراد خواهند فرمود. البته این مؤسسه جوان احتیاج بیشتری بکمک معنوی اهالی و مخصوصا جناب آقای والى معظم دارد امیدواریم که در این تشریف فرمائی بمرکز کانون بانوان اینجا را مورد توجه و عنایت قرار بدهند…”وی در بخش پایانی ضمن ابراز خرسندی ازتوسعه اصلاحات،مخصوصا” “تربیت تجدد نسوان”ادامه میدهد:” راستی جای شرمساری بود که بیشتر از نصف نفوس بنام ضعیفه از جرکه اجتماع خارج گردد…”( ۷)
در پایان نطق خانم مزبور سرود ورزش دختران دبیرستان با لحن بسیار مؤثر وجدی سروده و نواخته گشت .”( ۸)

بانو امین در مقام مدیریت دبیرستان پروین تبریز
بانو امین در حال ارائه جوایز و آقای محمدعلی خواجه نصیری
در حال معرفی دانش آموز برجسته

دبیرستان دخترانه پروین تبریز

اگرچه در برخی از کتب ونوشته جات بانو نادره امین بعنوان یکی از زنان وشخصیتهای برجسته شهر اورمیه(رضائیه) معرفی گردیده است وحضور وی در جامعه فرهنگی این شهر بعنوان یکی از بنیانگذاران سیستم آموزشی نوین همواره برتارک این خطه خواهد درخشید ولی خدمات ارزنده فرهنگی وی در شهر تبریز ومدارس مختلف این شهر از جمله دبیرستان دخترانه پروین،شاهدخت و…بیانگر نقش تاثیر گذار وی در پیشرفت و توسعه فرهنگ و آموزش در سرتاسر آذربایجان بوده اورا می توان یکی از زنان نامدار ایران وآذربایجان نامید.
بدین ترتیب خانم نادره امین از سال ۱۳۱۹ شمسی از ارومیه به تبریز منتقل و بعنوان مدیره این مدرسه در دبیرستان دخترانه پروین مشغول خدمت گردید.وی در کوچه ای که جنب اداره آب فعلی و در خیابان دانشگاه تبریز قرارگرفته سکونت می نمود.در آن دوره مدیره کلیه مدارس دخترانه جانشین و دستیار مردی را بعنوان رابط اداره کل وهمچنین مسائل امنیتی و غیره انتخاب می نمودند که در دبیرستان پروین تبریزآقای محمد علی خواجه نصیری(متولد سال ۱۳۰۱ تبریز،محله دوه چی)در این مقام ایفای وظیفه می نموده است.در گفتگویی که با ایشان داشتیم،خاطرات بسیاری از بانو امین نقل و از انضباط فوق العاده ای که در این دبیرستان حاکم نموده بودند داد سخن می دادند:وی زنی بسیار مقتدر ومنظم بوده وبا توجه به تجربیات فراوانی که داشت سیستم آموزشی بسیار کار آمدی رادر این دبیرستان پیاده نموده بود.وی در طول دوره مدیریت خود ودر دوره ریاست زنده یاد علی دهقان که ریاست اداره فرهنگ وقت را بعهده داشت ،در سال ۱۳۳۹میزبان وزیر وقت فرهنگ در این دبیرستان بوده و به همین مناسبت مراسم مفصلی را ترتیب داده بود.با توجه به اینکه در ابتدای سال تحصیلی ۱۳۳۹ «دکتر صدیق علم» وزیر فرهنگ کابینه‌ی شریف امامی با چند بخشنامه، تعطیلات تابستانی مدارس را تقلیل داد و تعطیلات زمستانی را لغو کرده و کار معلمین را ۲۸ ساعت در هفته قرار داده بودو این اقدامات وزیر فرهنگ موجب نارضایتی گسترده در بین معلمان شده بود،خانم نادره امین و آقای محمد علی خواجه نصیری صراحتا” اعتراض خود را از اوضاع نابسامان پیش آمده برای معلمین حضورا” به ایشان اعلام نموده بودند.

آقای محمد علی خواجه نصیری پس از بیانات بانو امین،در شرایطی خاصی که کسی جرات اعتراض و سخن گفتن را نداشت از وزیر می پرسد:می توانم بپرسم تعطیلات تابستانی برای چه منظوری پیش بینی شده است؟وزیر در پاسخ می گوید:جهت استراحت معلمین و دانش آموزان و یا مسافرتهای تابستانی!ایشان ادامه می دهند:پس چرا برای تابستان کلاسهای تقویتی می گذارید و از دانش آموزان پول مطالبه می کنید؟وزیر که پاسخی برای گفتن ندارد سکوت اختیار می کند و ایشان ادامه می دهند:پس سیستم آموزشی شما دارای ضعفهایی هست که باید برطرف شوند…
بانو امین بعدها به عنوان یکی از معلمین نمونه تبریز،از سوی وزارت فرهنگ ،به مدت یکماه ،جهت یاد گیری متد جدید آموزشی به کشور آمریکا اعزام ودر طول این مدت آقای محمد علی خواجه نصیری اداره دبیرستان را بعهده داشته است.بانو امین پس از بازگشت از این ماموریت یک پلیور پشمی برسم یادبود به ایشان هدیه داده بودند که تا امروزنیز برسم یادگار از آن نگهداری می کنند.

استاد حاج مخمدعلی خواجه نصیری یکی از خادمین آموزش و فرهنگ تبریز

بنا به گفته آقای محمدعلی خواجه نصیری،بانو امین در سال ۱۳۴۳ که از خدمت بازنشست گردیده بود به همراه تنی چند از معلمین و هم خدمتی های خویش،در محلی که هم اکنون مصلی تبریز واقع گردیده اقدام به تاسیس یک دبیرستان(گروه آموزشی)غیر انتفاعی با نام “سهند”می نماید.در خصوص مطالب مندرج در منابع موجود وطرح این موضوع که بانو امین تا آخرین روزهای زندگی خویش یعنی تا تاریخ ۱۵/۹/۱۳۴۶ در دبیرستان پروین مشغول به خدمت بوده است،با توجه به اتمام دوره سی ساله خدمت ایشان ،دو احتمال وجود دارد،یکی اینکه بانو امین همزمان با ارائه خدمت در دبیرستان پروین این موسسه را ایجاد نموده ویا این که پس از دوران بازنشستگی نیز همکاری خود را با آن دبیرستان ادامه داده ولی فعالیت اصلی ایشان از سال ۱۳۴۳ تا سال ۱۳۴۶ وتا زمان فوت ایشان در همین گروه آموزشی بوده است.دبیرستان سهند دارای کتابخانه ای مجهز بوده که مسولیت آن را آقای محمدعلی خواجه نصیری بر عهده داشته اند.لازم به ذکر می باشد که خانواده های متمکن تبریز با توجه به نام نیک بانو امین واعتمادی که به عملکرد ایشان داشتند،فرزندان خودرا روانه این دبیرستان نموده و از سطح بالای آموزشی این دبیرستان کمال رضایت را داشته اند.متاسفانه با فوت بانو امین کار این دبیرستان نیز به اتمام رسیده وبانو امین در سال ۱۳۴۶ در کنار بسیاری از مشاهیر وبزرگان شهر تبریز در آرامگاه طوبائیه به خاک سپرده شد.تاسف اینکه مزار ایشان نیز بمثابه مزار بسیاری از شخصیتهای برجسته آذربایجان در اثر بی دقتی مسولین وبرنامه ریزی های غلط توسعه شهری به نیستی سپرده شده است.متاسفانه بانو امین وهمسرش هاشم، صاحب فرزندی نگردیده بودند ومرحوم هاشم امین نیز پس از فوت همسرش،بدلیل کهولت سنی مجبور به اختیار همسری دیگر گردید تا همه آثار واسناد باقی مانده از خود و مرحومه نادره امین را بدست وراث این بانو بسپارد که متاسفانه تاکنون اطلاعی از آنان در دسترس نمی باشد.

کادر آموزشی دبیرستان دخترانه پروین تبریز در سال تحصیلی ۳۸-۳۹ (۱۵/۱/۱۳۳۹)
تصاویر مربوط به کادرآموزشی دبیرستان دخترانه پروین تبریز و بانو امین
از آلبوم شخصی آقای محمد علی خواجه نصیری
درتاریخ ۲۶/۰۲/۱۳۳۶، روز اولیاء،خانم امین در محل کار وخانم قهرمانی
ناظمه دبیرستان پروین درحال ارائه گزارش

(۱) کسمایی،شمس، مد و محبت،روزنامه تجدد،نمره مسلسل ۱۹۵،۱۷ شوال سال ۱۳۳۸ ه.ق،ص۱-۲٫
(۲) خیابانی،شیخ محمد،روزنامه تجدد،شماره۵۲،نمره مسلسل ۱۸۸،رمضان ۱۳۳۸ ه.ق،ص۴٫
(۳) ملک زاده،ص۵۵٫
(۴) خسروزاده، سیروان، کتاب خاطراتی از عملیات نظامی در آذربایجان،کردستان وبلوچستان ۱۳۲۰-۱۳۰۲ شمسی،سرلشگر محمود امین،ص۱۴٫
(۵) بابایی نیولوئی،علی،نام آوران اورمیه،نشر اختر،۱۳۸۹،ص۷۸و۷۹٫
(۶) دبیرستان شاهدخت پهلوی رضائیه،سالنامه،چاپخانه مجلس شورای ملی،سال تحصیلی ۱۳۱۵-۱۳۱۶٫
(۷) همان منبع،ص۳۹و۴۰٫
(۸) همان منبع،ص۴۰٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *