خانه / آخرین اخبار / ملک‌الشعرای بهار و زبان تورکی
تورک‌ستیزان ایران (5)

ملک‌الشعرای بهار و زبان تورکی

ملک‌الشعرای بهار در دشمنی با زبان تورکی می‌گوید: آمديم سر لهجه‌هاي محلّي و تدريس زبان تركي ... مي‌گوييد كه در سه سالة ابتدايي زبان رسمي زبان تركي باشد. اي كاش مردم آذربايجان لااقل زبان تات‌هاي قفقاز يا فارسي گويان خود آذربايجان را به عنوان زبان ملّي احيا مي‌نمودند و ما خود را راضي مي‌كرديم كه زبان «آذري» كه يك لهجة قديمي است؛ دوباره به دست فرزندان خود احيا مي‌شود، امّا به كدام دلخوشي مي‌توانيم راضي شويم كه آقايان زبان تحميلي تاتار را بر زبان اجداد و نياكان ما رجحان مي‌نهند؟

یول‌پرس: در بخش پنجم قسمت ویژه «تورک‌ستیزان ایران» به برخی از تفکرات ملک‌الشعرای بهار می‌پردازیم.

مقدمه: تورک‌ستیزی با تولد و کودتای حکومت پهلوی، بصورت جدی در ایران آغاز شد و صاحب‌قلمان برای دریافت انعام از حکومت و نشان دادن دشمنی خود با تورک‌ها و زبان تورکی، تمام توان خود را بکار بستند تا سهم خود را در این پروژه منحوس ادا کنند که  امروز نیز تورک‌ستیزان با استناد به نوشته‌های آنان، تفکرات ناصحیح خود را به پیش می‌برند.

گروه رسانه‌ای یول با توجه به رسالت خود، قصد دارد بصورت ویژه، اقدام به شناساندن تفکرات و اندیشه‌های این اشخاص  در قالب بخشی به نام « تورک‌ستیزان ایران» برگرفته از کانال تلگرامی بیلدیرش با همت علی بابازاده؛ نماید.

ملک‌الشّعرای بهار و حکایت سرقات ادبی او

ملک‌الشّعرای بهار در عالم شعر و ادب و تألیف نامی بزرگ به شمار می‌آید. در سیاست هم دستی داشته، لیکن به چهار دلیل بهار آدم جالبی نبود:

۱ ـ دشمنی و مخالفت او با زبان تورکی و آرزوی محو این زبان در ایران

۲ ـ پیروی از ناسیونالیسم منحط فارسی‌گرای ایرانی و علاقمندی به آذری‌بازی

۳ ـ همکاری و معاضدت در به قدرت رسیدن رضاخان

۴ ـ سرقات ادبی او در حوزۀ شعر و نثر

یک نمونه از سرقات ادبی تملّک اشعار بهار شروانی شاعر آذربایجانی به نام خودش بود. بهار شروانی در شهر مشهد و در خانه ملک‌الشّعرای بهار چشم از جهان فرو می‌بندد و سپس جنازه اش به شهر تبریز انتقال یافته و در مقبره‌الشّعرای تبریز مدفون می‌گردد. ملک‌الشّعرای بهار که لابد بهار شروانی را بی‌وارث تشخیص داده بود خود را وارث ماترک معنوی شاعر تازه گذشته محسوب داشته و اشعار و دیوان او را به خود مختص می‌گرداند، لکن این واقعه پنهان نمی‌ماند و برملا شدن آن مشکلات بسیاری را برای بهار خراسانی ایجاد می‌کند که انتقاد شدید‌اللحن عارف قزوینی از ان جمله است. عارف در یک مثنوی نسبتاً طویل در بارۀ بهار چنین سروده است:

… مکرّر بگوش من این داستان

فرو رفته از گفته راستان

شنیدم چو طومار عمر بهار

به پیچید اجل زد خزانش ببار

ز شروان سوی طوس آمد فرود

بخان تو مهمانکش آمد فرود

شدی میزبان سیه کاسه‌اش

ببردی به تاراج سرمایه‌اش

چو از تن برون شد روان جان او

بدست تو افتاد دیوان او

بعمری بدش هر چه  اندوخته

تو اندوختیش ای پدر سوخته

اگر زنده از مرگ او  نام توست

حقیقت نمی‌میرد ای نادرست

من این راز بنهفته بـودم مگر

که خود فاش گردد  به دست دگر

چه سازم تو ناجنس نگذاشتی

میان من و خود ره آشتی

تو آنی و جز این نمی شایدت

وزین پس تخلّص خزان بایدت

فرومایه با مایه دیگران

به سرمایه‌داران چه‌ای سرگران

تو خود دانی ای شاعر مستطاب

که در زندگانی نداری کتاب

چو دزد کتابست عنوان تو

بما تحت طبع است دیوان تو …

(عارف قزوینی شاعر ملّی ایران ، حائری، سیّد هادی ، ۱۳۶۴ ، تهران جاویدان ، ص ۴۷۷ )

ملک‌الشعرای بهار و زبان تورکی

ملک‌الشّعرای بهار شاعر, نویسنده و سیاستمدار که پیش از سلطنت رضاشاه سابقه مبارزات سیاسی و آزادیخواهی داشت و در دوره دیکتاتوری رضاخان مزه تازیانه‌های استبداد را چشیده بود؛ در مواجهه با زبان تورکی دست کمی از عمله استبداد نداشت و به شیوه باستانگرایان غرق در ملّی‌گرایی کور، از قلع و قمع زبان تورکی اظهار مسرّت می‌کرد. بعد از شهریور ۲۰ بهار یک‌بار دیگر هوس بازگشت به عالم سیاست و نشریّات را می‌کند و پیرانه‌سر میل جوانی و سیاست‌بازی در او شکوفا می‌شود. بازگشت او مصادف با انتقادات تند نشریّات از مستوفی است. وی در این هنگام به دفاع از عبداللّه مستوفی برمی‌خیزد و در مقاله‌ای که در نشریّه «نبرد» منتشر می‌کند با یک تیر دو نشان می‌زند، هم از مستوفی دفاع می‌کند و هم زبان تورکی را محکوم می‌کند. وی در مقاله‌ای تحت عنوان «حزب دمکرات آذربایجان» می‌نویسد:

« خیر رفقا ! … همان آقایی که معروف است قلب نازک شما را با سخنان نیش‌دار خود زخمی کرده؛ یعنی, آقای مستوفی، از بهترین مأموران پاکدامن ایران بود که برای نجات تبریز از قحطی جان می‌کند و اگر شوخی‌ای کرده‌است؛ حق نیست تا این حد آن شوخی یا جدّی را شاخ و برگ بدهید که حتّی در ضمن شعار حزب دمکرات هم قید گردد. »   ( گذشته چراغ راه آینده است ، ص ۲۹۱ )

آنچه بهار از آن به عنوان شوخی یاد می‌کند، تعبیرات و ناسزاهای بسیار زنندۀ مستوفی در بارۀ مردم آذربایجان است. چگونه می‌توان اهانت مکرّر به آذربایجان را شوخی به حساب آورد؛ باید از خود آقای بهار پرسید. بهار در مقاله‌اش سخن را به زبان مادری آذربایجانی‌ها نیز می‌کشاند و می‌نویسد:

« آمدیم سر لهجه‌های محلّی و تدریس زبان ترکی … می‌گویید که در سه ساله ابتدایی زبان رسمی زبان ترکی باشد. ای کاش مردم آذربایجان لااقل زبان تات‌های قفقاز یا فارسی گویان خود آذربایجان را به عنوان زبان ملّی احیا می‌نمودند و ما خود را راضی می‌کردیم که زبان «آذری» که یک لهجه قدیمی است؛ دوباره به دست فرزندان خود احیا می‌شود، امّا به کدام دلخوشی می‌توانیم راضی شویم که آقایان زبان تحمیلی تاتار را بر زبان اجداد و نیاکان ما رجحان می‌نهند؟ » ( همان ، ص ۲۹۱ )

بهار هنوز بین لهجه و زبان فرقی نمی‌گذارد، امّا این خیلی مهمّ نیست، نکته مهم این است که می‌گوید آذربایجانی کاش زبان تات‌های قفقاز یا زبان آذری را زنده می‌کردند؛ زبانی که وجود خارجی ندارد و ساخته و پرداخته تخیّلات کسروی است.

ملک‌الشّعرای بهار معتقد است: حیف فارسی به این قشنگی نیست که آذربایجانی‌ها و تورک های ایرانی آن را واگذاشته و به ترکی چسبیده اند.

« حال آمدیم و گفتیم که زبان ترکی لهجه محلّی آذربایجان است. بسیار خوب کسی حرفی ندارد، این زبان مادری را کسی نمی‌خواهد از شما بگیرد، امّا آیا فکر کرده‌اید که دامنه زبان وسیع دری با آن همه ادبیّات عالمگیر و آن همه کتاب‌های مفید و آن همه مفاخر تاریخی که فعلاً نیز هم‌وطنان شما در همه ایران به آن زبان تکلّم می‌کنند و استعداد عجیب و غریبی در خود آذربایجان از این زبان ادبی‌ بروز کرده و می‌کند؛ چه عیب دارد که باید در پی احیای زبانی برآیید که نه سابقه ادبیّات جهانی دارد و نه بزرگانی در علم و ادب پرورده و نه می‌پرورد. » (گذشته چراغ راه آینده است ، ص ۲۹۱ )

نخست باید گفت: این فرض نیست که مردم آذربایجان به زبان تورکی آذربایجانی صحبت می‌کنند. این زبان مادری آنهاست. نوشتن اینکه «حال آمدیم و گقتیم که زبان ترکی لهجه محلّی آذربایجان است.» انکار عیان به زور دلیل و برهان است و بیانگر تعصّبی کور و بی‌منطق. این واقعیّتی است عینی و انکار ناپذیر که مردم آذربایجان به هر علّت تاریخی قرن‌هاست که به زبان تورکی صحبت می‌کنند.

سرانجام اینکه بهار کوچک‌ترین شناختی از زبان تورکی و داشته‌های آن ندارد که این‌گونه فتوا صادر می‌کند که: زبان ترکی نه سابقه ادبیّات جهانی دارد و نه بزرگانی در علم و ادب پرورده و نه امروز می‌پرورد.

ملک‌الشّعرای بهار در نهایت، تکلیف آذربایجانی را نیز معیّن می‌کند، تا آذربایجانی مثل بچه آدم گوش جان به اوامر و نواهی این بیمار فکری بسپارد و لابد از این طریق شاید به رستگاری برسد و شاید به یمن انتخاب زبان فارسی به جای تورکی، بزرگانی در علم و ادب بپرورد. وی می‌نویسد:

« اگر شما را مخیّر کنند که تنها در دنیا یک زبان را اختیار کنید؛ آیا بهتر نیست که این یک زبان فارسی باشد؛ زبانی که فرهنگ بزرگ جهانی دارد و کتب زیادی در آن تألیف شده و با دانستن آن می‌توانید در مملکتی وسیع با برادران ایرانی خود زندگی کرده و از جاه و ثروت آن کشور بهره‌مند گردید … »   ( گذشته چراغ راه اینده است ، ص ۱۹۴ )

همه باستانگراها و شووینیست‌ها همین‌گونه هستند. مدام برای آذربایجانی امر و نهی صادر می‌کنند و یا آذربایجانی را ارشاد می‌کنند و از ثروت زبان فارسی می‌گویند. خدا بیشترش کند، ولی برای ما خدا زبان دیگری پسندیده و ما آن را دوست می‌داریم و اگر ما را مخیّر کنند که تنها در دنیا یک زبان را اختیار کنیم؛ آن یک زبان تنها و تنها زبان تورکی است. البتّه این بخش از گفته‌های بهار حاوی بیم و امید است؛ امید به بهبود اوضاع با پذیرش فارسی و بیم از اینکه در صورت نپذیرفتن فارسی از جاه و ثروت این کشور بهره‌مند نمی‌شویم. بهار تلویحاً می‌گوید پیش‌نیاز بهره‌مندی از جاه و ثروت این کشور پذیرفتن زبان فارسی است.

ملک‌الشّعرای بهار و نیکیتین

بعد دیگری اشتباه کار بودن ملک‌الشّعرای بهار در عالم سیاست و در تعریف و تمجید وی از نیکیتین روس خودنمایی می‌کند. آنها که با تاریخ دوران معاصر اورمیه آشنایی دارند از میزان شرکت فعّال همین جناب نیکیتین در تسلیح مسیحیان ساکن و مهاجر منطقه اورمیه و قتل عام مردم مظلوم این شهر به دست ارامنه و جیلوها به خوبی آگاه هستند. نیکیتین در کنار چند چهره منفور غربی در اورمیه از جمله دکتر ویلیام شد آمریکایی در زیر پوشش اقدامات خیرخواهانه و انسان‌دوستانه اقدام به تسلیح و هدایت مسیحیان علیه مردم مسلمان و تورک این منطقه نمودند و شهرهای اورمیه و سلماس را به خاک سیاه نشاندند. حال آقای بهار در کسوت یک نویسنده و شاعر مثلاً مبارز و آزادی‌خواه به تعریف و تمجید از این چهره منفور و جنایتکار برخاسته و خواندن کتاب نیکیتین را برای جوانان ایرانی از جمله ضروریّات دانسته است. رضا همراز در پاورقی مقاله «بهار خراسانی آئینه بهار شروانی» در این باره از قول علی دهقان نویسنده کتاب «رضائیّه» می‌نویسد:

« یک نمونه دیگر از چنین شاهکاری های ملک [ملک‌الشّعرا] را مرحوم علی دهقان مدیر فرهنگ وقت آذربایجان و صاحب کتاب حجیم سرزمین زرتشت « رضائیّه » این چنین می‌نویسد:

نیکتین یکی از مستشرقان غرض ورزی بود که در کتاب ۳۲۵ صفحه‌ای خود راجع به شش ماه اسارت مسلمین در دست جیلوها و قتل عام بیش از پنجاه هزار نفر زن و کودک و افراد بی سلاح و خرابی دهات و ویران نمودن اورمیه صفحاتی را به خود اختصاص داده که عکس واقعیّات آن روزهای تلخ است. مرحوم بهار متأسّفانه از روی عدم اطّلاع از جریان حقیقی حوادث آن صفحات در دیباچه ای که به ترجمه فارسی کتاب نیکتین نوشته از این شخص تعریف و تمجید بسیار نموده، حتّی خواندن این کتاب را برای جوانان ایرانی از جمله ضروریّات دانسته است؛ در صورتیکه این کتاب پر است از تحریف حقایق و نوشته‌های مغرضانه و خلاف واقع . » (وارلیق، شماره ۱۴۵ ، ص ۵۰ به نقل از: سرزمین زرتشت ، رضائیّه ، علی دهقان ، چاپ اوّل ۱۳۴۸ ، نشر ابن سینا ، ص ۴۹۶ )

۱۹ دیدگاه‌ها

  1. خدا رو شکر که خودتون دارید تیشه به ریشه تفکر آبدوغیتون میزنید . آخه بزرگانی مثل بهار و اقبال و زرین کوب و ناطق و .. کجا و نویسنده دم دستی این مقالات کجا ؟ ملک الشعرای بهار و استاد شهریار از دوستان صمیمی هم بودند و البته بهار در مقام استادی استاد شهریار هم بودند گرچه خودشون هم معترف بودن که در شعر ، شهریار نابغه دوران بودند و بی رقیب . پس یا این حرفهای شما درباره دشمنی بهار با ترکی دروغه یا اینکه استاد شهریار تعصبی روی زبان مادریش نداشته . که این هم درست نیست چون استاد شهریار حتی حاضر نشد لهجه ترکی خودش رو هم هنگام فارسی حرف زدن کنار بزاره و عاشق زبان مادریش بوده . و مثل امثال براهنی و ساعدی و .. به دروغ از عشقش به زبان مادری نگفته ، چونکه امثال ساعدی و براهنی حتی حاضر نشدن یه خط به ترکی بنویسن ، حتی تو سالهایی که از ایران رفتن

    4
    36
  2. الا لعنت الله علی القوم الظالمین

    21
  3. الله تعالی بو تون به تونه ده لعنت السین.بو تون به تونده گلدی لعنتین آپارده
    وار اولون کی بو اطلاعاتی یازیسیز یوخسا هچ یرده دیییلمیر یا بیزلر اوخوموروخ

    20
    3
  4. الله لعنت اله سین تمام نژادپرست لره.الله لعنت سین رضا پالانی و اوغلون کی عقده و نفرت نن ایرانین ملتینه(البته غیرفارس و علی الخصوص تورک لره) باخیردیلار ایستیردیلر نابود اله سین لر.

    23
    1
  5. کلا” همه ایرانیان و شعرا و ادبای ایران دشمن ترک هستند

    خب به یکباره بگویید ترکان دشمن ایران هستند

    5
    28
    • ترکی زبان اکثریت مردم و استانهای ایران

      داداش از توهم بیا بیرون
      ایران عبارت از بهار زرین کوب و ناطق و .. امثال شماها نیست
      بقول استاد شهریار
      هنوز از ماست ایران را
      ترکان دشمن ایران نیستند و ایران دشمن ترکان نیست جز در افسانه های دروغین مورد نظر شما
      ایران قلب توران و ترکان هست و وطن ماست و کسی به اندازه ترکان برایش فداکاری نکرده
      و کسی به اندازه شماها بدان خیانت نکرده

      15
      3
    • اگر ایران منظور شما نژاد پرستها باشید بله
      ولی ایران مجموعه ای از تورک کورد عرب بلوچ مازنی گیلکی خلجی، قشقایی ترکمن و……………… هست اون موقع شما دشمن ایران هستید

      15
      3
  6. شهریار ماکولو

    بوی تعفن نژادپرستی کل هرزنامه های این مثلا ادیب را برداشته. این زبان عالم گیر شما نهایت تا قوندوز و قندهار پیش رفته فقط یک شعر حیدر بابا کل گیتی را در نوردید آن هم در زمان حیات شما و اقبال و کسروی حداد و ….

    18
    2
    • برو ترکیه ببین سر در آثار دوران عثمانی اشعار فارسی نوشتن گل پسر . استاد شهریار عزیز دل همه ایرانی ها هستن و فقط کافیه یه نگاه به اشعار استاد شهریار درباره حافظ و سعدی و فردوسی بندازی تا بفهمی که امثال تو اصلا هیچ نسبتی با استاد شهریار و تفکرش ندارید . در ضمن زبان فارسی انقدر زیبا بوده که استاد شهریار بیشتر اشعارش رو به فارسی گفته . فضولی و نسیمی هم کلی شعر فارسی دارن . صائب تبریزی جز چند غزل ، همه اشعارش فارسی بوده . حتی استاد حسین منزوی هم اشعار فارسیش بیشترن . پس با این تعصب کورت خودت رو مضحکه نکن .

      4
      20
      • اگر زبان فارسی قوی و شیرین است، نباید نیاز به سر نیزه حکومتی و دلارهای نفتی داشته باشد. در کلام و رفتار شما تناقض وجود دارد. اگر زبان فارسی ذاتا شیرین و توانمند است چرا زبانهای دیگر را ممنوع کرده اید و نمی گذارید دستور زبان و ادبیاتشان در مدارس تدریس گردد و بطور طبیعی بعد از آموزش همه به فارسی تمایل داشته باشند؟ نه اگر زبان فارسی این چنین نیست پس چرا این زبانی که «از دید شما شیرینی ندارد و بدون حمایت دولتی متروک خواهد شد» را به ما تحمیل می نمایید؟

        18
        1
      • شهریار ماکولو

        جناب ایرانی من نمیفهمم شما طرفدار نژادپرستی هستید یا زیبایی زبان فارسی ، اگر دومی هست حق با شماست و هر کس حق دارد از زبان مادری و یا دلخواه خود دفاع کند اما اگر طرفدار افکار نژادپرستی فرد فوق الاشاره هستید آنوقت بحث با شما کاری است عبث و با قدمتی ۹۸ ساله. من مثل شما از زبان مادری و دلخواه خودم در مقابل توهین های این یارو دفاع کردم حال شما چرا لخت شدی افتادی وسط من نمیدانم. هر کاری بکنید آخر سر دم نژادپرستی و تحقیر اقوام از زیر لباستان بیرون خواهد زد. توصیه میکنم همه اقوام و ادیان و زبانها و رنگها را در آغوش بگیرید زندگی بسیار کوتاه است و عبث.

        8
        1
  7. بسم الله الرحمن الرحیم

    امام زمان (عج) می فرمایند :
    برای زود فرارسیدن فرج (و ظهور ما) زیاد دعا کنید، که آن همان فرج و گشایش شماست
    (کمال‌الدین للصدوق، ج ۲، ص ۴۸۵)

    حیف زمانی که در دوران دبیرستان که ما بچه مسلمان های تورک آثار این موجودات فاشیست
    را مجبور بودیم بخوانیم و حیف که نسل های بعد از ما باز مجبورند در دوره دبیرستان
    این چرخه باطل را ادامه دهند

    و السلام علی من اتبع الهدی

    19
    2
  8. “”””””””””””ملک‌الشعرای بهار در دشمنی با زبان تورکی می‌گوید: آمدیم سر لهجه‌های محلّی و تدریس زبان ترکی … می‌گویید که در سه ساله ابتدایی زبان رسمی زبان ترکی باشد. ای کاش مردم آذربایجان لااقل زبان تات‌های قفقاز یا فارسی گویان خود آذربایجان را به عنوان زبان ملّی احیا می‌نمودند و ما خود را راضی می‌کردیم که زبان «آذری» که یک لهجه قدیمی است؛ دوباره به دست فرزندان خود احیا می‌شود، امّا به کدام دلخوشی می‌توانیم راضی شویم که آقایان زبان تحمیلی تاتار را بر زبان اجداد و نیاکان ما رجحان می‌نهند؟”””””””””””””
    پس ظلم به ما را می پذیری آنها را هم احیا کن و زبان ما را هم
    آللاه سنه و بوتون نژاد پرست لره لعنت اله سین
    نئجه کی تونبتین توشموسن

    12
    1
  9. الهی یاندی جانیم یاندی جانیم
    نیه نا مهربان دیر مهربانیم
    قطعا زبان تورکی زبان آسمانیست آنقدر این زبان مقدس واژه های خاصی دارد که کمتر زبانی میتواند آنگونه معجزات را در خود جای دهد واقعا باید تورک باشید یا تورکی را یاد گرفته باشید تا متوجه گفتار بنده باشید قسم میخورم خانواده های تورک زبانی رو میشناسم که به دلیل اینکه فاشیستی باعث تحقیر زبانشان شد آنها در تهران خجالت کشیدند زبان مادی شان را یاد بگیرند و طق خواسته بعضی تورک ستیزان آسیمیله شدن و الان که در ممالک اوروپایی و دیگر ممالک هستند لعنت و نفرین میفرستند بر مسببان و از انجا که در همه ممالک دنیا تورک ها خیلی بیشترند و متاسفانه حسرت میخورن چرا تورکی رو فراموش کردن از آن مکانها به تورک ها پیغام میفرستند تو را خدا زبان مادریتان تورکی رو خوب یاد بگیرین همه جا خیلی به درد میخوراه ولی فارسی فقط و فقط تو قسمتی از ایران قسمتی از افعانستان (حتی اونجا تورکی هم تدریس میشود )و قسمتی از تاجیک مورد استفاده میشود وجدانا این قسمتی از سفارش ایرانیان مقیم کشورهای دیگر هست که موکد شدن تورکی رو یاد بگیرین ..ضمنا لطفا به زبانهای مادری ملییت ها ارزش بگزاریم فاشیستی دورانش تموم شده
    او کی بیلمییر نبی کیم دیر
    قویون تورکون دیلینی مسخره سان سین
    بیر عوموردور کی فضولینی نسیمینی دانیر ایندی ده دان سین
    او کی یاتییب د اویان سین
    یوخسا تورکون بالاسینان چیخیب علامه دوران (تبریزلی جعفری که دییب با افتخار تورکم )
    اونا دونیا باش اییر فلسفه ده تکجه نه ایران
    قوی دییم شهریاریمنان بالا نیسکیل او چرچیه قالسین کی جواهر نه دی قانمییر (کسانی که تلاش میکنن مثل تورک ستیزها آسیمیله کنن و زبان مادری تورکی مان رو بگیرن به اونا میگه زبانی که مثل فارسی لهجه نیست )
    فیکری آلداتمادادی خالقا الیین حامینه یانمییر آریمیر اولمور اوتانمییر
    شعر استاد جعفری شرمنده اگه دقیق نتونستم بنویسم

    9
    2
  10. ملک الشعرای بهار فاشیستدیغین دئیسین باشیوا بیر دییرلی یول قویاردین ایندی فیکیرلرینی گورنده کف الییردیخ دا نه اینکه لعنت و نفرین اوخویاخ او فاشیستی یولو کی قویوب سان آخی سن نه بیلیسن تورک دونیاسی یانی نه سن نه بیلیسن که دوداخ داماخ یاناخ دیز دیسح دیش نیه د حرفینن یازیلییر سن و امثال سنین تایین کی بو یولون داوامچی سی دیر بیر لهجه یه (فارسی.لهجه عربی )گور نه قدر دئیر وریسیز کی تورکونون دیلیین آرادان اپارماغا بیر لهجه ینن گلییب سیز میدانا آخی بو انصاف دئیلی کیین قرار دیلی روزنامه، رسمی دیل ،تلویزیون مسئولار هامیسی فاس لاردان دی چالیسا فقط باشکا دیللره ظلم الییه ….و منیم میلی دیللیم تورکونو و یا آیری عرب دیلی و یا کوردو لهجه سین آرادان اپاراسیز

  11. بسم الله الرحمن الرحیم

    اگر حکومتهای تورک دیدگاه فاشیستی نسبت به دیگر زبان ها داشتند
    شعر فارسی هیچوقت در دربار عثمانی و در دربار سلاطین تورک شبه قاره هند
    رواج پیدا نمی کرد!
    اگر سلطان محمود غزنوی تورک به فردوسی وعده جایزه برای سرودن شاهنامه را نمیداد
    الان کتابی به اسم شاهنامه وجود نداشت که کتاب ملی برای پان ایرانی ها بشه!!!
    از فضایل قوم تورک این بوده است که هیچوقت دیدگاه فاشیستی نسبت به دیگر زبانها نداشتند
    و شعرای دیگر زبانها را نیز گرامی میداشتند

    وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّلْعَالِمِینَ

    و از نشانه‏ هاى او آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف زبانهاى شما و رنگهاى شماست
    قطعا در این براى دانشوران نشانه ‏هایى است
    آیه ۲۲ سوره روم
    والسلام علی من اتبع الهدی

  12. مرگ بر پان ایرانیسم احمق

    برای نزدیکی به در بار شاه این اشعار رو گفته چون هر کی به غیر فارس توهین میکرد پاداش میگرفت زمان پهلوی و وقتی انقلاب پیروز شد خودشو چسبوند به شهریار

    9
    2

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *