خانه / آخرین اخبار / غلامعلی رعدی آذرخشی و زبان تورکی
تورک‌ستیزان ایران (11)

غلامعلی رعدی آذرخشی و زبان تورکی

رعدي آذرخشي از تورک‌ستیزانی است که معتقد بود زبان تورکی همانند یک «زهرمار» و یا مثل یک «درختچه هرز و سمی» در میان زبان فارسی روییده است و علاقمندان زبان تورکی فرصت‌طلبانی هستند که قدرت سرودن شعر فارسی را ندارند.

یول‌پرس: در بخش یازدهم قسمت ویژه «تورک‌ستیزان ایران» به برخی از تفکرات غلامعلی رعدی آذرخشی می‌پردازیم.

مقدمه: تورک‌ستیزی با تولد و کودتای حکومت پهلوی، بصورت جدی در ایران آغاز شد و صاحب‌قلمان برای دریافت انعام از حکومت و نشان دادن دشمنی خود با تورک‌ها و زبان تورکی، تمام توان خود را بکار بستند تا سهم خود را در این پروژه منحوس ادا کنند که  امروز نیز تورک‌ستیزان با استناد به نوشته‌های آنان، تفکرات ناصحیح خود را به پیش می‌برند.گروه رسانه‌ای یول با توجه به رسالت خود، قصد دارد بصورت ویژه، اقدام به شناساندن تفکرات و اندیشه‌های این اشخاص  در قالب بخشی به نام « تورک‌ستیزان ایران» برگرفته از کانال تلگرامی بیلدیرش با همت علی بابازاده؛ نماید.

غلامعلی رعدی آذرخشی و زبان تورکی

غلامعلی آذرخشی متخلّص به رعدی پسر محمّدعلی افتخارلشکر در سال ۱۲۸۸ شمسی در تبریز به دنیا آمد (به ادعای رعدی، وی از یک خانواده با اصلیت آشتیانی بوده که به تبریز کوچ کرده‌ بودند، متولد شده است)، او پس از طیّ مقدّمات در تبریز در حدود بیست سالگی به تهران رفت و در دانشکده حقوق به اخذ لیسانس نایل آمد و به زودی راه پیشرفت و راه احراز پست‌های مختلف را برای خود باز و هموار دید. وی از حوالی ۱۳۱۰ به بعد قریب دو سال ریاست اداره انطباعات وزارت معارف و ریاست دبیرخانه فرهنگیان را به عهده داشت. در آبان ۱۳۵۱ برای تکمیل تحصیلات به پاریس رفت و درجه دکتری گرفت. رعدی آذرخشی از نخستین سال‌های تأسیس یونسکو به نمایندگی ایران در آن سازمان انتخاب شد و دوره‌ای طولانی در این سمت باقی بود. وی در بهمن ماه سال ۱۳۴۱ از سمت نمایندگی ایران در یونسکو عزل شده و اندکی بعد به عنوان سناتور انتصابی شاه به عضویّت در دوره چهارم مجلس سنا منصوب شد. با پایان کار دوره چهارم سنا، رعدی به ریاست دانشکده دانشگاه ملّی انتخاب گردید و کمابیش تا پیروزی انقلاب اسلامی در این سمت فعالیت کرد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل عضویّت در مجلس سنا و دیگر همکاری‌هایش با رژیم پهلوی از ریاست کنار گذاشته شد. خود وی قویّاً اعتقاد داشت که بخشی از عمرش را به مبارزه با شاه گذرانده است. او در سال ۱۳۵۸ مجموعه شعری با عنوان «پنج آینه» منتشر ساخت که شامل پنج مثنوی بود که آنها را در حدّ فاصل بین سال‌های ۱۳۱۰ تا ۱۳۵۲ سروده بود. از این مجموعه به تعبیر خود وی در یکی از ابیاتش مفهوم «انقلابی گشته بعد از انقلاب» بوی انقلابی بودن یا به بیانی دیگر کهنه کار بودن در ضدیّت داشتن با نظام استبدادی به مشام می‌رسید، لکن همین مجموعه خود آینه تمام نمایی از خوش‌خدمتی او به شاه و نظام پهلوی به شمار می‌آید و خود وی خواسته یا ناخواسته با انتشار این مجموعه برای خود آبرویی از لحاظ اخلاقی و سیاسی باقی نمی‌گذارد و وی در ۱۷ مرداد ۱۳۷۸ در تهران مُرد.

رعدی نیز همانند خیل بسیاری از اهالی قلم و شاعران دوره پهلوی، در زمرۀ شخصیت‌های تورک‌ستیز آذربایجان قرار دارد. در ادامه به فرازهایی از اعتقادات آذرخشی در باب زبان تورکی می‌پردازیم:

برای آذربایجان و زبان تورکی، دکتر غلامعلی رعدی آذرخشی نیز به منزلۀ کرمی از خود درخت است. وی که علی‌رغم ادّعای آشتیانی بودن اجدادش، اصالت آذربایجانی دارد و زبان مادری او نیز تورکی است، مطابق پسند روزگار صلاح معاش خود را در خودفروختگی می‌بیند و علم مبارزه با زبان مادری خود را برمی‌افرازد و ریاست اداره انطباعات وزارت معارف، ریاست دبیرخانه فرهنگیان، نمایندگی ایران در یونسکو، سناتوری، ریاست دانشکده  و تحصیل در خارج از کشور و … را به عنوان پاداش‌های متناسب با این خیانت دریافت می‌دارد.

آذرخشی در سال ۱۳۴۷ چکامه‌ای درباره زبان فارسی می‌سراید و در آن ضمن برشمردن مزایا و افتخارات زبان فارسی؛ آن را زبان بومی آذربایجان نیز معرّفی می کند و سپس زبان تورکی و کسانی را که به دفاع از زبان تورکی برخسته‌اند به باد ناسزا می‌گیرد، وی در مقدّمه‌ای که بر این شعر نگاشته است؛ می‌نویسد:

« در این چکامه روی سخن بیشتر با عدّه معدودی از افراد عوام‌فریب مغرض فرصت‌طلب یا بی‌خبر است که ننگ شیوع ترکی را در زبان محاوره مردم آذربایجان، در نتیجه حوادث تاریخی و هجوم بیگانگان کافی ندانسته و با نیّات خاصّی می‌خواهند در آن سامان شعر ترکی را که پشتوانه فرهنگی ناچیزی دارد جانشین شعر لطیف و ادب غنی زبان فارسی کنند؛ یعنی مهمانی ناخوانده را به جای صاحبخانه بنشانند. »  (زبان فارسی در آذربایجان ص ۳۳۰)

آذرخشی شهریار را نیز از تهمت و ناسزا بی‌نصیب نمی‌گذارد و او را به خاطر سرودن اشعار تورکی به باد انتقاد می‌گیرد. او در قصیده طولانی خود بعد از تعریف و تمجید بسیار از زبان فارسی و برشمردن افتخارات و شاعران و نویسندگان بنام آن؛ با مقدّمه‌ چینی مبتنی بر دیدگاه تاریخی خود؛ زبان فارسی را عامل وحدت ایرانیان معرّفی می کند و چنین می‌سراید:

این زبان و این ادب ما را بهم پیوند داد
تا همه بر « وحدت ملّی » شدیم امیدوار

آذرخشی به‌سان دیگر شوونیست‌های افراطی در ایران در ذهن خود مرزهای تخیّلی برای زبان فارسی ترسیم می‌کند و حدود شعر فارسی را تا چین و زنگبار می‌رساند:

نیز بر شیراز و کرمان شعر قطران و همام
راه بردی، گاه هم تا مرز چین و زنگبار

وی فارسی را پایه ملیّت در ایران می‌داند:

پس زبان پارسی شد بهر ما از دیرباز
پایه « ملیّت » و از بهر « وحدت » پاسدار

او معتقد است که پارسی با زبان‌های محلّی جنگی ندارد زیرا پارسی دریایی است که دشمنی ورزیدن با جویبار زبان‌های محلّی در شأن او نیست:

با زبان‌های محلّی کس ندارد دشمنی
نیست باکی گر بمانند اندر ایران پایدار
پارسی را با زبانهای محلّی جنگ نیست
هیچ دریـایی نورزد دشمنی با جویبار

رعدی آذرخشی معتقد است دشمنان ایران حمله خود را با حمله به زبان مشترک آغاز می‌کنند:

دشمن ما تازد اوّل بر زبان مشترک
چون بخواهد کرد ما را با بداندیشی شکار

آذرخشی عقیده دارد که دشمنان ما به خاطر سرد و بیزار کردن ما از شعر پارسی شعار حفظ زبان‌های محلّی را مطرح می‌کنند:

تا کند ما را ز شعر پارسی بیزار و سرد
میکند حفظ زبانهای محلّی را شعار

رعدی عقیده دارد که اگر جوانان ایرانی از زبان پارسی دور شوند از مام میهن شرمسار خواهند شد:

ای جوان گر بافسون اجنبی از این زبان
بگسلی؛ گردی ز خود وز مام میهن شرمسار

او در عین حال توصیه دلسوزانه‌ای هم می‌کند و می‌گوید:

از زبانهای محلّی هم مشو غافل که نیست
هیچ غم گر سرو را شمشاد روید در کنار

جالب‌تر زمانی است که رعدی آذرخشی فارسی را زبان مادری آذربایجانی فرض کرده، سپس بر این اساس عار داشتن از زبان مادری را زشت می‌شمارد:

وای بر قومی که فخرش بر زبان اجنبی است
زشت تر زان ، کز زبان مادری او راست عار

آذرخشی در ادامه پرده از راز خود برمی‌دارد و نشان می‌دهد بر خلاف آنچه می‌گفته با زبان‌های محلّی سر جنگ دارد:

چند تن گمراه فرصت‌جو در آذربایجان
میزنند از بهر « ترکی» سینه در این گیرودار

باید از رعدی آذرخشی پرسید اگر سینه زنندگان برای زبان تورکی فقط چند تن هستند چرا او این همه دل‌نگران است؟!

او معتقد است این سینه زن‌ها بیگانه‌پرور هستند:

از پی ترویج ترکی خصم جان پارسی
جمله در بیگانه پروردن شده پروردگار

بیگانه‌پرور واقعی کیست؟ چه کسی الهه بیگانه‌پروری شده است؟ کسی که به زبان مادرش و پدرش وفادار است یا کسی‌که خیانت به زبان مادری را فریاد می زند؟! او در ادامه می‌گوید گروهی حیله گر به دنبال رسمی کردن تورکی در آذربایجان هستند:

حیله‌ها ورزند تا ترکی بجای فارسی
از پس اسمی شدن رسمی شود در آن دیار

رعدی علّت روی آوردن این گروه حیله گر به شعر نازل تورکی را ناتوانی آنها در شعر گفتن به فارسی می‌داند:

ناتوان در پارسی از گفتن شعری بلند
رو به شعر نازل ترکی کنند از اضطرار

او نیز به مانند دیگر شوونیست ها عقیده دارد جدّ بیست‌وپنجم یا سی‌ام ما آذربایجانی ها فارس بوده:

شاخه‌ای از پهلوی بوده است دیرین « آذری »
نیست ترکی آذری ای غافل بدعت گذار

از نظر او تورکی، بیگانه و غیر بومی است و دلیلی ندارد فارسی که بومی آذربایجان است از بیگانه شومی چون تورکی خشمگین باشد:

ترکی ار ره کرد در آن ، پارسی بومی بود
بومی از بیگانه شومی چرا گردد فگار؟!

رعدی عقیده دارد که تورکی «خرزهره» (درختچه‌ای هرز و سمی) است که در میان لاله‌زار فارسی روییده است:

من نگویم باید از آن راند ترکی را بزور
گو یکی خرزهره هم روید میان لاله‌زار

در نظر او تورکی نه فقط خرزهره است بلکه «زهرمار» نیز هست:

لیک گویم بر « دری» تفضیل ترکی نارواست
شهد نوشان را نباشد رغبتی بر زهرمار

و معتقد است این خزعبلات را به خاطر دلسوزی بر آذربایجان می‌گوید:

چون در آذربایجان زادم بر آن دل سوزدم
گر نباشم گل‌، گیاهی باشم از آن مرغزار

متأسّفانه آذربایجان ما در کنار لاله‌ها و ریحان ها و نرگس‌ها؛ در این اواخر خرزهره‌ها و مردم‌گیاها و علف‌هرزهایی زیادی هم می‌پرورد و این موجب نگرانی از آینده است.

رعدی آذرخشی ایمان دارد که روح آذربایجان بر مِی پارسی تشنه است:

روح آذربایجان بر پارسی می تشنه است
وای اگر مخمور را آخر کشد رنج خمار

او معتقد است شعر ترکی تا سرکوچه هم نرفته است چون فرهنگ دیرینه‌ای ندارد؛ آنچه هم که دارد عاریتی است:

شعر ترکی کی زند پهلو به شعر پارسی
کاین بود رستم ولی آن کمتر از اسفندیار
شرق و غرب ار شد مسخر در خلافت ترک را
شعر ترک از زادگاه خود نرفت اندر جوار
شعر ترکان زاده دیرینه فرهنگی نبود
بود نوزادی که گشت از عاریت‌ها نونوار

رعدی و هم‌پالکی‌هایش ادّعا دارند زبان آذربایجان آذری یعنی شعبه‌ای از فارسی بوده و بعداً زبان مردم این سامان تورکی شده است! اعتقاد دارند که زبان آسیای صغیر هم رومی و فارسی و ارمنی بوده و بعداً تورکی شده! همین‌طور می‌گویند زبان ترکمنستان و ازبکستان و نواحی مجاور آنها در آسیای میانه سغدی و شعبات دیگری از فارسی بوده و حالی تورکی شده است. باید از این ابله پرسید: « اگر ترکی از زادگاه خود اندر جوار نرفته و دیرینه فرهنگی ندارد چگونه بر نواحی به این بزرگی سیطره پیدا کرده است؟ » خود شما که بیشتر از همه ادّعای غیرتورکی بودن نواحی مذکور را داشتید. اگر تورکی از زادگاه خود فراتر نرفته است پس سرزمین‌های تورک با این گستردگی و کشورهای پر شمار تورک نشانه چیستند؟ آذرخشی باید بداند که با شعر هیچ جا را نمی‌شود گرفت و هیچ کس ‌به خاطر شعر دست و پای کسی را نمی‌بوسد.

بعد از آن رعدی می‌گوید کسی از شعر تورکی نباید هیچ توقّعی داشته باشد:

شعر ایران باری از فرهنگ ایران خورد آب
پس ز شعر ترکی ای غافل چه داری انتظار؟

بی هویّتی و علیه خود به پا خاستن رعدی به این موارد خلاصه نمی‌شود و نکات دیگری از این ضدیّت با اصل و نسب خود در شعر و نثر وی قابل مشاهده است. او از تقی رفعت بد می گوید؛ تورکان را «بی تمیز» می نامد؛ به باستانگرایی و باستانگرایان ابراز علاقه می کند؛ از کسانی که به دشمنی با آذربایجان و زبان تورکی اشتهار دارند، ستایش می کند. حتّی ادّعا می کند دخترانش را که در خارج از ایران زندگی می کردند به ایران آورده تا با پارسی سخن بگویند. درد بزرگ اینجاست که نسل این خودفروختگان منقطع نشده و پیوسته نمونه‌های به روز شده ای از این قبیل استحاله شده‌ها ظهور کرده و مباحث طرح شده از جانب متقدّمان را بازتولید می کنند.

 

۱۳ دیدگاه‌ها

  1. آیدین زنگان تورکو

    شعار دقیقه ۱۵ هواداران میلیونی تراختور!
    همچون پتکی هست بر سر فاشیستهای تورک ستیز !
    پالانی ها و امثال فردوسی ها و کسروی ها و عارف قزوینی ها و…. به درک واصل شدن و بقیه فاشیستهای تورک ستیز نیز چنین خواهن شد ولی این ملت تورک این مملکت هستش که زنده هست و حتی یک روستا هم خودش رو آذری زبان نمیدونه و روز به روز هم بر آگاهی و پویش تورکها افزوده میشه.

    30
    8
  2. چوخ یارارلی دیر. یولونوز داواملی👏👍

    21
    4
  3. پانفارسها یک پروژه ای به نام ایران شهری دارند که برای پیشبرد اهداف پلید خود از افراد خود فروخته از مناطق مختلف آذربایجان استفاده میکنند مانند کسروی،طبا طبایی، و یا همین خود فروخته ملعون و فکر میکنند با افرادی از داخل این منطقه بهتر میتوانند افکار شونیستی و کثیف خود مردم این منطقه بقبولانند. امیدوارم مردم آذربایجان هوشیار باشند و فرهنگ اصیل تورکی خود رو همیشه حفظ کنند که البته به لطف فضای مجازی و فعالین مدنی روز به روز مردم آگاهترمیشوند. یاشاسین آذربایجان و لعنت و عذاب خدا بر رعدی آذرخشی و تمام بد خواهان ملت تورک

    16
    5
  4. مرگ بر پان ایرانیسم احمق

    همه این فاشیست ها نه نامی ازشون هست و نه طرفدار دارند جز یه عده خس و خاشاک خایابانی که بخاطر مشکلات روانی ازشون حمالیت میکنند … قابل توجه اون هایی که با ترکها دشمنن .. ببنید عاقبتشون چی شد

    16
    4
  5. خیلی جالب بود برام ، پس ریشه های این نوع سخنان نژادپرستانه و ضد ترکی برمیگرده به همین افراد ،
    لطفا معرفی کنید تا مردم بشناسند و بدانیم که اینها در لجنزار تاریخ جا خواهند گرفت ،
    این ذهنیت خیلی مفیده که مردم اذربایجان این افراد رو بشناسند و نفرین کنند.

    20
    4
  6. توهین به زبان انسان ها نوعی بیشعوری هست .
    رعدی آذرخشی و جواد طباطبایی واحمد کسروی …..دیگر دشمان زبان ترکی از قربانیان شوونیسم هستن لعنت ابدی بر اینها

    11
    3
  7. از عجایب روزگار بگوییم که همین فارس زبانان در تلاش برای یادگیری زبان دیگری هستن تا از ایران بروند و در کشور دیگری زندگی بهتری داشته باشند در عوض اینکه تلاش کنند تا اوضاع همین جا را سر و سامان بدهند چقدر افرادی دیدم که متقاضی یادگیری زبان ترکی هستن تا برن ترکیه کار کنند….
    امروز روز ترکی صحبت کردن خودش افتخاره
    من آنا دیلیم سویرم و اونوتمام

    10
    5
  8. پروین اعتصامی هم آشتیانی بوده که کارش پاچه خواری رضا پالانی بوده

    4
    4
  9. با وجود قوم گرایان در ایران هرگز یک دولت – ملت مدرن مثل کشورهای اروپایی پدید نخواهد آمد
    ترکها در ایران قائل به زندگی ذیل پرچم ایران نیستند
    به نظر من باید تبریز را به حال خود رها کرد

    9
    12
    • راست میگی موافقم
      ایران با وجود امثال شونیست و ضد ایرانی مثل تو اصلا افغانستان نمیشود چه برسد به اروپا
      افغانستان چند زبانه
      سویس چند زبانه
      سوئد چند زبانه
      و………………………………
      هنوز تو ایران تو تو فکر اینی که تو آناناسی بقیه خیار
      خدا شفا بده

      10
      4
    • امان از دست قومگرایی قوم حاکم!
      نه تنها تبریز که خواهشا کل آذربایجان بزرگ رو لطفا رها کنید « ما را به خیر شما حاجتی نیست شر مرسان»
      در ضمن اون پرچمم واسه ماس، پرچم شما درفش کاوه است که فقط در کابل پیدا میشه!

      11
      4
    • پرچم ایران پرچم تورک هاست و ایران سرزمین تورک هاست ، اگرتورک ها رو بخواییم از ایران کسر کنیم ، چیزی که میمونه بسیستان و بلوچستانه همسایه مملکت شما افغانستان !

      12
      6
    • مرده باد زبان جعلی پارسی

      فعلا که نه زبان ترکی در مدرسه تدریس میشه و نه ادبیاتش و حتی در کلاس درس هم ممنوع هستش صحبت کردن به زبان مادری با دوستان و بیرون هم ادبیات ترکی ممنوعه و حق تظاهرات هم نداریم و فقط داریم در فضای مجازی سعی میکینم به مطالبمون برسیم یعنی هیچ ضرر و منفعتی برای شما نداره ۸۰ سال که به همین روال هستش .. خب پیشرفت کردیم ؟؟؟ نکنه میخایید هویتمونو انکار کنیم ؟؟؟؟ ببین منو افغونی تو برو به داد کشور خودت برس که لانه تروریست ها شده …. هزار جور بهونه میارید که نمیدونم اذری ها ترک نیستن و پانترکیسم تحریکشون میکنه .. یه بار برای همیشه بگید اقا جان ما حقی برای شما قاعل نیستیم … خوشم میاد ایرانی ها بهتون رو نمیدن و سرکوبتون میکنن

      8
      5

پاسخ دادن به فرهاد لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *