خانه / آخرین اخبار / آیا مانناها، تورک بوده‌اند؟

آیا مانناها، تورک بوده‌اند؟

به دنبال سخنان مديرکل ميراث‌فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري استان اردبيل در خصوص تورک بودن حکومت مانناها، باستانگرایان نژادپرست که تبلیغات دروغین خود را در خطر دیده بودند، نادر فلاحی را به بیسوادی محکوم کرده و وی را تحت تاثیر افراد «پانترک» معرفی کردند، در یادداشت زیر به مستندات تورک بودن حکومت مانناها می‌پردازیم.

به گزارش یول‌پرس؛ هفته پیش نادر فلاحی، مدیرکل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان اردبیل خبر از رونمایی جام ۳هزارساله ماننایی در روز جهانی موزه‌ها، داده و در خصوص حکومت مانناها نیز گفت: «مانناییان دولتی تُرکی بودند که از حدود هزار تا ۷۰۰ سال پیش از میلاد در شمال غربی ایران حکومت می کردند. این تمدن میراث دار تمدن‌های «توروککی»، «لولوبی» و «قوتی» است و شهرستان خلخال نیز بخشی از آن بوده است.»

سخنان فلاحی کافی بود تا نژادپرستان باستانگرا که سال‌ها با تحریف تاریخ، تاریخ دروغین از ورود تورک‌ها به ایران پس از حمله مغول را تبلیغ کرده بودند، تفکرات خود را در خطر دیده و شدیدترین حمله‌ها را به وی نمودند.

با توجه به اینکه باستانگرایان از عدم وجود هیچگونه اثر تاریخی مبنی بر تورک بودن مانناها سخن گفته بودندن، در یادداشت زیر به صحت و سقم این مسئله پردخته و با ارائه مستندات تاریخی، تورک بودن دحکومت ماننایان را اثبات می‌کنیم.

یادداشت زیر شامل دو قسمت بوده که بخش نخست آن به تاریخ مختصری از مانناها و برآمدن دولت ماد از درون ماننها، می‌باشد که با توجه به ادعای آریایی و غیرتورک بودن مادها از سوی باستنگرایان، قابل توجه است و در بخش دوم به مستندات تورک بودن مانناها اشاره می‌کنیم.

تاریخ مانناها

ماننا (Manna) در اوایل به صورت اتحادیه قبایلی از طرف اقوام مختلف قوتتی – لولوبی در اواخر سده های ۱۵ ق . م در ساحل غربی و جنوبی دریاچه اورمیه تشکیل شده و به مرور زمان با پیوستن دیگر اقوام ترک و التصاقی زبان ( سابیر ها٬ توروک ها و … ) ساکن در آذربایجان به آن اتحادیه، از اوایل قرن ۹ ق . م منجر به ایجاد دولت قدرتمند ماننا شد. دکتر “رحیم رئیس نیا” در این باره مینویسد: شرایط و زمینه تشکیل دولت ماننا ابتدا در اراضی اطراف دریاچه اورمیه با اتحاد چند تا از قبایل و ایل های قوتتی – لولوبی فراهم شد٬ قدرتمندترین این قبایل قوتتی -لولوبی٬ ایل ماننا بود که در جنوب و جنوب شرق دریاچه اورمیه ساکن بودند و به علت نقش مهم آنان در تشکیل دولت ماننا٬ آن دولت با اسم آن قبیله معروف شد. (آذربایجان در مسیر تاریخ٬ ص ۱۹۷).

آشوریان و اورارتوها نیز آن دولت را ماننا می نامیدند، بر اساس اسناد تاریخی بدست آمده، دولت ماننا قدیمیترین دولت در آذربایجان میباشد که مرزهای جغرافیایی آن با مرزهای کنونی آذربایجان ( منظور ایالت آذربایجان که در زمان پهلوی به ۸ استان تقسیم شده است ) تطبیق می کند. “م . دیاکونوف” با شمردن دقیق مناطق ماننا نتیجه گیری می کند که: دقیقا میشود گفت که اراضی ماننا که بعدها آتروپات ماد خوانده شد با اراضی آذربایجان کنونی تطبیق می کند. ( تاریخ ماد ص ۶۵ )

مرزهای جغرافیایی دولت ماننا از ایالت “ایللی پی Ellipi” در نزدیکی کرمانشاه کنونی و نامار در لرستان شروع شده تا کناره های رود آراز ادامه داشت٬ و از سال ۷۱۷ ق . م با درایت و کاردانی ایرانزو ( ار+یانزی) شاه ماننا٬ قوتتی های ماد مرکزی نیز به ماننا پیوستند و همه اراضی آذربایجان در داخل یک سیستم سیاسی قرار گرفت و در نتیجه مرزهای ماننا تا شرق قم ( کلمه ای تورکی به معنی شنزاز )٬ کاشان و مناطق شرقی قزوین گسترش یافت. (پروفسور ذهتابی٬ تاریخ دیرین ترکان ایران٬ ص ۳۰۰ ).

در این وهله از زمان آذربایجان در شمال آراز دست ترکان ایشغوز ( ساکا) بود. کلمه ایرانزو ( ار یانزی) که از شاهان معروف ماننا ۷۱۷ ق . م بود٬ از دو کلمه ار+ یانزی تشکیل شده است که برای استعمال آسان تر به مرور زمان، به یک کلمه تبدیل شده است ( کلمات و اسامی زیادی در تورکی امروزی نیز بدان صورت در گویش عامیانه تغییر یافته اند ). کلمه یانزی در بین کاسسی ها و ماننا ها به عنوان لقب شاهی و سلطنت به صورت وسیعی استفاده می شد، ار یا آر به معنی قهرمان٬ جوانمرد در بین تورکان به بزرگان و شاهان به علامت احترام و حرمت به اول اسمشان اضافه می شد٬ مثال ار+سلان ( شیر قهرمان ) و … (پروفسور ذهتابی٬ تاریخ دیرین ترکان ایران ص ۳۰۱ )

البته قسمتهایی از سرزمین های غربی ماننا در نزدیک به یک قرن در اشغال و تحت سلطه اورارتو بود٬ بعدأ در قرن ششم قبل از میلاد این دولت ماننا بود که از نظر سیاسی٬ اقتصادی و مدنیت قلب امپراتوری ماد را تشکیل می داد. (تاریخ ماد٬ ص ۱۴۰)

منابع آشوری و اورارتویی نشانگر آن است که ماننا یکی از دولت های مهم و خیلی متمدن منطقه بود و سرزمین هایش آباد و مردمش ثروتمند بودند٬ بعدها این دولت ماننا بود که پایه و اساس دولت ماد را پی ریزی کرد. پایتخت ماننا در زیوه واقع در ۴۰ کیلومتری شرق شهر سقز امروزی قرار داشت. ( قرانتوسکی٬ داندامایو و …٬ تاریخ ایران از آغاز تا به امروز ص ۵۳ ). لازم به ذکر است که، کاوشگریهای جدید نشانگر آن است که پایتخت آنان در نزدیکی بوکان امروزی بود.

بعضی منابع حاکی از آن است که مانناییها صاحب خط بودنده اند. نظر “ا . م . دیاکونوف” در این مورد این است که خط آنها به ظن قوی مأخوذ از خط اورارتویی بوده است. این خط به گمان او نوعی از خط میخی بوده است. گذشته از این خط میخی، در نواحی اطراف دریاچه ارومیه هیروگلیفهای اورارتویی ( خطی با تصویرهایی از جانوران و اشیا) متداول بوده است، به عنوان مثال بر روی دیس سیمین که در زیویه پیدا شده، هیروگیلیفهایی از این نوع نقش گردیده است. زبان مردم ماننا زبان اقوام قوتتی و لولوبی و هوری بود که تا حدود زیادی به زبان ایلامیها نزدیک بود.

بعد از آنکه قوتتی ها در سال ۲۱۰۹ ق . م حاکمیت بابل را از دست دادند و به وطن خویش آذربایجان برگشتند، بطور مکرر مورد حمله و لشگرکشی بابل و در اعصار بعدی آشور قرار گرفتند٬ و این حملات اقوام و ایل های قوتتی – لولوبی ها را هر چه بیشتر منسجم تر میکرد و آنها لزوم ایجاد یک دولت واحد و مقتدر را احساس میکردند ولی حملات مکرر دشمنان و نفاق بین قبایل مختلف فرصت انجام این کار را از آنان سلب میکرد. هدف بابلیان و آشوریان از حمله به آذربایجان علاوه بر غارت ثروت آن٬ جلوگیری از انسجام و اتحاد قوتتی – لولوبی ها و تشکیل دولت توسط آنها که میتوانست امنیت بابل و آشور را تهدید کند٬ بود.

منابع تاریخی نشانگر آن است که با وجود حملات مکرر بابل٬ قوتتی – لولوبی ها موفق شدند دوباره در حوالی قرن ۱۸ ق . م دولت مستقلی تشکیل بدهند و از شاهان معروف آنها ملکه ناوار بود که در اوایل قرن ۱۸ ق . م با تورکهای سایبر در شمال سوریه و دولت ایلام بر علیه بابل – اککد متحد شد و ده هزار سرباز به کمک دولت ایلام فرستاد. از قرن ۱۵ ق . م آشوریان هر چند سال یکبار به قصد غارت به آذربایجان لشکر کشی می‌کردند و چون در آن زمان بین شاهان محلی در آذربایجان اتحاد لازم وجود نداشت لذا از آشوریان شکست خورده و مجبور به پرداخت خراج به آشور می شدند. با گذشت زمان دولت آشور قویتر می‌شد و برای ساختن بنا ها و عبادتگاههای خود احتیاج به مصالح ساختمانی٬ انواع سنگهای زینتی٬ طلا و نقره داشت و منطقه ارتته در آذربایجان در آن زمان مشهور به داشتن این منابع و معماران و استادان ماهر بود٬ و آشوری ها برای تهیه احتیاجات خود به آذربایجان حمله میکردند.

“تیقلت پیله سر اول” در سال ۱۱۱۴ ق . م : به کمک خدای آشور سرزمینهای نائیر کوهستانی ( اطراف سلماس ) را فتح کردم٬ امر دادم که از آنجا اوبسیدین٬ بازالت٬ خالتو و هئماتیت به آشور بیاورند و عبادتگاه٬ سالن و حرمخانه خدای آداد را تزئین کنند. ( “م . ت . ذهتابی”٬ تاریخ دیرین ترکان ایران٬ ص ۲۶۵ ).

آشوریان با حملات مکرر خود به آذربایجان، سنگهای تزئینی٬ طلا٬ نقره و معماران٬ صنعتگران و استادان آذربایجانی را به آشور میبردند تا بناها و عبادتگاه های عظیم نینوا را بسازند.

تا زمانی که قوتتی – لولوبی ها با ایجاد امپراتوری ماد موفق به سرنگونی دولت آشور شدند٬ در مدت بیش از هزار سال مورد حمله و هجوم آشوریان قرار داشتند. آشوری ها ویرانی های زیادی را در آذربایجان پدید آوردند و بنا به کتیبه های خود آنها٬ هدفشان چپاول و غارت ثروت آذربایجان بود. چونکه بارها تجربه کرده بودند که قادر به در اشغال نگه داشتن این سرزمین نیستند، چون مردم دلیر و غیرتمند ماننا – ماد، با وجود اختلافات داخلی شان، جانانه از وطنشان دفاع میکردند. اولین و آخرین باری هم که آشوریان موفق به در اشغال نگه داشتن قسمتهایی از ماد مرکزی شدند، منجر به قیام سراسری سال ۶۷۳ ق . م شد که در نهایت بعد از چند دهه به نابودی کامل آشوریان ختم شد. مردم آذربایجان با رشادت و مردانگی از سرزمین خود دفاع میکردند٬ هم کتیبه های خود آشوریان و هم “هرودت” به دلاوری و از خودگذشتگی مردم ماننا – ماد در مقابل تجاوزات آشور اشاره کرده اند. با توجه به این حقایق تاریخی، همچون ملت شجاعی، اجازه اشغال سرزمینشان توسط آریایی‌ها، را نیز به هیچ وجه نمیدادند، لذا ادعای تشکیل امپراطوری ماد توسط اقوام آریایی در آذربایجان افسانه‌ای بیش نیست.

حملات مکرر آشوریان٬ قوتتی – لولوبی ها را تضعیف کرده و توان ایجاد یک دولت قوی و فراگیر در آذربایجان را از آنها سلب می کرد٬ تا اینکه دولت آشور به علت حملات مکرر آرامی‌ها در اواخر قرن ۱۱ و اوایل قرن ۱۰ ق . م تضعیف شده و قادر به لشکر کشی به آذربایجان نشد. قوتتی – لولوبی ها از آن فرصت استفاده کرده و پایه و اساس دولت‌های ماننا و ماد مرکزی را ریختند.

رهبران ماننا در ابتدا برای حفظ استقلال و آزادی ملت خود٬ بعضأ برای مبارزه با تهاجمات آشور با اورارتوها متحد می‌شدند و بعضا نیز برای مقاومت در برابر سلطه گری های اورارتو٬ با آشور متحد میشدند.

ساکنین آذربایجان و کردستان امروزی تا عصر ششم قبل از میلاد کلا غیرآریایی بودند٬ ساکنین آنجا عبارت بودند از قوتتی – لولوبی ها و اقوام خویشاوند و نزدیک به آنها٬ و همه آنها التصاقی زبان بودند. ( “م . دیاکونوف”٬ تاریخ ماد٬ ص ۱۴۶ )

در کتابی که توسط ۶ نفر از تاریخدان روسی نوشته شده است٬ هرچند که گرایشات تورک‌ستیزی آنان ثابت شده است٬ اعتراف می کنند که اقوام آریایی هیچوقت نتوانستند به آذربایجان قدیم نفوذ کنند و در مناطق دیگر فلات ایران ساکن شدند. پس با توجه به این حقایق تاریخی که پای آریایی ها به آذربایجان نرسیده بود٬ چه برسد به اینکه بتوانند دولتی (ماد) را در آنجا ایجاد کنند.

آریایی ها در حوالی ۸۰۰ قبل از میلاد شروع به کوچ کردن به فلات ایران کردند ولی موفق به پراکنده شدن در همه جای فلات ایران نشدند٬ فقط در مناطق معینی در شرق و قسمت های مرکزی ایران سکونت گزیدند. در غرب ایران مللی زندگی میکردند که خویشاوند با ایلامیان بودند. ( قرانتوسکی٬ داندامایو٬ تاریخ ایران از زمان قدیم تا به امروز٬ ص ۵۳ ).

با توجه به این حقیقت تاریخی که بعد از سده ششم قبل از میلاد تا قرن دهم بعد از میلاد مهاجرت دسته جمعی جدیدی به آذربایجان نشده است٬ پس ماننا – مادها اقوامی جز قوتتی – لولوبی ها٬ سابیر ها (سوبار ها) و ایشغوز ها نمی تواند باشد.

آثار ارزشمندی که در منطقه شرقی دریاچه اورمیه٬ از روستاهای پروستر و آخیرجان پیدا شده است٬ از جمله مجسمه شیر از سنگ زرد مربوط به ماننا – ماد می باشد. در منطقه گوورقیزی در بین ممقان و دریاچه اورمیه و همچنین در منطقه گونئی (شبستر) در شمال دریاچه اورمیه تپه‌های زیادی وجود دارد که هنوز کاوشگری در آنها نشده است. همچنین آثار زیادی از ماننا ها در تپه حسنلوی سولدوز، تپه مارلیک، منطقه نامار و اطراف رودخانه دیاله در لرستان کنونی وجود دارد.

در روستای زئوه در ۴۰ کیلومتری ساق قیز( سقیز کنونی ) یک قلعه ماننایی مربوط به سده ۹ ق . م پیدا شده است٬ در آنجا آثار و وسایل هنری فراوانی بدست آمده که نشانگر تمدن درخشان ماننا میباشد. از جمله این آثار یافت شده یک جام شراب زرین میباشد که شکل یک اوزان (آشیق) میباشد و طرز لباس٬ ساز و طرز بدست گرفتن ساز عین آشیق‌های امروزی آذربایچان میباشد.

ویل دورانت می‌نویسد: نقشی که در لوحه طلایی پیدا شده در زئوه (ماننا) شش بار تکرار می‌شود٬ یعنی مبارزه یک نفر با شیر٬ و مقایسه آن با نقشی در تخت جمشید، “مبارزه شاه با شیر” نشان می دهد که آریایی ها تا چه اندازه از هنر و صنعت و معماری ماننا ها تقلید و استفاده کرده اند٬ آریایی ها هیچوقت موفق به آفریدن تمدنی نشدند، آنها تمدن خود را از تمدن های سومر٬ ایلام٬ ماننا و دیگر ملل التصاقی زبان اقتباس کردند. ( تاریخ تمدن٬ جلد ۱ ص ۱۱۲ )

جام زرین ۶۵۰ گرمی ماننائی حسنلو که در سال ۱۹۵۸ میلادی ( ۲۳ مرداد ۱۳۳۷ شمسی ) در دهکده حاجی آباد از توابع سولدوز (نقده) در استان آذربایجان غربی پیدا شد، قدمتی ۳ هزار ساله دارد. این جام علاوه بر اینکه نمایانگر اوج هنر ماننائی میباشد، اطلاعات جالبی را در باره موقعیت ممتاز “ورزش” در جامعه آنروزی ماننا به ما می‌دهد. بر روی بدنه خارجی این جام طلائی، صحنه‌های ورزشی تیر و کمان، مشت زنی، کشتی‌گیری، چوگان بازی و ارابه‌رانی، بطور برجسته و با ظرافت تمام حکاکی شده است، و معلوم می‌دارد که در آن روزگاران در آذربایجان سرسبز و پرآب، این ورزشها آنچنان مورد توجه بوده که شهریاران مقتدر ( ماننا ) ضمن تجسم آن بر جام طلا، همواره آنرا در کاخ سلطنتی مدنظر داشته‌اند. نقشهای این جام همچنین کیفیت آغاز مسابقات و صحنه تقسیم جوایز را نیز مجسم گردانیده است. معلوم میدارد ۳ هزار سال پیش که این جام را از طلای خالص ساخته و در کاخ پادشاهان ماننا نهاده‌ اند رشته‌های ورزشی یاد شده در آذربایجان رایج بوده و پیشگامی این ورزشها به یونان نادرست می‌باشد لازم به ذکر است که این جام در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود.

هنر و صنعت ماننا نه فقط به پارس‌ها بلکه به خیلی از ملل دنیا تاثیر گذاشته است٬ نقش درخت مقدس و دو شیر در طرفین آن بر روی عاج فیل٬ که از زئوه پیدا شده است یکی از شاهکارهای هنری دنیاست٬ آن نمونه ای از کارهای هنری ماننا میباشد. قبر های ماننایی و ایشغوزی ( ساکایی ) پیدا شده در تپه حسنلو٬ مجید تپه ( نزدیکی تخت سلیمان ) و زئوه٬ که مربوط به بزرگان ماننا و ایشغوز میباشند٬ حاوی آثار هنری و زینتی زیادی میباشند و این رسمی رایج در بین تورکان باستان بود٬ که به رسم احترام به بزرگان خود٬ وسایل گرانقیمت تزئینی را در قبر آنان قرار می دادند. از این نوع قبرها در کشور جمهوری آذربایجان و آسیای میانه نیز به وفور پیدا شده است.

“رابرت دایسون” باستان شناس آمریکایی که در تپه حسنلو ( ۱۲ کیلومتری جنوب دریاچه اورمیه ) کاوشگری کرده است٬ مینویسد: این منطقه از ۶۰۰۰ ق . م تا ۶۰۰ ق . م مسکون بوده است و آثار زیادی از مانناها٬ اورارتوها و ایشغوزها در آنجا وجود دارد٬ پیاله زرین با نقش های بی نظیر بر آن٬ نه فقط در باستانشناسی ایران بلکه در دنیا بی نظیر است ( “م . ت . ذهتابی”، تاریخ دیرین ترکان ایران٬ ص ۳۸۹ ).

محمد تقی مصطفوی٬ رئیس سابق اداره باستانشناسی ایران در باره جام زرین ماننایی اظهار داشته است که: اهمیت فوق العاده جام زرین حسنلی عبارت از آن است که٬ اولا جزئیات تمدن ماننا را نشان می دهد، و از طرفی نفوذ عمیق تمدن و هنر ماننا بر تمدن هخامنشی، خصوصا در سنگ تراشی ها و حکاکی های تخت جمشید را بطور واضح نشان میدهد. (دکتر “ر.رئیس نیا”٬ آذربایجان در سیر تاریخ جلد ۱ ص ۲۳۱ ).

“م . دیاکونوف” درخصوص سیستم اجتماعی و سیاسی مانناها می‌نویسد: توده های مردم به طور وسیعی در کارها و امور اجتماعی شرکت می کردند و با استناد به منابع تاریخی٬ در آن زمان ملت ماننا بر علیه یک شاه مستبد ( آزا ) قیام کرده و او را از سلطنت به زیر کشیدند٬ در حالی که همچین مسئله ای در دولت های همسایه آنها دیده نشده و این قیام نشانگر سیستم دمکراسی ابتدایی آنها بود. (تاریخ ماد ٬ ص ۱۶۶ )، روحیه آزادی خواهی٬ عدالت طلبی و قیام بر علیه مستبدین در آذربایجان امروزی ریشه در تاریخ چند هزارساله این سرزمین کهن دارد.

از نظر سیستم اداری٬ سرزمین ماننا بر اساس مناطق مسکونی ایل ها و قبایل مختلف به ایالت های زیادی تقسیم شده بود و هر منطقه ای توسط اقوام ساکن آن منطقه اداره میشد و در راس حکومت هر منطقه شخصی با لقب شاکنو shaknu قرار داشت. برای مثال فقط در منطقه هوری نشین ماننا ( غرب و جنوب غرب دریاچه اورمیه ) در حوالی قرن ۹ ق . م حداقل ۳۰ امیرنشین نیمه مستقل وجود داشت. ایالت های ماننا – ماد به صورت نیمه مستقل اداره می شدند. نمونه ای از اسامی این ایالت ها بصورت زیر است: امیرنشین “او ایش دیش” ( منطقه مراغه امروزی )٬ به زبان سومری “۱۳دندانه” ( تورکی امروزی همان معنی را دارد، او=اون، ایش=اوش یا اوچ؛ دیش= دندان یا دندانه)، زیکئرتو ( منطقه میانه و اردبیل امروزی )٬ آندیا (مناطق بالایی دره قیزیل اوزن و سفید رود)٬ دیوک (منطقه شمالی دره قیزیل اوزن ) ائللی پی (در نزدیکی کرمانشاه امروزی ) مادای ( مناطق همدان، قزوین، قم، کاشان، زنجان ) و غیره. تمام این مناطق امیرنشین کوچک از نقطه نظر نژادی و زبانی خیلی به همدیگر نزدیک یا عین هم بودند٬ مثلا زبان اهالی زیکئرتو و ماننا ها یکی بود و به همین خاطر نمایندگانی را که زیکئرتو ها به در بار آشوری ها فرستاده بودند٬ با آشوری ها از طریق مترجمین ماننایی صحبت می کردند. ( “م . دیاکونوف”٬ تاریخ ماد ص ۵۱۱ ).

آشوریان بعد از تشکیل دولت ماننا نیز، در طی دو دوره طولانی حملات ویرانگری را بر علیه ماننا – ماد انجام دادند٬ موج اول حملات آنان از سال ۸۳۴ تا ۷۸۸ ق . م (به مدت ۴۶ سال) و موج دوم حملات آنان از ۷۴۴ تا ۶۷۸ ق . م ( به مدت ۶۶ سال ) ادامه داشت٬ عمده ترین هدف آشوریان از این حملات در آن مقطع زمانی تضعیف دولت ماننا بود. در این دو دوره ذکر شده همه شاهان آشور به آذربایجان لشکر کشی کردند که می‌توان به حمله پادشاهان “سلمنسر سوم” در سال ۸۴۲ ق . م، شامش آداد پنجم ( ۸۱۰-۸۲۴ )، “تیقلت پیله سر III” در سال ۷۴۴ ق . م و ساردوی دوم ( ۷۳۳-۷۵۳ ق . م ) اشاره کرد.

اما سرانجام سارگون II در سال ۷۱۶ ق . م بعد از شکست دادن اورارتوها وارد ماننا شد و سالهای درگیری بین این پادشاه و مانناها ادامه داشته و سارگون II جنایات زیادی در منطقه انجام داد تا اینکه وی در سال ۷۰۵ ق . م در ماد مرکزی به دست قوتتی ها کشته شد. این حملات خانمانسوز ضرورت ایجاد دولتی قوی را ایجاب میکرد که در نهایت منجر به اتحاد امیرنشین‌ها و ایل های مختلف تشکیل دولت ماد شد و ماننا قلب آن دولت محسوب میشد. آمدن تورکهای تازه نفس ایشغوز در حوالی ۷۰۰ ق . م به آذربایجان و اتحاد آنها با خویشاوندان ماننایی و مادی خود، به ایجاد شرایط برای تشکیل دولت ماد کمک کرد.

زبان قوتتی – لولوبی‌ها ( ماننا – ماد ):

منابع آشوری و بابلی به رایج بودن چند زبان در آذربایجان اشاره می کنند٬ قوتتی – لولوبی٬ هوری٬ مئهرانی و کاسپی٬ خصوصیات این زبان‌ها هنوز بدرستی کاملا روشن نشده است ولی اسناد موجود نشانگر آن است که این زبان ها از یک طرف با زبان تمدنهای قدیمی منطقه یعنی ایلام٬ کاسسی ها و آلبانی ها و دیگر اقوام آذربایجان و ساکنین جنوب غرب دریای خزر و از طرف دیگر بین خود خویشاوندی و شباهت زیادی داشته اند. ( “م . دیاکونوف”٬ تاریخ ماد٬ ص ۶۱ ).

یامپوسکی jamposki: قوتتی ها بعدا اوتی اودی نیز نامیده شده اند و در ایجاد دولت آلبان‌ها در آذربایجان سهیم بودند. ( تاریخ ماد٬ ص ۶۲ )

خویشاوندی و شباهت زبان ماننا با تورکی امروزی: اسناد باقی مانده از ماننا ها نشانگر آن است که زبان اقوام تشکیل دهنده ماننا با زبان ترکی امروزی از یک ریشه می باشند و تورکی امروزی وارث زبان قوتتی – لولوبی ها میباشد. در اینجا به ذکر چند نمونه از لغات مشترک بین ترکی امروزی با آن زبان باستانی آذربایجان بسنده می کنم٬ ( برگرفته از پروفسور ذهتابی٬ تاریخ دیرین ترکان ایران ص ۳۶۲-۳۶۳ ).

در سال ۱۳۷۴ در نزدیکی شهر اهر لوحه‌ای زرین با نوشته ای تورکی با خط اورخون پیدا شد، و عکس این نوشته در ص ۳۱۰ کتاب ” تاریخ دیرین ترکان ایران؛ جلد ۱ وجود دارد.

کلمه پدر را ماننایی ها آتا و آدا می گفتند٬ در تورکی امروزی هم کلمه آتا به همان معنی استفاده میشود و در بعضی از روستا های آذربایجان به پدر آدا می‌گویند.

کلمه خان در بین مانناها٬ با همان معنی امروزی اش در زبان تورکی استفاده می شد٬ برای مثال شوما خان٬ از سرکردگان ماننا. عیلامیان نیز از کلمه خان به همان معنی استفاده میکردند.

پسوند تاش٬ داش در زبان ماننا ها نیز مثل زبان تورکی امروزی رایج بود٬ برای مثال باتاش.

کلمه آتیلا که در بین ملل مختلف تورک به عنوان اسم مرد استفاده میشود٬ در بین ماننا ها نیز استعمال آن اسم رایج بود٬ برای مثال. هورپ آتیلا.

عدد سه را مانناها اوش می‌گفتند٬ در تورکی امروزی هم اوچ و اوش استعمال میشود.

قوپوز در سفال‌های باقی مانده از دوره مانناها

کلمه قایا هم در زبان تورکی امروزی و هم در زبان ماننایی به معنی سنگ بزرگ یا صخره میباشد٬ در منابع آشوری از شهر اوش قایا ( اسکو امروزی) در سرزمین ماننا یاد شده است.

کلمه آت به معنی اسب در تورکی امروزی در خیلی از کلمات قدیمی ماننایی استفاده شده است٬ هرچند که معنی این کلمات هنوز معلوم نشده٬ برای مثال: آت تارکیت تا٬ آت کال سو و غیره. ( “رئیس نیا”٬ جلد ۱ ص ۲۳۶ ).

برای آشنایی با زبان و تبار ماننا ها – مادها علاوه بر آثار باقی مانده از خود آنها٬ بهترین منبع و اسناد همان کتیبه ها و سالنامه های آشوری میباشد: آداد نئراری ( ۸۹۰-۹۱۱ ق . م ) در کتیبه ای اشاره میکند که قوتتی ها را در ماننا شکست داده و ماننا را تابع خود کرد. ( “م . ت . ذهتابی”، تاریخ دیرین ترکان ایران٬ ص ۲۶۵ ).

“شامشیلو” شاه آشور در کتیبه ای از ۷۴۴ ق . م اشاره می کند که به ماننا حمله کرده و قوتتی ها را در ایالت نامار شکست داد. ۴۰ سال بعد از شامشیلو٬ تیقلت پیله سر سوم در سال ۷۳۸ ق . م به ماننا و ماد مرکزی حمله کرد٬ او در کتیبه ای اشاره میکند که عده کثیری از قوتتی های ماننا – ماد را اسیر گرفته و به شمال سوریه و فینیقیه تبعید کرد. در این کتیبه اسامی ایالت های مختلف قوتتی ها در ماننا و ماد نام برده شده است٬ برای مثال: ایللی لی Illili ٬ بیللی Billi ٬ سانقلی Sangili .( “م . دیاکونوف”٬ تاریخ ماد٬ ص ۱۸۹ ).

ریشه و معنی همه این اسامی تورکی میباشد. آشوریان از مناطق قم٬ همدان٬ با نام مشترک بئل آلی نام میبرند. (تاریخ ماد٬ ص ۱۹۲ ). این اسناد تاریخی نشانگر آن است که قوتتی ها تا حوالی ۷۰۰ ق . م هنوز هم در منطقه ای وسیع از لرستان تا قم٬ قزوین٬ آراز٬ گیلان و همدان ساکن بودند و ساکنین و حاکمین اصلی این مناطق بودند٬ و بعد ها به اسم ماننا و ماد مشهور شدند.

از همه مهمتر،ابن اثیر، یکی از مورخان دوره اسلامی از حمله پادشاه یمن به آذربایجان اشاره کرده و از سکونت تورک‌ها در این منطقه سخن گفته است.

منابع:

۱ـ تاریخ دیرین ترکان ایران، پروفسور م. ت. ذهتابی

۲ـ تاریخ ماد، ا.م. دیاکونوف، ترجمه کریم کشاورز

۳ـ تاریخ آذربایجان، دکتر اسماعیل محمود، باکو ۱۹۹۳

۴ـ آذربایجان در سیر تاریخ ایران، از آغاز تا اسلام ٫دکتر ر.رئیس نیا

۱۴ دیدگاه‌ها

  1. سلام علیکم. اول مطلب چند خط خلاصه بنویسید مثلا: مانناها ترک بوده اند چون ۱- مانناها اسامی تدکی داشتند ۲- همسایگان آنها را ترک می دانسته اند ۳- …

    26
    10
  2. آیدین زنگان تورکو

    ماننا و سومر و ماد و…. همگی تورک بودن و چن هزار سال قبل اینکه اقوام گوسفندچران عاریایی از سیبری به کشور مان سراریز شوند ، دارای حکومتها و امپراطوری های عظیم بودن.

    30
    13
  3. آدم یاد این استدلال پان ایرانیست ها و فارس ها میوفته که به خیال خودشون برای نفاق و تفرقه بین هم ریشه و هم زبان بودن تورک های اینجا و تورکیه از جنگ مذهبی بین صفویان و عثمانی ها که صددرصد بخاطر دوتا پادشاه مذهبچی بی تعصب به هویت اجتماعی و زبانی مردمان خودشون بوده میوفته هر چند درگیری و قتل عام و مقاتله کردها علوی و سنی بدست یکدیکه هم بی تاثیر در این این قشون کشی ها نبوده ولی حوادثی که دهها برابر شرم آورتر و خونین تر از اون مثل دستور قتل عام مردم ایران توسط استر ملکه ایران با درایت بی نظیر خشایارشا پارسی ذره ای بار توجه نداره و چندان هم مهم نیست، ولی وقتی مغولها، حکومت ها یا دولت های تورک های آسیای میانه و سلجوقیان (اینجا و تورکیه) رو در حملات خود تضعیف و نابود میکنند تعریف این حوادث میشود مغولها به آریایی ها حمله کردند ولی کسی نمی گوید که آن زمان مغولها به تورک ها حمله کردند و اونها رو کشتند، این تعریف به درد پانفارس نمی خورد در نظر اونها سلجوقیان وقتی مسئله تعریف از وزیران باهوش پارسی باشد بی خرد هستند ولی وقتی مسئله تضعیف و نابودی در مقابل حملات مغولها باشه سلجوقیان وغیره میشوند ایرانی و باقیه قضایا… بعضا فرقه عبدالاریایی های متعصب، مغولها را در این حوادث بخاطر التصاقی بودن زبانشان تورک نامیده یا بالعکس ولی وقتی با همان استدلال التصاقی بودن و حتی کلمات مشترک در مورد زبان التصاقی مثلا سومریان یا مانناها استدلالی بشه اونو منکر خواهند شد چون بدرشون نمیخوره که اینجا زبان تورکی هم التصاقی است و زبان سومریان هم التصاقی است ولی وقتی سلجوقیان با زبان التصاقی در برابر مغولها نابود میشوند این را مثل حمله مغولها به فارسها تعریف میکنند

    28
    12
    • بی تعصب به هویت اجتماعی و زبانی مردمان خودشون بوده میوفته
      اون هویت اجتماعی زبانی که میگی وجود خارجی نداشته همونی هم که الان هست زیاد ربطی به تاریخ نداره از بی سوادی و… هست
      اون موقع هم هیچ فرقی بین رعیای فارس لر گیلیکی دیگر قوم ایرانی وجود نداشت اول ستون دولت رو مذهب بود دوم خاک حدود مرز و مردمی که بهشون خدمت می کردند چه ترک چه فارس

      8
      4
  4. لطفاً درباره دیگر اقوام پروتو ترکی چون اورارتوها،لولوبیها،گوتیها،دراویدیها،فینقیها،یونانیها،ایلامیها،ایتالیاییان،اشه غوزیان،کاسپیها،کاسیها و هپتالیان ،خیون ها و از همه مهمتر ،سومریها هم مقاله هایی این چونین کار کنید.

    18
    18
    • وقتی استدلالی نداری به جفنگ گویی روی می آوری. تاریخ سراسر دروغ شما را یهودی ها نوشته اند و هر روز مقصد و هدف کوچ آریایی ها به منطقه و آریا بازی های حکومت فهلوی آشکار می شود.

      22
      12
    • برای ما تورکا اومدین آذری های خیالی پوهلوی فوهلوی یا همون لی لی پوت های آتورپاتگان (!) و که کار کردین هنوزم جای توضیح داره شما هنوز تکلیف خودتونو با تحریفاتتون مشخص نکردین یه روز آذری پوهلوی فوهلوی آریایی میشیم ولی وقتی مجبور نیستیم شاه پرستی کنیم همون روز بهمون میگین مغول اول بگید ببینیم ما آریایی هستیم یا مغول بعد بیان اینجا نظر بدین جاعلین بی صفت، خنده دارترین اوصاف پانفارسا اینه که هیچوقت نفهمیدن که یه تورک میدونه که تورک هست و نیازی به ذلقک بازی این فرقه تقتقچی دنیا ندیده نیست هرچند با چرت و پرتای بی اساس و لودگی عبدالاریایی شون هر جا که تصور کنی دست به مسخره بازی می زنن برید دنبال بدبختی هاتون روانی های منطقه انقد مسخره شدین که جای بحث نداره دلقکای ۲۵۰۰ ساله معلوم نیست چی از جون مردم ما میخوان بی صفتا

      21
      13
  5. مغول ها از شرق حمله کردن

    13
    7
  6. تاریخ ایران سراسر پر تحریف و جعل است که مغرضانه نوشته شده و به خورد کودکان و نوجوانان مدرسه داده میشود ولی روزی حقیقت عیان خواهد شد

    7
    4
  7. یعنی ترکان برای اثبات وجودی خود به هر دری میزنند و تاریخ جعل میکنند

    مادها ترک بودند سومری ها ترک بودند
    کم کم میرسند بجایی که بگویند حضرت آدم هم ابتدا ترک بوده

    6
    9
    • با مسنمد و مدرک حرف بزن برای اثبات ترک بودن سومری با تو احمق وقت گذاشتن بی ارزشه چون یه احمق به تمام معنایی به باد مده حرف میزنی خب مرتیکه یابو تو هم مثل نوشته های بالا نشونه بده بگو خبر مرگم فلان جا اینونوشته البته نه از گوزپدیا

      3
      3
    • وقتی چیزی درباره اسامی قبایل مادی که که تاریخدان مورد علاقه خودآریایی پندارها(هرودوت)ازشون نام برده و تقریبا همشون دارای اشتقاق ترکی هستن یا مثلا تحقیقات فریتز هومل سومرشناس آلمانی درباره اشتراکات و نزدیکی بسیار زبان سومری با زبانهای ترکی چیزی نمیدونین همون بهترکه مثل بقیه متوهم های خودبرتربین کل کره زمین رو آریایی قلمداد کنین تا حداقل موجبات خنده و شادی ما رو فراهم کرده باشین

      1
      3
  8. رضایی
    اینکه ادعای جعل تاریخ بکنی با ادعای خالی فقط نفخ خالی میکنی سطوراتی استدلال و مستند تاریخی و عکس و خط روی جام و لوح آورده اند اشتراک لغات بین زبان آن اقوام پروتورک و تورکان امروزی آورده اند مبنی بر سکونت اقوام التصاقی زبان در اطراف دریاچه اورمیه. بقول خودت به هر دری زده اند هویت ترکی منطقه را ثابت کنند سوادش را داری به یک در هم شما بزن به یکی از استدلالها و مستندات و عکس و لوح و مدارک دوستان ما دلیل معقول و محکمه پسند مبنی بر جعل پیدا کن نفی و پوزخند و یک کلمه جعل خالی یعنی رفع سوزش

    2
    2

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *