خانه / آخرین اخبار / ای خوش آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
یاد داشتی به یاد یک مرد؛

ای خوش آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

حسني، حسني است چه آنروزها که خطیب نماز جمعه بود وچه آن زمان که تفنگ بر دوش در دفاع از اين آب و خاک میجنگید و چه این روزها که در خاک آرامیده است، همه آناني که دلي در گرو تاريخ و هويت خود دارند از هر فرصتي براي اداي دين نسبت به اين مبارز نستوه نبايد دريغ کنند.

یول‌پرس – یوسف‌پیربوداغی: این نوشتار حدود یکسال قبل در ایام  رحلت این بزرگ مرد نگاشته شد و در سالگرد دوری جانکاه او با کمی تغییرات بازنشر می گردد .

آن خطاط سه گونه خط نوشتی

یکی او خواندی و لاغیر

یکی را هم او خواندی و هم غیر

یکی نه او خواندی و نه غیر- این خط سوم منم

این سخن عارف شوریده حال شمس تبریزی در وصف خود است. صحبت از قیاس نیست اما در همیشه زمان ها انسان هایی بوده اند که رفتار وکرداروگفتارشان متفاوت از دیگرمردمان زمانه خود بوده است. بواقع امام جمعه سابق اورمیه مردی از همین آدم های متفاوت بود باویژگی های خاص و منحصربه فرد خود.

یوسف پیربوداغی - رئیس خانه مطبوعات آذربایجان‌غربی
یوسف پیربوداغی – رئیس خانه مطبوعات آذربایجان‌غربی

تاریخ آدم های خود را بهتر از ما آدم ها می شناسد و حرمت آنها را پاس میدارد ومغبون، آنهایی که می خواهند با تاریخ سازی مسیر تاریخ را دگرگون نمایند. اما ماندگاران در افکار و اندیشه ها و سینه های مردم چه بسا غیر از آن باشند که واقعه سازان و تاریخ بافان می انگارند. امام جمعه سابق ما

حسنی مردی از همین مردان تاریخ و نماد غیرت و شجاعت و مقاومت است و یارو یاور روزهای سخت این سرزمین.

در روز های آتش و خون که بسیاری از مدعیان امروزی فقط گفتارهایی از آن روزها دارند حسنی بود با یاران وفادار خود و هاله هایی از آتش و دود و خون ،  بر این ادعا کوه های سر بفلک کشیده این دیار از سردشت تا سولدوز  واز تمرچین  تا  اورین  همه شاهدند جای پای این اسطوره مقاومت و عزت آذربایجان در جای جای این سرزمین نقش بسته است و با هیچ رنگی و نیرنگی این نقش ها پاک نخواهد شد.

حاج شیخ غلامرضا حسنی بزرگ آباد فرزند حاجعلی مردی از مردستان آذربایجان و اورمیه بود شهر و دیاری که سازها و سوزهای بسیاری از تلخی های تاریخ را در دل خود پنهان نموده است.

حسنی در مجموعه باورها و اعتقادات خود مصلحت اندیش نبود سست عهدی و پیمان شکنی در قاموس  اندیشه های این مرد جایی نداشت و در مقابل زر و زور و تزویر خم به ابرو نیاورد و ایستاد برسر آنچه باور می داشت گرچه این باور در زمانه خود، اما و اگر ها داشت .

حسنی رفتاری مغایر شئونات اعتقادی  خود نداشت تا توجیه گر اعمال و رفتارهای ایام قبل از انقلاب  خود باشد وبر آن سفره گستراند هرچه بود نمادی از مقاومت و مبارزه بودآنگونه که خود می اندیشید.

حسنی در کنار تلاش های بی وقفه در جنگ و جهاد و جبهه یک زارع پرکار و فعال بود و ازجمله معدود روحانیونی که از دسترنج خود معاش مینمود او هم شیر شب بود و هم شیر روز و زاهدی عملگرا در باورهای خود.

امام جمعه سابق ما در باورهای اعتقادی خود اهل مزاح و تردید نبود و در اوج قدرتی که داشت و می توانست غیر از آن نماید جگرگوشه رشید خود، رشید را به مبارزه طلبید و آن شد که همگان می دانند اما مگر می شود از داغ اینگونه دردها غافل ماند.

حسنی بخشی از هویت و تاریخ گویا و زنده آذربایجان است کاش می شد رازها و اسرار ناگفته بسیار این مرد از مردی ها و نامرد ها برای آیندگان  مکتوب شود.

آن روزهای ماندگار

  • آنروزها که اوجالانچی های پ.ک.ک در سال ۱۳۷۷ به بهانه دستگیری اوجالان در ترکیه – در شهر اورمیه و سایر شهرهای استان بلوا به پا کردند و برای ساعاتی اوضاع را نا آرام نمودند باز این حسنی ۷۱ ساله بود که در میان مردم ظاهر شد و عمامه خود را تبدیل به کفن کرد و فتنه انگیزان را سر جای خود نشانید.
  • در سالهای بعد از انقلاب که اشرار و بدخواهان ایران و آذربایجان زندگی را بر مردم این منطقه تلخ و سایه شوم نا امنی و بلوا را فراهم نمودند حسنی کفن پوشان به میان مردم آمد و عهد بست که پا به پای مردم خواهد بود و بر این عهد تا خشکیدن ریشه های آشوب وفادار ماند
  • در سالهای اوج جنگ تحمیلی و دفاع مقدس و آنگاه که اورمیه و سایر شهرهای استان زیر بمباران وحشیانه بعثی ها قرار داشت و مردم بی پناه به ناچار خانه و کاشانه خود را ترک می کردند و در این میان جمعی فرصت طلب و اوباش به چپاول اموال مردم می پرداختند حسنی باز هم کفن پوشید و عهد کرد که نه تنها جان مردم بلکه از اموال آنان نیز پاسداری خواهد کرد و اینگونه هم شد و اصلاً حرمت نام حسنی سارقان اموال مردم را هم در آن روزهای آتش و خون زمینگیر نمود.

پیر مرد بالای چشم ما  خواهد بود.

اکنون اگر چه سالهاست که صدای گرفته و نحیف باغبان پیرآن باغ از گلدسته های مصلای اورمیه شنیده نمیشود اما وجب به وجب این جایگاه یادآور خون دلها و رنج های بی پایان او در ساخت و ساز این بنای مقدس است چه خون دلها خورد و چه رنج ها کشید تا مصلی اورمیه سامان بگیرد و مأمن عزتمند و آبرومندی برای این شهر بشود.

گرچه از پارسی سازان فارسی پرداز انتظار و امیدی نیست که نام حسنی را بر کتاب های درسی بیارایند آنگونه که  نام آن دهقان فداکار را تحمل نکردند و بعید نیست چندی بعد باقرخان را هم تحمل ننمایند اما نام و غیرت و شهامت حسنی در کتاب ها و دفترهای بی نام و نشان بسیاری نگاشته شده است و خواهد شد و نسل های بعد یاد و نام حسنی را از این نگاره ها برخواهند چید و بر سینه و دل های خود خواهند نشانید. چه بخواهیم و چه نخواهیم حسنی در قلب مردم آذربایجان ریشه دوانده است و همچون آواهایی از غیرت و مردانگی که سالهاست سینه ها را درنوردیده اند و به امروزی ها رسیده اند نام و یاد حسنی هم اینگونه به نسل های بعد از ما خواهد رسید

ساق گلهایی از غیرت و شهامت را که او آبشان داده است و بر وجب به وجب این دیار نشانده است هر روز پربارتر خواهند شد و رنگ و بوی نام اورادر سرزمین تاریخی خویش جستجو خواهند کرد.

اما چه باید گفت از این درد مزمن جامعه ما و برخی بی درد مردمی که معیار و مصداق رفتارشان حب جاه است و زرو تزویر وغیراین باور جایی نمی روند و بساطی نمی گسترند. اینک باید دید دراین روزگارغریب غیرت و شهامت ودر فقدان امام جمعه سابق آیا از حواریون مدعی آنروزها نشانی خواهد بود ؟

حسنی، حسنی است چه آنروزها که خطیب نماز جمعه بود وچه آن زمان که تفنگ بر دوش در دفاع از این آب و خاک میجنگید و چه این روزها که در خاک آرامیده است .

حسنی همرزم  دردانه های عزیزی است که اینک در قطعه شهدا ی باغ رضوان ها آرمیده اند و همراه و همدرد آنانی است که این روز ها بدون توقع و چشمداشت کوله باری از رنج ها ودردها ی آنروزهارا بر دوش میکشند.

همه آنانی که دلی در گرو تاریخ و هویت خود دارند از هر فرصتی برای ادای دین نسبت به این مبارز نستوه نباید دریغ کنند. این پیام تاریخ است به همه نسل ها و همه عصرها که اگر جامعه ای حرمت و جایگاه سابقون و پیشگامان خود را پاس ندارد باید آماده پذیرش زبونی و خواری گردد و حسنی نمادی از همین پیشگامان و سابقون جامعه ماست. نکند دوران نبود اسطوره غیرت و شهامت آذربایجان با ناسپاسی ما مردم بیدرد عجین بشود اینگونه مباد! که گفته اند:

   هر کسی نغمه خود خوانَد و از صحنه رود

   صحنه پیوسته بجاست

 ای خوش آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

 

 

 

 

یک دیدگاه

  1. آلله رحمت ائلسین.

    جنگ زامانی منیم آتامین فرماندهی اولموشویموش.

    11
    1

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *