خانه / آخرین اخبار / فلسفه “ان شاءالله” و “ماشاءالله”
منطق آموزش و پرورش ایران؛

فلسفه “ان شاءالله” و “ماشاءالله”

حتی در این وانفسای کار، باز آقایان خیال دارند با وعده و وعید، امید بستن به افزایش حقوق سالانه (آن هم کمتر از سایر کارمندان) و نیز با "ماشاءالله گفتن" و "ان شاءالله درست می شود" و ... ؛ به حیات طیبه آموزشی و پرورشی این سرزمین، ادامه بدهند!

یول‌پرس – قنبر حاجی‌وند: … بالاخره کار را به جایی رساندند که امروزه کسی این دغدغه را ندارد که اولین وظیفه و کار معلم تربیت آدم است و پرورش عبد صالح!

امروزه، کسی دغدغه ی دانایی و ارتقای فهم و شعور در قشر دانش آموز ندارد!

امروزه، کسی این مشکل را ندارد که آموزگار و معلم با آرامش قلبی و انبساط خاطر و چهره ی بشاش وارد کلاس می شود یا نه ؟!

امروزه، صحبت از درس منطق و ادب و حقیقت، کیفیت بخشی به تدریس، ارتقای سطح علمی معلمان، حفظ جایگاه و اعتبار حاملان دانش، پایبندی به ارزشهای انسانی، شرافت معلمی ؛ و دهها ویژگی و صفت ممتاز مخصوص به نیروی انسانی متمرکز در نظام تعلیم و تربیت کشور، دغدغه ی هیچکس و هیچ مسوول و هیچ مقام نیست!

امروزه، تنها یک دغدغه هست؛ حفظ کادر آموزشی (آموزگار، معلم و دبیر) به هر بهانه و شکل و فرم و علت و معلولی که شده!

تمام دغدغه ها در این یک عبارت خلاصه شده :

‘حضور فیزیکی معلم پای تخته؛ و پرستاری از بچه های مردم’ !

به همان اندازه که مهرماه هر سال برای دست اندرکاران دستگاه دولتی آموزش و پرورش مهم و حیاتی بوده و هست؛ ماههای خرداد و شهریور هر سال نیز، نه مهم و حیاتی و تاثیرگذار، بلکه دغدغه آفرین و نگران کننده است.

دغدغه ی اینکه نیروی کار و پرسنل دانشور و متخصص و دلسوز و مجرب از گردونه ی بازی یکطرفه خارج می شوند!

نگران از اینکه جای این قشر دلسوز و قانع و بدون اعتراض و سربه زیر و آشتی طلب را با چه عناصر و اشخاصی پر خواهدکرد؟!

البته، این که گفتم “دغدغه” و “نگرانی”؛ برداشت شخص بنده است. زیاد بعید نیست در آن سوی این نقطه نظر، جریانی دیگر و تفکری(!) دیگرگون تر حاکم باشد و با تسهیل امور و تعدیل قوانین و صدور بخشنامه های فصلی و موقعیتی، بخواهد نیروی کار را همچنان در صحنه ی جانفشانی بی مزد و پر مشقت (معلمی)، حفظ کند!

اینکه می شنویم تا سال ۱۴۰۰، دو سوم نیروی متخصص و متعهد، از بدنه ی آموزش و پرورش خارج خواهدشد؛ ضربه ی سنگینی است بر پیکر این نهاد.

این در حالیست که سیاستگذاران و برج نشینان وزارت متبوع، هیچ خبر خوشی مبنی بر ترمیم حقوق و مزایا و توجه سرمایه ای به مدرسه و نگاه همسان مادی و معنوی به قشر معلم ندارند؛ لذا، به این نتیجه می‌رسیم که حتی در این وانفسای کار، باز آقایان خیال دارند با وعده و وعید، امید بستن به افزایش حقوق سالانه (آن هم کمتر از سایر کارمندان) و نیز با “ماشاءالله گفتن” و “ان شاءالله درست می شود” و … ؛ به حیات طیبه آموزشی و پرورشی این سرزمین، ادامه بدهند!

الله اعلم !

نویسنده: قنبر حاجی‌وند – نویسنده و روزنامه نگار

دبیر شاغل با ۳۲ سال سابقه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *