خانه / آخرین اخبار / هواداران تیراختور چرا شعار می‌دهند؟

هواداران تیراختور چرا شعار می‌دهند؟

شعارهای هواداران تراکتور نمونه ای از یک جریان کلی تر در آذربایجان است که به تحقیر و توهین پرسابقه بر علیه شهروندان ترک ایران در قالب جوک، کاریکاتور، فیلم و یا حتی تحقیقات به ظاهر علمی چهره های نژادپرست، حساسیت بیشتری یافته و در تلاش است با رفتار متقابل و عمل مقابله به مثل با چنین وضعیتی مقابله نماید.

به گزارش یول‌پرس؛ دکتر فردین قریشی، استاد دانشگاه تهران با انتشار مطلبی تحلیلی با عنوان «فهم شعارهای هواداران تراکتور» در خصوص شعارهای هواداران تیراختور نوشت:

جنبش های ناسیونالیستی و از جمله ناسیونالیستم قومی عموما مبتنی بر یک سلسله مکانیسم‌های دفاعی هستند. در واقع به لحاظ  روانشناختی یک گروه اجتماعی زمانی به دفاع از هویت خویش برمی خیزد که احساس ‌کند این هویت مورد تهدید واقع شده و یا در معرض انکار قرار گرفته است.

به نظر می رسد هواداران تیم تراکتورسازی تبریز در برابر  هواداران دو تیم اصلی پایتخت چنین حسی را تجربه می کنند.  شعارهای توهین آمیز و قومیت ستیز هواداران دو تیم مذکور، زمینه‌های اصلی پدیدآورنده این حس خطرناک هستند.

واکنش هواداران تیم تراکتور به صورت سردادن شعارهای  مشابه توهین آمیز و حساسیت‌برانگیز ظاهر شده است و در اثر این کنش و واکنش منفی، فضای نفرت آلود  تاسف باری در حال رشد است.

شاهد اصلی واکنشی بودن حرکت هواداران تراکتور عبارت از این است که آنان در برابر هیچکدام از تیم های کشور چنین شعارهایی سرنمی دهند. حتی با هواداران برخی از تیم های دیگر مناطق کشور از جمله تیم سپاهان اصفهان رفاقت و همدلی جالب توجهی دارند.

شعارهای هواداران تراکتور نمونه ای از یک جریان کلی تر در آذربایجان است که به تحقیر و توهین پرسابقه بر علیه شهروندان ترک ایران در قالب جوک، کاریکاتور، فیلم و یا حتی تحقیقات به ظاهر علمی چهره های نژادپرست، حساسیت بیشتری یافته و در تلاش است با رفتار متقابل و عمل مقابله به مثل با چنین وضعیتی مقابله نماید.

در این میان نحوه مدیریت موضوع از جانب دولت نیز در حد مطلوب نیست. چراکه برخورد مناسبی با آتش بیاران معرکه صورت نمی پذیرد. شعارهای متعدد  حاوی اهانت، خلاف اخلاق و خلاف مصالح کلان کشور توسط هزاران نفر از سوی طرفین سر داده می شود و حرکت موثر و در حد انتظاری از سوی مدیران سیاسی، ورزشی ، انتظامی و یا امنیتی مشاهده نمی شود.

بدیهی است که مقصود از مدیریت مناسب، عبارت از اندیشه و عمل منطقی در خصوص این موضوع حساس در سطوح مختلف کلان و خرد آن است. باید در خصوص زمینه های طرح شعارهای مورد نظر، بررسی جامعی صورت پذیرد و  سپس بر مدار یافته های علمی، در خصوص نحوه مهار این چالش و حراست از همبستگی ملی اقدام شود.

قدر مسلم آن است که در کشور ما باید از طریق سازوکارهای فرهنگی و قانونی کلیشه های قومیتی جای خود را به برابری عملی شهروندان بسپارد و توهین و تحقیر هویتی به نحو اساسی ریشه کن شده و احترام برابر به حقوق تمامی اقوام ایران جز جدائی ناپذیر فرهنگ کشور شود.

نویسنده: دکتر فردین قریشی – استاد دانشگاه تهران

۴ دیدگاه‌ها

  1. از جناب آقای دکتر فردین قریشی، استاد دانشگاه تهران صمیمانه تشکر میکنیم .. و شکر خدا که تو این مملکت نژاد پرست با فرهنگی مصموم و مدیرانی بی سواد و نادان بالاخره یک نفر با جایگاه عالی اجتماعی و علمی پیدا شد که حرف منطق بزنه و ریشه یابی منطقی و توجیه عقلانی و اصولی داشته باشه

    19
    7
  2. هوادارای ما دارن از حقشون در مقتبل نژاد پرستا دفاع میکنن که نمونش توهین نژاد پرستانه به ترکها از طرف پرسپولیسی ها و هم از دریاچه ارومیه زبان مادری و حشور بانوان در استادیوم که خواسته های به حقیه ولی متاسفانه برخی ها از رو نا اگاهی و از روی لجبازی این هوادار و پانترکیسم خطاب میکنند

    21
    6
  3. متاسفانه گروه هایی که با نام ها متعدد مانند پان ایرانیست، ناسیونالیست ایرانی، ناسیونالیست پارسی ، پان پارسی و پان پالانی شناخته می شوند و کلا سروته یک کرباسند و تفکرات نژادپرستانه یکسانی دارند، در ۱۰۰ سال گذشته مواردی مانند فرهنگ، زبان و قومیت و نژاد را در ایران به یک موضوع سیاسی تبدیل کرده اند. آنها با استفاده از قدرت نظامی و پول نفت توانستند به خوبی این سیاست کثیف را پیش ببرند. برای نمونه سالها ترکها از صحبت به زبان ترکی و با لهجه احساس حقارت و به قولی بی کلاسی می کردند (سال ۷۰ حدود ۱۲ سالم بود که در چنین موقعیتی قرار گرفتم و البته به این موضوع هم اعتراض کردم )
    در این ۱۰۰ سال افراد و گروه ها روش های مختلفی برای مبارزه با این سیاست خبیث و نژادپرستانه برداشته اند که می توان گفت همهبا شکست مواجهه شده اند. یکی از دلایل اصلی را می توان گفت که مظلومین از همانروش های ظالمین برای مبارزه استفاده کردند، مثلا تاریخ سازی، چون تاریخ سازی با پول نفت و خرید تاریخ سازان (نمونه مضحکش پدر سازی از کوروش و نماد حقوق بشر کردن استوانه کوروش با ترجمه جعلی در زمان دیکتاتورتری حاکم ایران)، قدرتمند تر بود مظلومین در این راه موفقیت زیادی کسب نکردند.
    با آمدن تراکتور به لیگ برتر، از همان روز اول مبارزه با سیاسی کردن زبان و نژاد و تاریخ سازی از نوع عاریایی در تراکتور یک مانفیست شد. دیگر ۲ تیم که زاییده تفرکات پالانیسم بود و شاید نشانی از وحدت ملی بود!!!! برای میلیون ها نفر رغیب بودند و نه تنهانشانی از ایرانی بودن نبود بلکه بعدها استفراغ پالانیات!!! توسط این دو تیم سمبل آنتی وحدت ملی هم بوند. همجنین شعار دقیقه ۱۵ “تورک دیلینده مدرسه” که فقط اجرایی شدن یک اصل از قانون اساسی را دنبال م یکرد سمبل مبارزه با پالانیات و سیاسی سازی زبان بود.
    واقعا اگر پالانیون در این ۱۰۰ سال زبان را سیاسی نمی کردند و یا راه حل بهتری برای مخالفت با زبان سیاسی بود هیچوقط دقیقه ۱۵ به یک سمبل تبدیل نیم شد. البته اینکه این موضوع فوتبال را سیاسی می کند و برخلاف روح فوتبال است را باید با زایش استقلال و پرسپولیس توسط پالان دوم مقایسه کرد که اگر فوتبال سیاسی نبود ۲ تیم زاییده نمی شدند.
    جالب اینکه مسئله امروز فقط دقیقه ۱۵ و مبارزه انسانی بر علیه سیاست حیوانی ناسیونالیست ها نیست بلکه بیداری در همه جای ایران است. فارس زبانان در اصفهان و آبادان و گیلان بعد از حضور تراکتور در لیگ برتر، افراد زیادی برای تیم های سیاسی ارزشی قایل نیستند و می بینیم که این موضوع چگونه موجب عصبانیت مروجان این دو تیم شده است.
    به امید رفع سیاست های احمقانه در ایران.
    یاشا

    19
    7
  4. متاسفانه مردم و نمایندگان با حزب پان ایرانیست آشنایی ندارن، تقریبا تمام توهین های نژادپرستی علیه ترک ها در روزنامه ها توسط اعضای این حزب انجام شده.

    10
    2

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *