خانه / آخرین اخبار / غروب غمگنانه علی اکبر جان احمدلو اولین حقوقدان استان آذربایجان غربی رادمردی از خطه سولدوز

غروب غمگنانه علی اکبر جان احمدلو اولین حقوقدان استان آذربایجان غربی رادمردی از خطه سولدوز

چهل روز از عروج رادمردی از تبار خاک سولدوز گذشت ، مردی که از فرش به عرش رحل اقامت افکند و غمگنانه جسم عزیزش در خاک آرمید، مردی که تا آخرین لحظات عمرش نه از مطالعه دست برداشت و نه از نوشتن دست شست. مردی که در راه احقاق حقوق مردم ، شرافتش را به نام و نان نفروخت و در راه خدمت به مردم لحظه ای آرام نگرفت.

یول‌پرس – اسفندیار سپهری‌نیا: چهل روز از عروج رادمردی از تبار خاک سولدوز گذشت ، مردی که از فرش به عرش رحل اقامت افکند و غمگنانه جسم عزیزش در خاک آرمید. مردی که تا آخرین لحظات عمرش نه از مطالعه دست برداشت و نه از نوشتن دست شست. مردی که در راه احقاق حقوق مردم ، شرافتش را به نام و نان نفروخت و در راه خدمت به مردم لحظه ای آرام نگرفت .آری روح بزرگ رادمرد غیور سولدوزی علی اکبر جان احمدلو چهل روز قبل از جسم نحیفش پر کشید و به سوی خالقش شتافت . هر چند به عنوان فردی که خیلی دیر این غیورمرد سولدوزی را شناختم و به خاطر این امر تأسف و تأثر خویش را معترفم ولی خدا را

اسفندیار سپهری -نویسنده و روزنامه نگار

شاکرم که در طول مدت یکسالی که از آشنایی بنده با این مرد شریف گذشت خیلی چیزها یاد گرفتم و از کتابخانه غنی و بسیار باارزش ایشان بهره های وافری بردم. شاید به ندرت اتفاق بیفتد که شخصی علیرغم کهولت سن و دست و پنجه نرم کردن با بیماری در کمال وقار و آقایی و شکسته نفسی و با خوشرویی و خوش خلقی تمام نه تنها کتابخانه شخصی خویش را بدون محدودیت زمانی در اختیار علاقمندان به تحقیق و پژوهش قرار دهد که به عنوان تاریخ زنده ، محفوظات ذهنی و سینه مملو از اطلاعات و داشته های خود را نیز چه در زمینۀ مسائل تاریخی و منطقه ای و چه در حوزه حقوقی و قضایی در اختیار علاقمندان بگذارد. وی در عین اینکه از بیماری کلیوی رنج می برد ، اما با رویی گشاده و با دلی مملو از محبت و مهر و خلوص پذیرای کسانی بود که بخاطر مشاوره و استفاده از تجربیات گرانسنگ ایشان در امور وکالت ، حقوق ، تاریخ و بسیاری مسائل دیگر حتی برای اولین بار در منزل شخصی ایشان حضور می یافتند. نگارنده که در طول یکسال گذشته بارها در منزل ایشان حضور یافته و از کتابخانه ایشان در جهت تدوین تاریخ مطبوعات آذربایجان غربی بهره های فراوانی بردم ، شاهد حضور چنین افرادی بودم .

مرحوم علی اکبر جان احمدلو از آن درجه از متانت و مناعت طبع برخوردار بودند که وقتی افراد مراجعه کننده از واژه هایی مثل “خان” و ” آقا” در مورد ایشان استفاده می کردند ، معترض شده و می گفتند همه ما انسان هستیم و هیچ مزیتی نسبت به همدیگر نداشته و از هیچگونه برتری برخوردار نیستیم ، بنابراین درست نیست که مرا «خان» و «ارباب» و «آقا» خطاب کنید. ایشان حتی در قبال عنوان ریاست ایلی و طایفه ای نیز دید انتقادی داشتند و معتقد بودند اینک دیگر زمان خانخانی و ریاست بر ایل و اینگونه القاب و عناوین سپری شده است .

مرحوم علی اکبر جان احمدلو از جمله مردان روزگار بود که در کسوت وکیل ، خدمات قابل توجهی به جامعه استان نمود. وی اولین حقوقدان تحصیل کرده دانشگاهی بود که در سطح آذربایجان غربی اقدام به ایجاد دفتر وکالت نمود. چرا که قبل از ایشان کسانی که دارای دفتر وکالت بوده و مردم را در امور مربوط به مسائل حقوقی و قضایی یاری می کردند – و حتی خود ایشان نیز بعد از اخذ لیسانس حقوق ، مدتی کارآموز چنین افرادی بودند – نظیر بسیاری افرادی که در امر پزشکی و دارو و دندانسازی و… فاقد تحصیلات آکادمیک بوده ولی به شکل تجربی فعالیت می کردند فاقد تحصیلات دانشگاهی بودند و بدین ترتیب علی اکبر جان احمدلو اولین وکیل پایه یک دادگستری با تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی در سطح استان به حساب می آیند.

در زمان وکالت مرحوم جان احمدلو چه بسیار افرادی که به صورت رایگان یا با نازل ترین نرخ  از وکالت ایشان در جهت امور قضایی خویش بهره مند شدند. علی اکبر جان احمدلو همزمان که در امر وکالت به مردم استان خدمت می نمودند در ارتباط با مسائل مختلف اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، آموزشی ، کمک های انسان دوستانه ، مشاوره و… دارای مسئولیت بوده و منشأ خدمات بسیاری شده اند. حضور در تشکلهای صنفی و مدنی از طریق عضویت در این تشکلها مثل هیئت منصفه مطبوعات استان ، انجمن حمایت از زندانیان ، کانون وکلا و بسیاری تشکلهای دیگر نمونه های بارزی از خوی مدنی و اجتماعی ایشان بود. قدرت بیان ، سخنوری ، تسلط به مسائل حقوقی ، اجتماعی و سیاسی ، سینه ای مملو از موضوعات تاریخی در دوره های مختلف تاریخی از فرقۀ دموکرات آذربایجان گرفته تا دورۀ پهلوی و عصر جمهوری اسلامی از وی شخصیتی بی نظیر ساخته بود. این همه بدان دلیل بود که ایشان غیر از علاقه و استعدادی که در زمینه های مختلف داشتند از گنجینه بسیار با ارزشی از معلومات و مطالعات نیز بهره مند بودند و اوقات خویش را با مطالعۀ کتب تاریخی ، سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و قضایی پر می نمودند. به نظر نمی رسید که کتابی در قفسه کتابخانه ایشان باشد ولی ایشان مطالعه نکرده باشد. بدینگونه است که چنین مردی شایسته تجلیل و تقدیر می باشد و ای کاش زمانی که در قید حیات بودند از سوی دوستداران ، کانون وکلا ، نهادهای فرهنگی و تاریخی و بخصوص مردم اورمیه و سولدوز بخاطر زحمات چندین دهه ای ایشان هم مورد تقدیر قرار می گرفتند و هم به عنوان شخصیت بزرگ فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، تاریخی و حقوقی و فردی که سینه ای پر از اطلاعات تاریخی بخصوص در مورد اورمیه و سولدوز و حسنلو و کاوشهای باستانشناسی در این تپه داشتند به نسل جدید معرفی و از تجربیات گرانسنگ ، داشته های تاریخی و حتی مستندات تاریخی ایشان در مورد سرزمین مادری بهره های فراوانی برده می شد ؛ اما هزاران افسوس که ما ایرانیان قدر و ارزش افراد را زمانی درک می کنیم که از میان ما رحل اقامت افکنده و به دیار باقی شتافته اند.

مرحوم علی اکبر جان احمدلو قریب ۹۰ سال عمر کردند یعنی حدود یک قرن . این عمر باعزت ایشان مصادف با دوره های تاریخی مختلفی می باشد که حقیر این دوره تاریخی را به چهار دورۀ مختلف تقسیم کرده ام . دوره کودکی و نوجوانی ایشان که مصادف با دورۀ پهلوی اول یعنی سلطنت رضاخان میر پنج بود. وی در هشتم آبان ماه ۱۳۰۸ ( یعنی چهار سال بعد از انجام کودتا و خلع احمدشاه قاجار از سلطنت توسط رضاخان میرپنج و جلوس بر تخت سلطنت ) در روستای تاریخی حسنلو دیده به جهان گشود و به گفتۀ خودشان تا هفت سالگی در دامان پر مهر خانواده تربیت و حتی تعلیم یافتند. در سال ۱۳۱۵ یعنی هفت سالگی به مدرسه ابتدایی شاهپور واقع در روستای راهدانه رفته و تا پایان دوره شش ساله ابتدای در آن مدرسه تعلیم دیده و در سال ۱۳۲۰ که دورۀ اتمام سلطنت رضاخان و آغاز دورۀ پهلوی می باشد از آن مدرسه فارغ شده و تصمیم می گیرند وارد دورۀ دبیرستان شوند ؛ اما اتفاقات سیاسی و اجتماعی از جملۀ اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس و از هم پاشیده شدن شیرازۀ مملکت مانع از ادامه تحصیل ایشان و سایر دانش آموزان می گردد و بدین ترتیب دوره دوم زندگی ایشان شروع می گردد.

سال تحصیلی ۲۱-۱۳۲۰ بصورت بلاتکلیف طی می شود و مرحوم جان احمدلو از تحصیل باز مانده و این یکسال را در خانه می مانند. علاقه بی حد و حصر جد بزرگوار ایشان مرحوم حسین پاشاخان به ادامه تحصیل علی اکبرجوان و خود وی و سایر دانش آموزان علاقمند ، حسین پاشاخان را وا می دارد تا به اتفاق مرحوم امیر فلاح رئیس وقت ایل قاراپاپاق به اورمیه عزیمت نموده و بعد از دیدار و مذاکره با اولیای وقت فرهنگ استان چهارم ، موفق می شوند دو نفر دبیر با نامهای مرحوم یوسف کردی نژاد – که بعدا” از وکلای مجرب دادگستری شد – و محمد حسین وثوقی «دبیر ریاضی» را به شرط تهیه مسکن و تأمین و پرداخت حقوق ماهانه مطابق حقوق دولتی به سولدوز بیاورند و بدین ترتیب اولین زیر بنای تأسیس دبیرستان در سولدوز ریخته میشود.

کلاس اول دبیرستان در همان مدرسه شاهپور راهدانه با ۱۴ شاگرد در سال تحصیلی ۲۲-۱۳۲۱ افتتاح می شود و بدین ترتیب علی اکبر جان احمدلو به همراه بقیه علاقمندان به تحصیل در این دبیرستان نوبنیاد مشغول تعلیم و تربیت می شوند تا اینکه سال ۱۳۲۴ از راه فرا می رسد و سال تحصیلی ۲۵-۱۳۲۴ مصادف میشود با حرکات سیاسی – اجتماعی فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه وری. بدین ترتیب دوره سوم از زندگی تاریخی علی اکبر جان احمدلو با این اتفاقات شروع می گردد. وی در این زمینه می گوید : در روز ۲۱ آذر ، حکومت دموکرات آذربایجان در تبریز اعلام موجودیت کرد و به دنبال این امر، به ادارات و مدارس دستور فوری ابلاغ شد که آموزش و نوشتن به زبان فارسی ممنوع است و کلیه مکاتبات اداری و تدریس باید به زبان ترکی باشد. داستان غریبی بود. مردم آذربایجان با وجود ترک زبان بودن قادر به خواندن و نوشتن ترکی نبودند ، کتاب ترکی وجود نداشت و تمام اوراق اداری به زبان فارسی بود. فقط دو سه ورق روزنامه به زبان ترکی در تبریز چاپ و به ندرت [ در سولدوز ] توزیع می شد اما لیاقت و کاردانی مدیر دبیرستان بنام آقای بیوک دستمالچی** اهل تبریز کارساز شد و به زودی مقدمات تدریس ترکی با تدبیر و درایت ایشان فراهم شد . اما تنها مسئله زبان نبود. حضور ارتش شوروی از یک طرف و آشفتگی منطقه از طرف دیگر و آمدن حکومت جدید سبب درهم ریختن اوضاع زندگی و حتی اخلاقی مردم شده بود. در مدرسه ای که دبستان و دبیرستان با هم قاطی بود ، هر کس ساز خودش را میزد. یکی با اسلحه می آمد و در کلاس با اسلحه می نشست ، یکی لباس کردی می پوشید و دیگری لباس و کلاه قزاقی بر سر داشت».

مرحوم علی اکبر جان احمدلو بعد از اتمام دوره سه ساله دبیرستان برای اخذ دیپلم به تبریز می روند و در کلاس چهارم دبیرستان ثبت نام و مشغول تحصیل می شوند . دورۀ دیپلم ایشان همزمان می شود با وقایع ۲۱ آذر ۱۳۲۵ تبریز و حمله ارتش محمدرضا شاه پهلوی به آذربایجان و شکست فرقه دموکرات آذربایجان از یک سو و درگذشت پدر بزرگشان مرحوم حاج حسین پاشا خان بر اثر سانحه تصادف بعد از بستری در بیمارستان آمریکایی تبریز (۸ آذر ۱۳۲۵) از سوی دیگر . مورد اخیر موجب وارد آمدن ضربه روحی شدیدی به ایشان می گردد.  به دنبال آشفته شدن اوضاع تبریز و از دست دادن نیای خویش ، علی اکبر جان احمدلو تحصیل را به طور ناقص رها کرده و به سولدوز باز می گردند. وی بعد از غائله فرقه دموکرات آذربایجان و پایان حاکمیت این فرقه در آذربایجان ، سال ۱۳۲۶ برای ادامه تحصیل به اورمیه عزیمت نموده و بعد از اتمام پایه پنجم دبیرستان بنا به اظهار خودشان سال ۱۳۲۹ در کلاس ششم رشته طبیعی ثبت نام می نمایند اما به علت عدم علاقه به دروس طبیعی و ریاضیات این کلاس را ترک کرده و بعد از یکسال از ترک تحصیل ، به خاطر علاقه به رشته ادبی برای ادامه تحصیل در این رشته و اخذ دیپلم ادبی به تبریز عزیمت می نماید.

وی در سال۱۳۳۰ پس از اتمام کلاس ششم دبیرستان در رشته ادبی از دبیرستان فردوسی تبریز فارغ التحصیل شده و پس از شرکت و موفقیت در کنکور وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران می گردد. دوره تحصیلی ایشان در رشته حقوق دانشگاه تهران مصادف می شود با مبارزات سیاسی دکتر محمد مصدق و ملی شدن صنعت نفت. وی در خاطرات خویش می نویسد : «زمان تحصیل من در دانشکدۀ حقوق مصادف با تشکیل دولت مصدق و جنجال ملی شدن نفت بود و بزرگترین یاور دولت بازاریان تهران و دانشجویان [ بخصوص دانشجویان ] دانشکدۀ حقوق بودند که در تمام مدت تحصیل ، وقت دانشجویان به دادن شعار به نفع دولت مصدق در خیابانها و کشمکش با مخالفین دولت می گذشت . روزهای ۱۲ فروردین ، ۳۰ تیر ، ۲۸ مرداد و ۱۶ آذر از روزهای مورد توجه دانشجویان بودند.»

مرحوم علی اکبر جان احمدلو پس از تدوین پایان نامه در رشته حقوق سیاسی و دفاع از آن ، در سال ۱۳۳۵ خورشیدی از دانشگاه فارغ التحصیل و سال ۱۳۳۶ به اورمیه بازگشته و به قول خودشان «بعد از رفع مشکل سربازی و به تشویق همکلاسی های دوره دانشگاهی » وارد شغل وکالت شده و اولین دفتر وکالت رسمی در استان توسط ایشان افتتاح می شود. ایشان در این زمینه می گوید : « از حق نباید گذشت که قبل از من حدود ۶ یا ۷ نفر از مردان باسواد و کاردان و دینی به کار وکالت مشغول بودند ولی هیچیک تحصیلات حقوقی کلاسیک نداشتند ولی مردانی بزرگوار و شریف بودند.»

مرحوم علی اکبر جان احمدلو همزمان با کار وکالت ، مشاورحقوقی شهردار ، مشاور حقوقی اداره کل دارایی استان ، مشاور حقوقی ادارات دخانیات ، غله ، قند و شکر ، مشاور حقوقی بانکهای صادرات و بازرگانی هم بودند. در سال۱۳۴۰ که قانون اصلاحات ارضی اجرا می شد به عنوان مشاور حقوقی اداره به اصلاحات ارضی استان منصوب می شوند. در سال ۱۳۴۷ بعد از تأسیس و افتتاح فرودگاه اورمیه با حکم شرکت هواپیمایی ملی ایران ، اولین نمایندگی فروش بلیط هواپیمای تهران- اورمیه و برعکس به ایشان محول می گردد. ایشان حتی نمایندگی فروش بلیط هواپیمای تبریز- تهران را نیز بر عهده داشتند و این نمایندگی تا سال ۱۳۵۲ ادامه می یابد. بدین ترتیب ایشان اولین فردی در استان هستند که به طور رسمی مسئولیت نمایندگی این شرکت را در آذربایجان غربی و شرقی بر عهده داشتند. مشاور حقوقی دانشکده کشاورزی اورمیه از دیگر سمتهای رسمی بود که ایشان سالها بر عهده داشتند و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که دورۀ چهارم از زندگی تاریخی ایشان شروع می گردد به شغل شریف وکالت خویش ادامه داد و در نهایت در سال۱۳۸۰ بنا به تقاضای خودشان و موافقت صندوق حمایت وکلای دادگستری ، به افتخار بازنشستگی نائل می گردند.

نفر چهارم از سمت راست مرحوم علی اکبر جان احمدلو عضو گروه کاوش باستانشناسان امریکایی تپه تاریخی حسنلو

مرحوم جان احمدلو در جریان اجرای کاوشهای گروه باستانشناسی در تپه حسنلو به ریاست دایسون امریکایی از جمله افرادی بود که در این گروه عضویت داشت و از نزدیک در جریان کشف جام زرین حسنلو بود و یادم می آید در اولین دیداری که با ایشان داشتم همینکه یکی از دوستان مرا به ایشان معرفی نمود بالفور مقاله ای که به قلم اینجانب در زمینه داستان کشف جام زرین حسنلو در نشریه ارمغان آذربایجان منتشر شده بود به یاد آورده و به بخشی از مقاله که در مورد نحوه کشف جام و انتقال آن به اورمیه به نقل از خانم صمصامی همسر رئیس وقت اداره فرهنگ شهرستان نقده اشاره شده بود انتقاد و اظهارات ایشان را خالی از حقیقت دانسته و اظهار نمودند به دلیل اینکه خود رأسا در جریان کشف و انتقال جام یاد شده بودند داستان این کشف را بطور مستند نگاشته اند . بنده هم از ایشان خواهش نمودم آن نوشته را در اختیار بنده بگذارند تا در نشریه منتشر بشود که ایشان هم قبول کردند و بعدها تصویری از دستنوشته خویش را تحوبل نمودند و قرار شد بعد از ویرایش مجدد و رؤیت و تأیید ایشان این مقاله در جراید منتشر شود که حقیر هم این مهم را به انجام رساندم و جهت انتشار به دفتر ارمغان آذربایجان ارسال نمودم.

علی اکبر جان احمدلو از جملۀ آن مردان نیک روزگار بود که نه به دنبال نام و نان بود و نه نیاز به تعریف و تمجید داشت. او به مصداق این ضرب المثل معروف بود که می گوید : ” مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار گوید. شوخ طبعی ، کیاست ، صداقت ، متانت ، بزرگ منشی ، دوری از الفاظ و القاب ، داشتن قلمی توانا و زبانی گویا ، رفتاری نیک و سلوکی زیبا ، خوش رویی و خوش برخوردی ، سعۀ صدر ، دوری از تجملات و زرق و برق زندگی ، تعلق خاطر به تاریخ ، فرهنگ و آداب و رسوم سرزمین مادری ، عشق به میهن و خاک و آبا و اجدادی ، علاقه به مطالعه و نویسندگی و کمک به محققین و بسیاری سجایای اخلاقی و رفتاری دیگر از ایشان مردی نیکنام به یادگار گذاشته و در جریده تاریخ ثبت نمود. نام نیکی که موجب افتخار مردم آذربایجان و بخصوص مردم سولدوز می باشد.

مرحوم جان احمدلو که در تمام عمر وکالت و مسئولیتهای گوناگونی که بر عهده داشتند ، تمامی سعی و تلاش خویش را مصروف خدمت به مردم استان می نمودند ؛ بنا به اظهار خودشان « همواره سعی کردم در انجام وظایف خود انصاف و عدالت و کمک به همنوع را سرمشق خود قرار دهم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.»

و چه لذتی شیرین تر از این که این مرد عدالت خواه و منصف در راه احقاق حقوق مردم از هیچ کوششی فرو گذار نکردند و با دلی مملو از عشق و محبت و مهربانی و با خاطری آسوده و آرام در بیست و دومین روز از دومین فصل سال ۱۳۹۸ بهار عمرش به پاییز گرایید و این دنیای فانی را ترک نمودند.

 

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز                مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

یادشان گرامی و نامشان ماندگار و پرآواز باد.

 

** بیوک دستمالچی ویجویه از اعضای فرقه دموکرات شعبه اورمیه و از نویسندگان نشریه اورمیه ارگان رسمی این فرقه در غرب آذربایجان بود و مقاله ای هم در مورد مسائل و مشکلات سولدوز در این نشریه منتشر نموده بود.)

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *